تبليغاتX
روانشناسی




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق



فالنامه حضرت حافظ



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





مشاوره رایگان

آیا از مشکلات زندگی خسته شده اید؟

 آیا به اندازه کافی پول ندارید؟

 آیا از شغلتان ناراضی هستید؟

 آیا ماشین مدل جدید می خواهید؟

 آیا می خواهید صاحبخانه شوید؟

 آیا می خواهید ازدواج کنید؟

 آیا می خواهید وارد دانشگاه شوید؟

 آیا زندگی تان دچار بحرانهای مختلف شده است؟

 آیا ...؟؟؟ آیا تاکنون از خود پرسیده اید که بین افراد ثروتمند و فقیر یا افسرده و شاد و در کل بین انسان های موفق و ناکام چه تفاوتی وجود دارد؟

 آیا می دانید چرا اکثر مردم در بیماری، فقر و گمنامی زندگی میکنند

مشاوره رایگان

چنانچه به موفقیت می خواهید برسید

تماس بگیرید


[+] نوشته شده توسط بهرام در 14:11 | |







خنده

لبخند
 
به همديگر لبخند بزنيد بدون توجه به اين كه طرف مقابلتان كيست و همين امر سبب خواهد شد كه عشق و محبت در ميان شما در مقياس وسيعي رشد يابد.
 
"مادر ترزا"
 
MIADGAH IS  THE BESTوقتي به دست دشمن گرفتار آمد او را در سلولي زنداني كردند. از نگاه هاي تحقير آميز و برخوردهاي خشن زندانبانان فهميد كه روز بعد اعدام خواهد شد. داستان را از زبان راوي اصلي آن بشنويد:
" اطمينان داشتم كه مرا خواهند كشت. به همين خاطر خيلي ناراحت و عصبي بودم. جيب هايم را گشتم تا شايد سيگاري از بازرسي آنان در امان مانده باشد. يك نخ سيگار يافتم و چون دست هايم مي لرزيد آن را به دشواري ميان لبهايم نهادم. اما كبريت نداشتم، آنها قوطي كبريتم را گرفته بودند.
از ميان ميله هاي سلول به زندانبانم نگريستم. نگاهش از نگاهم گريزان بود، چون معمولاً كسي به مرده نگاه نمي كند. به صدا درآمدم و گفتم: ببخشيد، كبريت خدمتتان هست؟ نگاهم كرد، شانه هايش را بالا انداخت و براي روشن كردن سيگار به من نزديك شد.
كبريت را كه روشن كرد چشمانش ناخواسته به چشمانم دوخته شد. در اين لحظه، من لبخند زدم. نمي دانم چه دليلي داشت. شايد ناشي از حالت عصبي ام بود. شايد هم به خاطر اين بود كه وقتي آدم خيلي به كسي نزديك مي شود لبخند نزدن كار مشكلي بنظر مي رسد. به هر ترتيب، لبخند زدم. در آن لحظه، انگار جرقه اي ميان قلب هاي ما، ميان دو روح انساني، زده شد و مي دانم كه نمي خواست، اما لبخند من از لاي ميله هاي زندان عبور كرد و لبخندي روي لب هاي او پديد آورد. او سيگارم را روشن كرد اما دور نشد. مستقيماً به چشمان من مي نگريست و همچنان لبخند مي زد.
من نيز با لبخند به او جواب مي دادم، اما حالا به او به عنوان يك انسان و نه يك زندانبان مي نگريستم. نگاه هاي او نيز بعد تازه اي بخود گرفته بود. او پرسيد: ببينم، بچه داري؟
"بله دارم، ايناهاشون، ايناهاشون" كيفم را درآوردم و با دست هاي لرزان دنبال عكس خانواده ام گشتم. او نيز عكس بچه هاي خود را به من نشان داد و درباره اميدها و نقشه هايي كه براي آنان كشيده بود، صحبت كرد. اشك در چشمانم حلقه زد. به او گفتم ترسم از اين است كه ديگر بچه هايم را نبينم و شاهد بزرگ شدن آنان نباشم. چشمان او نيز پر از اشك شد.
بناگاه بي آنكه كلمه اي بر زبان بياورد، قفل سلولم را باز كرد و مرا به آرامي بيرون برد. سپس، مرا از طريق راه هاي مخفي، از زندان و بعداً از شهر خارج كرد. آنجا، در بيرون شهر مرا رها ساخت و باز بدون اينكه كلمه اي بر زبان جاري سازد به شهر بازگشت.
"زندگيم را با يك لبخند باز يافتم"

" آنتوان دوسنت اگزوپري"

 بیا با هم بخندبم

نه به یکدیگر بخندیم


[+] نوشته شده توسط بهرام در 14:2 | |







ساده ترين روش براي نگارش يك نامه عاشقانه

انتیک تر از دریافت یک نامه عاشقانه دسـت نـویس بـاشـد. ایـن نوع نامه ها هنوز هم به عنوان یکـی از بـهتـریـن هدیه های ولنتاین به شمار می روند اما نـبـایـد آنـهـا را مـخـتـص فـوریـه بـدانـیم در هر زمان از سال نـامـه هـای عـاشـقـانه تجلی قدرتمندی از عشق شمـا را پدیدار می سازند.
لازم نیـست کـه حـتما شکسپیر باشید تا بتوانبد یک نامه عـاشـقـانه کـامل و بی نقص بنویسید فقط کافی است که بتـوانیـد احسـاسـات خـود را منـتـقل کـنید. چیزی که نامه عـاشقانه را از سایر نامه ها مجزا می کند خصوصی بودن آن اسـت. از ایـن طـریـق بـه محبوب خود نشان میدهید کـه او را بـه خـوبـی مـی شنـاسـید و ایـن آگاهی را فقط و فقط از طریق عشق خود بدست آورده اید.
 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
 

تمام چیزی که برای شروع به آن نیاز دارید در دست داشتن قلم و کاغذ مناسب است. سعی کنید به جای کاغذهای با عکس گل سرخ و آندسته از کاغذهایی که در حاشیه آن تصویر الهه های عشق (کودکی برهنه) چاپ شده است از یک کارت محکم استفاده کنید. گیرنده این نامه می خواهد از آن برای سال های درازی نگهداری کند برای همین نوشتن بر روی یک کارت محکم به دوام آن کمک می کند.

سعی کنید در نوشتن صریح باشید. به او بگویید که دقیقا چه احساسی را در شما ایجاد می کند و چه کاری انجام می دهد که باعث می شود شما یک چنین احساسی داشته باشید. از ضمیر دوم شخص "تو" استفاده کنید تا نامه شما مستقیما او را مخاطب قرار دهد. پیش از اینکه شروع به نوشتن کنید چند لحظه صبر کنید و به محبوب خود فکر کنید. شاید سوالات زیر به شما کمک کند تا بتوانید افکارتان را بهتر به جریان بیندازید:
بهترین توانایی او چیست؟
متوجه چه چیزی در او شده اید که خودش قبلا از آن خبر نداشته؟
رمانتیک ترین کاری که او تا به حال برای شما انجام داده چیست؟
در امور روزمره زندگی چه کاری انجام می دهد که گویای اهمیت او نسبت به شماست؟
چه موقع عاشق او شدید؟
کدامیک از خوبی های او شما را شگفت زده می کند؟
بهترین خاطره مشترکتان چیست؟
از زمانیکه به هم پیوستید چه تغییراتی در زندگی شما ایجاد شد؟
 


 

البته شما می توانید نامه را به هر طریق که مایل بودید شروع کنید فقط کافی است نام او را ذکر کنید. لازم نیست که از همان ابتدا خیلی احساساتی برخورد کنید. یک "عزیزم" ساده کفایت می کند. نامه را با توضیح یکی از خصوصیات ویژه او که آنرا دوست می دارید شروع کنید. سعی کنید در مورد او از جمله های منحصر به فرد استفاده کنید، مثلا "من هیچ گاه در زندگی خود با کسی که به اندازه تو ....... باشد ملاقات نکرده ام." و یا " هیچ کس هیچ موقع به اندازه تو باعث نشده بود که من احساس ...... کنم." با یک چنین مقدمه ای به او ثابت می شود که رتبه بندی او در ذهن شما با بقیه فرق می کند و جایگاه او از سایرین بالاتر است.

 


یک راه ساده برای شروع نامه های عاشقانه

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
 

در نوشته های خود احساسات واقعی تان را نسبت به او بیان کنید، از مثال هایی استفاده کنید که نشان دهنده توجه شما نسبت به طرف مقابل باشد. مطمئنا کارهایی که برای خوشحال کردنتان انجام داده برای شما ارزشمند هستند پس بهتر است این امور را مجددا به او یاد آوری کنید. خاطره مورد علاقه تان را مرور کنید، برای آینده آرزوهای خوب کنید و گفتن " دوستت دارم" را نیز فراموش نکنید. لازم نیست که نامه شما خیلی طولانی و یا کوتاه باشد فقط باید صداقت را رعایت کنید و صمیمی باشید.
هیچ قانونی وجود ندارد که شما را ملزم به استفاده از شعر در نامه های عاشقانه کند اما اگر دوست داشته باشید می توانید چند بیت شعر مناسب به سلیقه خود انتخاب کنید و آنرا در متن نامه بگنجانید. اگر سروده خاصی در ذهن شما نیست می توانید از شعرهایی که به صورت online موجود هستند استفاده کنید. اما اگر از شعرهای کلاسیک خسته شده اید و به دنبال ابیات غیر معمول می گردید من کتاب "با من تا انتهای عشق برقص" به نویسندگی لئونارد کوهن را به شما معرفی می کنم.
هنگامیکه نامه کامل شد یکبار دیگر آنرا با دقت بخوانید و اگر به اشتباهی بر خوردید آنرا تصحیح کنید. این نامه قرار است بارها و بارها خوانده می شود شما که نمی خواهید یک اشتباه کوچک تاثیر آنرا از بین ببرد.
 


 

اگر می خوهید تاثیر نامه دو برابر شود باید در آنرا مهر و موم کنید. این روزها پاکت های دارای مهر و موم در هر مغازه لوازم تحریر فروشی پیدا می شوند. اما استفاده از یک تکه شمع آب شده تیره رنگ خیلی رمانتیک تر است. این کار بسیار ساده است: شمع را روشن کنید ، هنگامیکه آب شد چند قطره از آن را با دقت کافی بر روی در پاکت بچکانید و چند لحظه منتظر بمانید تا کاملا خشک شود.
زمانیکه نامه کامل شد آنرا پست کنید و منتظر پاسخ آن بمانید. اگر كمي تا قسمتي و به اندازه کافی خوش شانس باشید ممکن است روزی خودتان نیز یک نامه عاشقانه دریافت کنید


[+] نوشته شده توسط بهرام در 20:35 | |







بخوان از این مجمل و درست عبرت گیر

يک روز وقتى کارمندان به اداره رسيدند، اطلاعيه بزرگى را در تابلوى اعلانات ديدند که روى آن نوشته شده بود: «ديروز فردى که مانع پيشرفت شما در اين اداره بود، درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشييع جنازه که ساعت ‌١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود، دعوت مى‌کنيم.»

 

به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، نويسنده وبلاگ"مديريت تحول" به نشاني http://jalilkhani.blogfa.com آورده است: در ابتدا، همه از دريافت خبر مرگ يکى از همکارانشان ناراحت مى‌شدند، امّا پس از مدتى، کنجکاو شدند که بدانند کسى که مانع پيشرفت آن‌ها در اداره مى‌شده که بوده است.

 

اين کنجکاوى، تقريباً تمام کارمندان را ساعت‌١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعيت زياد مى‌شد، هيجان هم بالا مى‌رفت. همه پيش خود فکر مى‌کردند: «اين فرد چه کسى بود که مانع پيشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!»

 

کارمندان در صفى قرار گرفتند و يکى يکى نزديک تابوت مى‌رفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مى‌کردند، ناگهان خشکشان مى‌زد و زبانشان بند مى‌آمد.

 

آينه‌اى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مى‌کرد، تصوير خود را مى‌ديد. نوشته‌اى نيز بدين مضمون در کنار آينه بود: «تنها يک نفر وجود دارد که مى‌تواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نيست جز خود شما. شما تنها کسى هستيد که مى‌توانيد زندگى‌تان را متحوّل کنيد. شما تنها کسى هستيد که مى‌توانيد بر روى شادى‌ها، تصورات و موفقيت‌هايتان اثر گذار باشيد. شما تنها کسى هستيد که مى‌توانيد به خودتان کمک کنيد.

 

زندگى شما وقتى که رييستان، دوستانتان، والدين‌تان، شريک زندگى‌تان يا محل کارتان تغيير مى‌کند، دستخوش تغيير نمى‌شود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغيير مى‌کند که شما تغيير کنيد، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذاريد و باور کنيد که شما تنها کسى هستيد که مسئول زندگى خودتان مى‌باشيد.

 

مهم‌ترين رابطه‌اى که در زندگى مى‌توانيد داشته باشيد، رابطه با خودتان است.

 

خودتان را امتحان کنيد. مواظب خودتان باشيد. از مشکلات، غيرممکن‌ها و چيزهاى از دست داده نهراسيد. خودتان و واقعيت‌هاى زندگى خودتان را بسازيد.

 

دنيا مثل آينه است. انعکاس افکارى که فرد قوياً به آن‌ها اعتقاد دارد را به او باز مى‌گرداند. تفاوت‌ها در روش نگاه کردن به زندگى است.»

================================

==================================================


يکي از بزرگترين موانع براي افرادي که مي خواهند اعتماد به نفسشان را بالا ببرند، نياز مبرم آن‌ها به تاييد و تصديق ديگران است. آن‌ها احساس مي کنند اگر کسي به آن‌ها نگويد که چه کار محشري انجام داده اند يا چقدر عالي بوده اند، حتماً به اندازه ي کافي خوب نبوده اند. آن‌ها به خودشان ايمان ندارند و نياز دارند که کسي را پيدا کنند که آن‌ها را باور داشته و تاييدشان کند.

 

مشکل اينجاست که وقتي به خودتان اعتماد داشته باشيد، ديگر مهم نخواهد بود که بقيه در مورد شما چه نظري دارند و چه مي گويند، چون مهمترين فرد خودتان هستيد.

 

شما دائماً دنبال افراد بيشتر و بيشتري هستيد که بگويند با ارزشيد. اين جست‌وجو آنقدر ادامه پيدا مي کند تا کسي را پيدا مي کنيد که دقيقاً نظر خودتان را در مورد شما داشته باشد؛ يعني اعتقاد داشته باشد که شما فردي کاملاً شکست خورده و ناتوان هستيد. بعد از اين حتي اگر يک ميليون انسان هم شما را تاييد کرده باشند، ديگر برايتان مهم نخواهد بود و فقط آن اظهار نظر منفي در ذهنتان خواهد ماند.

 

همه چيز در خودتان است. تاييدي که به آن نياز داريد بايد از جانب خودتان باشد و اين فقط زماني ميسر خواهد شد که دست از جست‌وجوي تاييد ديگران برداريد و براي خوب کردن خودتان زمان بگذاريد.

گاهي فقط هوشياري از اعمال خودتان بهترين درمان براي شما خواهد بود. پس براي خودتان زمان گذاشته و و به بررسي احساساتتان بپردازيد و ببينيد که چرا و از کجا آمده اند. وقتي اين کار را انجام داديد، ديگر براي آن احساس خاص، نيازي به تاييد ديگران نخواهيد داشت.

 

آن لحظه اي که ناگهان متوجه مي شويد ديگر نيازي به تاييد ديگران نداريد برايتان غيرقابل باور خواهد بود. آرامشي غيرمنتظره در وجودتان ايجاد مي شود که آن را سراسر لذت مي کند. مثل اين مي ماند که ناگهان از يک کابوس بيدار شده ايد و الان آزاديد که فقط خودتان باشيد. کل زندگيتان يکباره تغيير خواهد کرد و مي بينيد که براي اولين بار در زندگيتان حس "راضي" و "خوشحال" بودن را درک مي کنيد.


[+] نوشته شده توسط بهرام در 18:15 | |







چرا خودکشی

خودکشی یه فرد 27 ساله
19 مهر

طبقه بندی: غم انگیز

فردی 27 ساله شب گذشته به‌دلیل بیكاری خود را حلق‌آویز كرد و به این ترتیب، پرونده‌ای با موضوع خودكشی در شعبه‌ هفتم بازپرسی دادسرای جنایی تهران به جریان افتاد.
شب گذشته در میدان هروی، زمانی كه پدر و مادر یك جوان 27 ساله به نام "آرش" به منزل خود مراجعه می‌كنند با جسد حلق‌آویز شده فرزندشان از حفاظ پنجره مواجه شده و فورا ماموران كلانتری را در جریان این حادثه قرار می‌دهند.
با اطلاع موضوع به قاضی محمد شهریاری، بازپرس كشیك قتل دادسرای جنایی تهران، تحقیقات در این زمینه آغاز و مشخص می شود كه "آرش" مسافركش بوده و به امرار معاش 2 خانوار از طریق مسافركشی می‌پرداخته كه به دلیل نداشتن بنزین و عدم توانایی كسب درآمد، شب گذشته خود را در منزل پدرش حلق آویز كرده و به زندگی خود پایان داده است.
به این ترتیب تحقیقات قضایی جهت كشف ابعاد مختلف این حادثه در شعبه هفتم بازپرسی دادسرای جنایی آغاز شد.

===================
سلام .
چرا خودکشی ایا با خودکشی کار  نون داری پیدا کرد ؟
ادم نباید  نا امید شود باید جستجو گر باشد  درسته الان کار کم هست و بیکاری بیداد میکند و لی این راه درست نیست که تا به اخر خط رسید خودش را دار بزند
کار نیست . خانه  و مسکن نیست .هر جا بروی تا این دو نباشد بهت زن نمیدن.
تا این سه را نداشته باشی کسی جواب سلامت را نمیده وادم حسابت نمی کنند.؟
خوب پس راه ان را پیدا کنید . توانستن خواستن هست تلاش کن
هر کار تلاش می خواهد به اسانی بدست نمی اید
از تو حرکت از خدا برکت



[+] نوشته شده توسط بهرام در 17:25 | |







یا رب العالمین

 

 

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

Let go and let God.

غم نخور وهمه چیز را به خداوند  بسپار

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

 

They say that God is everywhere,
and yet we always think of Him as somewhat of a recluse.


مي گويند خدا همه جا هست و با اين حال،
هميشه فکر مي کنيم از ما دور است.
 

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

 

God gives birds their food,
but they must fly for it.


خدا غذاي پرندگان را مي دهد
اما آنها بايد براي به دست آوردنش پرواز کنند.
 

 

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org
Visit Us @ www.MumbaiHangOut.OrgVisit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

 


If we just stop looking for the Red Sea to split,
we might see all the wonderful miracles
God makes all around us every day.


اگر دست از انتظار براي معجزه ي خیلی بزرگ مثل شکاف آب دریا  برداريم،خواهيم توانست همه ي معجزات خارق العاده اي که خداوند
هر روز در اطرافمان ظاهر مي کند ببينيم.

   

 

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

 .
 

 =========================


Love is the highest miracle and  gift of God.
 

عشق والاترين هديه  و معجزه ي خداوند است.
 

 

========================
 


 

 

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org
Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org
Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

 
 The prayer most acceptable to
God comes from a thankful heart.


دعايي که بيش از همه مورد پذيرش خداوند است
دعايي است که از دل بنده ی شکر گزار خداوند  برخيزد.

 

 

 
Sooner or later you have to seek God. Why not now?


دير يا زود بايد به دنبال خدا بگردي، چرا حالا نه؟


 whoever wants to find God will find a way to Him.


هر کسي خدا را بجويد، راهي به سوي او خواهد يافت

.
 

 

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org
Visit Us @ www.MumbaiHangOut.OrgVisit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

 


God is the East and the West
and wherever you turn, there is God's face.


خداوند همه جا حاضر هست .
به هر طرف رو کني، رو در روي خدا خواهي بود.
 

 

 

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

 

 

 

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org


Some people think it is unfair for
God to put thorns on roses.
Others praise Him for putting roses on thorns.


عده ای فکر مي کنند منصفانه نيست که
خداوند کنار گل سرخ خار گذاشته است

و
عده ای  ديگر خدا را ستايش مي کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته است.

 

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org


 Don't pray that God's on our side; pray that we're on His side.
دعا نکن که خدا کنار همواره در کنارمان  باشد، دعا کن که ما همیشه در  کنار خدا باشيم.

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

 

از من مي‌شنوي؟ هر كس گفت دنبال من بيا، من رسم جديد آورده‌م،
پشتت را كن بهش و برو دنبال كارت
محلش نگذار. كسي قرار نيست رسم جديد بياورد.
همان رسم قديم است، قرار است همان را يادت بياورند.
ذكر اصلاً يعني همين ديگر؛ يعني يادآوري

====================

هزاران معجزه ميان آسمان و زمين معطل است، دستي بايد تا

 معجزه ها را فرود آورد
 

با توام ، با تو خدا

یک کمی معجزه کن

چند تا دوست برایم بفرست

پاکتی از کلمه

جعبه ای از لبخند

نامه‌ای هم بفرست

کوچه های دل من

باز خلوت شده است

قبل از اینکه برسم

دوستی را بردند

یک نفر گفت به من

باز دیر آمده ای

دوست قسمت شده است


[+] نوشته شده توسط بهرام در 17:12 | |







این خبر تازه برام اومده .

دختری که به جای اشک، خون می‌گرید

 ۸۶۳۲۸۹۲۹۴۳۲۳۷۹۴۳۴.jpg

یك دختر ۱۳ ساله هندی به جای اشك، خون گریه می‌كند. علاوه بر این، از تمامی منافذ بدنش نیز خون می‌چكد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از گاردین ، «تونیكل دوی ودی»، دختر نوجوان هندی است كه بدون هیچ خراش یا زخمی روی پوست بدنش، خونریزی دارد.

وی هنگامی كه گریه می‌كند، به جای اشك، خون از غدد اشكی چشمانش می‌چكد. علاوه بر این از گردن، بینی و كف پاهایش نیز خون ترشح می‌شود.

روستائیان ساکن اطراف خانه این کودک می گویند او نفرین شده است و او را در خیابان با بدترین الفاظ توهین می کنند . این بدترین شهرتی است که می توانید در هند به دست بیاورید.

این دختر ۱۳ ساله می‌گوید: “این موضوع نخستین بار باعث ترس من شد، اما بعد به آن عادت كردم. خون، كثیف است و تمامی لباس‌های من همیشه خون‌آلوده هستند، در مدرسه هیچ كس به من نزدیك نمی‌شود، تا با هم بازی كنیم. من هیچ وقت نمی‌توانم گریه كنم و همیشه جلوی گریه خودم را می‌گیرم تا خون جاری نشود.”

برای اولین بار در ژوئیه سال ۲۰۰۷ میلادی، دهان این دختر خونریزی کرد و از همان زمان این خونریزی ادامه دارد.

ابتدا پزشكان گمان كردند این خون‌ها از یک زخم ناشی می‌شود، اما چند هفته بعد این خونریزی از منافذ پوست سر وی هم ادامه یافت.

پزشكان انیستیتو تحقیقاتی هند بر این باورند كه این دختر به بیماری كمبود پلاكت خون مبتلاست، یعنی بدنش قادر به تأمین پلاكت به میزان كافی نبوده و به همین دلیل از منافذ بدنش به طور ناخواسته خون خارج می‌شود.

گرچه از نظر خیلی ها این کودک درمانپذیر نیست اما یک پزشک هماتولوژیست انگلیسی عنوان کرده که این دختر قابل درمان است .

«تونیكل» ۱۳ساله همراه با سه خواهر و والدینش در روستای عالم باغ در شهر لاك نو در ایالت اوتارپرادش هند زندگی می‌كند.


[+] نوشته شده توسط بهرام در 14:12 | |







داروه های گیاهی

درمان افسردگی با داروهای گیاهی




مشکلات و مسائل دنیای ماشینی باعث شده که روز به روز افسردگی در میان افراد بیش تر شود . متاسفانه این پدیده به صورت خفیف ، متوسط و یا شدید نه تنها در افراد مسن و میان سال بلکه در بسیاری از جوانان نیز دیده می شود .

افسردگی می تواند بسیاری از عوامل زندگی از جمله فعالیت های روزانه ،خوراک ، لذت های زندگی ، تفکرات خوب ، تحرک ، سلامت جسم و روان ، تحصیلات و ... را تحت تاثیر قرار داده که در نتیجه فرد افسرده نمی تواند به خوبی از زندگی خود بهره مند شود .

به طور کلی افسردگی و مشکلات روحی - روانی می تواند از طریق اختلالات هورمونی باعث یائسگی زودرس ، مشکلات قاعدگی ، چاقی ، لاغری ، مشکلات پوست ، ریزش مو و .... شود. بیشتر این افراد ، انزوا طلبی ، افکار نادرست ، خستگی و بی حالی ، ترس و دلهره ، نا امیدی در زندگی و ... را در خود احساس می کنند . خوشبختانه افسردگی قابل درمان بوده و شخص می تواند با درمان های دارویی و غیر دارویی درمان شده  و به صورت فردی طبیعی ، فعال و خوش بخت درآید .

برای درمان انواع افسردگی ، سالیان درازی است که از انواع داروهای ضد افسردگی شیمیایی استفاده می شود ولی چون درمان افسردگی گاهی چندین ماه و یا چندین سال طول می کشد ، بنابراین مصرف کنندگان این داروها همیشه از عوارض جانبی آن ناراضی و نگران هستند ، به همین دلیل در دو سه دهه  گذشته تحقیقات وسیعی بر روی گیاهان دارویی ضد افسردگی ، آرام بخش و ضد درد صورت گرفته و تعدادی داروی گیاهی موثر و دارای حداقل اثرات جانبی به بازارهای جهانی عرضه شده است که می تواند دربسیاری از موارد ، جایگزین داروهای شیمیایی ضد افسردگی شود .

در حال حاضر یکی از بهترین داروهای گیاهی ضد افسردگی که دارای خاصیت دارویی و خواص ارزنده دیگری نیز می باشد ، دارویی است که از عصاره گیاهی با نام علمیHYPERiCUM PERFURMATUM ، که در جهان با نام علمی St.JOH NS WORT مشهور است ، تهیه می شود . این گیاه در ایران با نام های علف چای ، گل راعی ، علف هزارچشم و هوفاریقون شناخته می شود .




قدمت مصرف این گیاه ، بیش از دو هزار سال است و نزد بیشتر اقوام و ملل جهان به عنوان بهترین داروی بیماری های عصبی مورد استفاده بوده تا اینکه در حدود یک قرن پیش ، برای اولین بار در آلمان از آن فراورده صنعتی تهیه شده و سپس در حدود سه دهه قبل در بیشتر کشورهای اروپایی و آمریکا محصولات زیادی از آن به بازار آمد . در حال حاضر بیش از 50 کارخانه داروسازی جهان از گیاه علف چای ، داروهای مختلف ضد افسردگی تهیه می کنند ؛ در ایران نیز برای اولین بار در سال 1378 از عصاره این گیاه دارویی به شکل قطره و با نام «هایپیران »HYPIRAN، منطبق با استاندارد جهانی و با کیفیتی برابر با انواع خارجی تهیه و به عنوان داروی رسمی ایران شناخته شد. با توجه به اینکه به طور اساسی و به علت شرایط آب وهوایی ، گیاهان دارویی ایران دارای مرغوبیت خاصی می باشند ، لذا علف چای ایران دارای بهترین کیفیت بوده و داروی ساخته شده از آن ( هایپیران ) نیزاز کیفیت و استاندارد بالایی برخوردار است . این دارو در افسردگی ، انواع مشکلات عصبی ، میگرن ، پر خوابی ، مشکلات و دردهای دوران قاعدگی ، ترس و دلهره ، افسردگی دوران کهولت ، شب ادراری کودکان و وزوز گوش استفاده می شود . هایپیران دارای عوارض جانبی نبوده و فقط در موارد محدودی که ممکن است تداخلاتی با داروهای دیگر ایجاد کند در راهنمای دارو ذکر شده است . این دارو قابل مصرف درسنین مختلف می باشد ( از کودکان ، جهت شب ادراری تا افسردگی سنین کهولت )

نکاتی که در مورد اثرات ایده آل این دارو و اکثر داروهای گیاهی باید در نظر داشت این است که حداقل 2 تا 3 هفته پس از مصرف نباید انتظار اثر داشت چون داروهای گیاهی دیر اثر بوده و اثر آنها به طور اصولی پس از یک ماه ظاهر می شود و به تدریج به حداکثر می رسد ، به علاوه مقادیر مصرف نوشته شده در راهنمای داروی گیاهی ، باید به دقت رعایت شود و همچنین داروهای گیاهی را باید به طور منظم و مرتب مصرف کرد، چرا که مسئله مقدار ، مدت مصرف و نظم در مصرف دارو شرط اصلی اثر بخشی داروهای گیاهی است . در حقیقت افرادی که دارای حوصله ، نظم و دقت باشند به طور اصولی از داروهای گیاهی نتایج بهتری کسب می کنند .

آمارهای تحقیقات کلنیکی نشان داده که رعایت مصرف صحیح هایپیران ، بیش از 90درصد اثرات ایده آل و مثبت را بر جای گذاشته است با توجه به بی ضرری هایپیران و داروهای مشابه آن در جهان ، این دارو در لیست داروهایOTC ( بدون احتیاج به نسخه ) قرار گرفته و در همه جای دنیا می توان آن را از داروخانه ها خریداری کرد .همچنین مصرف طولانی هایپیران بدون مشکل بوده و در صورت احتیاج می توان ماه ها و حتی سال ها از آن استفاده نمود .

نکته بسیار با اهمیتی که افراد دارای افسردگی باید بدانند این است که درمان افسردگی احتیاج به زمان داشته و باید امیدوار باشند که در صورت درمان صحیح ، افسردگی آنها برطرف شده و می توانند زندگی شاد و خوبی را دنبال کنند

[+] نوشته شده توسط بهرام در 21:25 | |







زندگی

اگربر حسب اتفاق زندگی را شکستید آن را تعمیر کنید. اگر آن را امانت گرفتید به صاحب اصلی آن بر گر دانید. اگر آن را با ارزش می دانید از آن محافظت کنید. اگر آن را آشفته و نا مرتب کردید دوباره به حالت منظم بر گر دانید. اگر در آن چیزی ویا نکته ای هست که ربطی به شما ندارد ومر بوط به انسان دیگر است در ان دخالت نکنید. اگر انجام کاری یا به زبان آوری حرفی زندگی دیگری را خراب می کند سکوت اختیار کنید.

[+] نوشته شده توسط بهرام در 18:18 | |







]]';lچگونه...........

چگونه زندگی کنیم؟(2) 1. خانم moonlight جواب دادن به این گونه سوال ها در درجه اول نیاز به ابزاری دارد که می توانم آن را این طور معرفی کنم که روراستی و یکدست بودن با خویشتن است یعنی اینکه به راحتی بتوانی آنچه در ذهنت می گذرد به محک آزمایش و حتی شک بگذاری تا اینکه گزینه درست را انتخاب کنی پس بی دغدغه برای وجود و روح خودت کامنت بگذار. 2. totti عزیز هدف من هم همینه .من به دنبال چگونگی زندگی کردن هستم قواعد زندگی چیزهایی است که وجود دارد .بذار برات یک مثال بزنم:وقتی یک عده آدم توی زمین فوتبال بازی می کنند مهم این است که قواعد بازی رو خوب بلد باشند .این که مثلا بازیکن ها با مرا م و با معرفت باشند کافی نیست در واقع آنها باید برای اینکه بتونند بازی کنند قواعد را بلد باشند.هر کس می تونه بدون دغدغه این که دارای چه دین و مذهبی است در تلاش باشه که این قواعد رو کشف بکنه گو اینکه وظیفه علوم انسانی کشف این قواعد است ولی قواعدی که از این طریق کشف شده است عمومیت ندارد.شاید یک شخصی از گذر کشف این قواعد به دین برسد یا نرسد.مهم آشنایی با این قواعد است .ما با هم فکر میکنیم و نظرات همدیگر را می شنویم ولی در نهایت آن چیزی که عقل ما می پذیرد انتخاب می کنیم. 3. آقای بشر 84 ،ببینید هدف برای شما روشن نشده است شما خودتون می تونید جواب سوال خودتونو بدهید.کافی است به این سوال جواب بدهید که کسی که قواعد بازی را به خوبی می داند در بازی موفق تر است یا نه ؟ آیا دانستن قواعد بازی باعث می شود که بازی به شما تحمیل شود یا اینکه بر عکس می توانید این بازی را خود به دست بگیرید؟در مورد مواردی بیان شده اثرات دانستن قواعد زندگی است نه واقعیت های زندگی !اتفاقا دقیقا مشکل جامعه ما از جایی شروع می شود که حقایق زندگی برای ما بیان نمی شود و همه ما مثل کودکانی می شویم که با یک شکلات ما را به خود مشغول کردند.اگر قواعد بازی را بدانیدواقعیات تلخ شما را به ورطه نا امیدی نمی کشاند بلکه نحوه برخورد با آن را به شما نشان می دهد. 4. آقای م.ت.کریم زاده،ضمن عرض تبریک به مناسبت آغاز زندگی مشترکتان به شما و خانم محترمتان از این که در بحث ما شرکت کردید متشکرم. 5. آقای زندونی اتفاقا هدف کشف مسیر زندگی توسط خود شخص است.چون دقیقا هر مسیر تنها مربوط به یک شخص است و کس دیگری نمی تواند با کپی برداری از شخص دیگری انتخاب مسیر کند پس هر کس باید با استفاده از ابزارهایی که دارد بهترین راه را انتخاب کند. 6. مهسا جان همون طور که برای آقای زندونی گفتم به نظر من بهترین راه این است که خود،این واقعیت را درک و لمس کنیم و از واقعیت های زندگی فرار نکنیم.

[+] نوشته شده توسط بهرام در 17:44 | |







مواد غذائی استر س زا

مواد غذایی استرس زا [ August 26, 2008 ]
 

استرس چیست؟

استرس فشاری است كه در اثر تغییرات ایجاد شده در محیط به بدن تحمیل می شود. بعضی از استرس ها مفید هستند، اما وقتی از كنترل خارج می شوند، بدن به صورت های مختلفی از آثار سوء آن ها رنج می برد.

استرس تحمیل شده، انرژی بدنی و ذهنی را تحت تأثیر قرار می دهد. به دنبال استرس، كاهش انرژی ذهنی و بدنی، خستگی، بی خوابی، تحریك پذیری و احساس افسردگی، افزایش ضربان قلب، بالارفتن فشار خون، افت قندخون، آسیب پذیری سیستم ایمنی و تغییر در وضعیت اشتها ایجاد می شود. مجموع موارد ذكر شده تأثیرات نامطلوبی بر فعالیت فرد سالم گذاشته و باعث تضعیف بدن می شوند.

در شرایط استرس، تولید سلول های ایمنی نوع لنفوسیتT افزایش می یابد ومقدار زیادی سم در بدن انسان جمع می شود. تولید هورمون آدرنالین به دنبال استرس و شرایط ناموزون با بدن، افزایش می یابد. تولید بیشتر آدرنالین به بدن كمك می كند تا انرژی بیشتری برای مقابله با شرایط جدید داشته باشد. از طرفی تولید آدرنالین، ذخایر موادقندی را تخلیه می كند. افزایش ترشح هورن های بدن، پاسخ طبیعی بدن ما به استرس است. غذا بر روی فعالیت مغزی تأثیر می گذارد. به عبارتی موادغذایی بر روی فعالیت تركیبات شیمیایی به نام نوروترانسمیتر( انتقال دهنده های عصبی ) اثر می گذارند. این تركیبات برای هوشیاری بدنی لازم هستند.

شاید این سؤال برای شما هم پیش آمده باشد كه آیا غذا در كنترل استرس مؤثر است یا نه؟

مصرف موادغذایی در زمان استرس بر پایه شواهد علمی است. اكثر مردم به این موضوع واقف هستند كه در زمان استرس بیشتر غذا می خورند و انتخاب آنها بیشتر از گروه مواد قندی و نشاسته ای است.

اسیدهای آمینه برای ورود به مغز از طریق جریان خون مغزی، با اسیدآمینه تریپتوفان رقابت می كنند و اجازه ورود به تریپتوفان را نمی دهند. مصرف مواد حاوی كربوهیدرات تولید هورمون انسولین را تحریك می كنند. ترشح هورمون انسولین از ورود اسیدهای آمینه به مغز جلوگیری كرده و فقط به اسیدآمینه تریپتوفان اجازه می دهد تا وارد سلول مغزی شود. تریپتوفان باعث ترشح هورمون سروتونین می شود و سروتونین از مهمترین ناقلین مغزی است و كاهش آن سبب بی خوابی، بی علاقگی، فقدان انرژی، عدم تمركز حواس و افسردگی می شود.

توجه به این موضوع مهم است كه غذاهایی كه ترشح سروتونین را افزایش می دهند، دارای چربی های پنهان هستند، بنابراین همانطور كه سطح سروتونین( هورمون آرام بخش ) افزایش می یابد، چربی هم وارد گردش خون می شود. علاوه بر این بدن در پاسخ به استرس، هورمون كورتیزول بیشتری ترشح می كند. افزایش ترشح هورمون كورتیزول، ترشح اسید معده را زیاد كرده و به مخاط معده آسیب می رساند.هورمون كورتیزول فعالیت هورمون انسولین را مختل می كند، و چربی ها را كه به طور ناآگاهانه در زمان استرس وارد بدن می شوند، به راحتی ذخیره می كند.

در سنین بالای 40 سال كاهش متابولیسم( سوخت و ساز) بدن، فرد را برای استرس آماده تر می كند. در این شرایط هورمون هایی ترشح می شوند كه اشتها را زیاد كرده و چربی را ذخیره می كنند.

چه موادغذایی باعث ایجاد استرس می شوند؟

كافئین ماده ای محرك است كه در قهوه، چای، كولاها، شكلات و تعدادی از داروها وجود دارد. مصرف زیاد موادغذایی حاوی كافئین همانند استرس عمل می كند و گاهی اوقات علائم آن را بدتر می كند.

یك ماده محرك، ترشح اسید معده و هورمون های تیروئیدی را بیشتر می كند. این مسئله ضمن ایجاد اضطراب، فعالیت كلیه ها را بیشتر می كند. با افزایش فعالیت كلیه ها، دفع ادراری افزایش می یابد.

كافئین، همچنین جذب آهن دریافتی از طریق مواد گوشتی مانند( گوشت مرغ و قرمز) را مهار می كند و سبب ایجاد كم خونی ناشی از فقر آهن می شود.

اغلب مردم كافئین را به عنوان عاملی محرك برای افزایش انرژی مصرف می كنند. این یك احساس كاذب از انرژی است و در واقع غدد فوق كلیوی را خسته می كند؛ چون هورمون های آدرنالین كه هورمون های استرس نامیده می شوند، از غدد فوق كلیوی ترشح می شوند.

كافئین می تواند سردرد ایجاد كند، بنابراین مصرف آن را كاهش دهید و در صورت تمایل به مصرف قهوه، قهوه بدون كافئین را مصرف كنید.

از عوامل محرك دیگر فسفر است كه به نوشیدنی های گازدار اضافه می كنند. مصرف نوشابه های گازدار، تعادل كلسیم و فسفر بدن را به هم می زند. عدم تعادل بین كلسیم و فسفر، باعث كاهش كلسیم خون و افزایش برداشت كلسیم از استخوان ها و افزایش خطر پوكی استخوان به خصوص در خانم ها می شود. فسفر همچنین بر روی اسید كلریدریك معده كه برای هضم غذا لازم است، تأثیر منفی می گذارد و علاوه بر آن برای افرادی كه مشكل دفع دارند، مضر است. آب های معدنی و آب چشمه فسفر ندارند.

افزودنی ها و نگه دارنده هایی مانند نیتریت و نیترات كه به موادغذایی مانند سوسیس، كالباس و ماهی دودی برای محافظت از تخریب اضافه می كنند، با مواد شیمیایی، تركیب شده و موادی به نام نیتروزامین ها را تولید می كنند.

مونوسدیم گلوتامات از افزودنی هایی است كه مردم خاور دور برای حفظ رنگ سبزی های كنسروی و گوشت های پخته اضافه می كنند. این تركیب شیمیایی باعث سردرد، واكنش های پوستی و سوزش در ناحیه پشت گردن می شود.

بهترین راه حل برای كاهش اثرات مواد افزودنی، كاهش مصرف غذاهای حاوی مواد افزودنی است.

مصرف بیش از حد موادقندی ساده مانند شكر نیز به عنوان عاملی برای ایجاد استرس و تحریك پذیری شناخته شده اند. مصرف بیش از حد موادغذایی حاوی قندهای ساده مانند دونات، كیك وشكلات در طول روز باعث خستگی و تحریك پذیری فرد می شوند كه با افزودن مقداری مواد حاوی پروتئین، اثر این مواد را می توانید مهار كنید.
در زندگی همه چیز در حد اعتدالش خوبه
متعادل باشید . و هر چیز خوردنی که جلو دستتان میاد نخورید
ورزش کنید.
در تغذیه و خواب و مسائل جنسی متعادل برنامه ریزی کنید
در پناه حق باهنر بهرام

[+] نوشته شده توسط بهرام در 19:53 | |







عصبانیت

عصبانيت بخشي طبيعي از حالات انسان است که کنار آمدن با آن هميشه هم آسان نيست. وقتي افراد نمي توانند آنرا کنترل کنند، آزار وآسيب هايي که مي رسانند کاملاً مشهود است.

خيلي افراد عصبانيت خود را پنهان مي کنند. خيلي ها آن را با خشم و غضب بيرون مي دهند. براي خيلي هاي ديگر هم، عصبانيت يک حالت مزمن و سخت است که عادت خشم و عصبانيت بطور مداوم نمود مي کند.

عصبانيت 10 نوع مختلف دارد:

اجتناب از عصبانيت: اين افراد اصلاً از عصبانيت خوششان نمي آيد. خيلي ها از عصبانيت خودشان يا ديگران واهمه دارند و مي ترسند که کنترل خود را از دست بدهند. خيلي ها فکر مي کنند عصباني شدن کار زشتي است. اين دسته از افراد تصور مي کنند که بايد هميشه مهربان و خوش خلق باشند تا احساس آرامش و امنيت کنند.

البته اينها هم مشکلاتي دارند. عصبانيت مي تواند به ما کمک کند وقتي اشکالي در کار وجود دارد آنرا برطرف کنيم. اما اين دسته افراد، احساس گناه مي کنند. به همين خاطر از خطاهاي ديگران مي گذرند.

عصبانيت موزي: اين افراد هيچوقت نمي گذارند که ديگران متوجه عصبانيت آنها بشوند. گاهي اوقات حتي خودشان هم نمي دانند که چقدر عصباني هستند. اما اين عصبانيت به شکل هاي مختلف نمود پيدا مي کند مثل فراموش کردن مسائل يااينکه مي گويند مي خواهند کاري را انجام دهند اما هيچوقت دنبال آنرا نمي گيرند. گاهي هم فقط مي نشينند و فکر ديگران را خراب مي کنند. اين افراد مظلوم و صدمه ديده به نظر مي رسند و باعث مي شود که مدام از آنها بپرسيد، "چرا از دست من عصباني هستي؟" وقتي  با اين رفتارهايشان فکر ديگران را خراب مي کنند، روي زندگي خود کنترل پيدا مي کنند. اما با همه اين حرف ها نيازها و خواسته هاي خودشان را هم گاهي فراموش مي کنند. نمي دانند بايد با زندگي خود چه بکنند و اين منجر به خستگي، بي حوصلگي و نارضايتي از روابطشان مي شود.

 عصبانيت پارانويايي: اين نوع عصبانيت زماني اتفاق مي افتد که کسي از طرف ديگران مورد تهديد غيرمنطقي قرار گرفته است. آنها همه جا دنبال خشونت هستند. مطمئن هستند که ديگران مي خواهند متعلقاتشان را از آنها بگيرند. فکر مي کنند که ديگران مي خواهند به آنها آسيب فيزيکي يا کلامي بزنند. به خاطر همين تصورات بيشتر اوقات خود را با حسادت صرف گارد گرفتن و دفاع کردن از چيزهايي که فکر مي کنند به آنها تعلق دارد مي کنند—عشق همسرشان، پولشان، يا چيزهاي باارزش ديگري که دارند. افراديکه عصبانيت پارانويايي دارند عصبانيتشان را به اين و آن هم مي دهند. بدون اينکه متوجه عصبانيت خودشان باشند، فکر مي کنند همه آدم هاي ديگر عصباني هستند. آنها راهش را پيدا کرده اند که چطور بدون احساس گناه عصباني شوند. هيچ امنيتي در زندگي خود احساس نمي کنند و به هيچکس هم اعتماد ندارند. قضاوت ضعيفي دارند چون عصبانيت و احساسات خودشان را با عصبانت بقيه اشتباه مي گيرند. آنها عصبانيت خود را در کلمات و چشمان دوستان، همکاران و نزديکان خود مي بينند و همين باعث سرگشتگي آنها مي شود.

عصبانيت ناگهاني: افراديکه عصبانيت ناگهاني دارند، مثل يک صاعقه اي در يک روز تابستاني منفجر مي شوند.. از هيچ نقطه خاصي نشانه نمي گيرند، منفجر و بعد ناپديد مي شوند. گاهي اوقات فقط رعد و برق است، و خيلي زود از بين مي رود. اما معمولاً باعث آزاد و اذيت خيلي ها مي شود. آنها که عصبانيت ناگهاني دارند، همه احساسات خود ر ا رها مي کنند و بعد احساس خوبي به آنها دست مي دهد و حس مي کنند که رها شده اند. نداشتن کنترل مشکل اصلي اين دسته افراد است. اين عصبانيت ها مي تواند براي خود فرد و ديگران خطر بزرگي محسوب شود. آنها معمولاً حرف هايي مي زنند و کارهايي مي کنند که بعداً از آن پشيمان مي شود اما آنموقع ديگر خيلي دير شده است و پشيماني سودي ندارد.

عصبانيت شرماگين: آنهايي که به توجه زيادي نياز دارند يا خيلي به انتقاد حساس هستند معمولاً دچار اين نوع عصبانيت مي شوند. کوچکترين انتقادي احساس شرم و خجالت را در آنها زنده مي کند و متاسفانه اين افراد خودشان را خيلي دوست ندارند. احساس مي کنند بي ارزش هستند، به اندازه کافي خوب نيستند، و کسي آنها را دوست ندارد. و وقتي کسي به آنها بي محلي مي کند يا حرفي منفي درموردشان مي زند، آن را نشانه اين مي دانند که آن فرد دوستشان ندارد. و اين خيلي آنها را عصباني مي کند. با خودشان فکر مي کنند، "تو باعث شدي من احساس بدي پيدا کنم به خاطر همين تلافي اش را سرت درمي آورم." آنها با مقصر کردن، انتقاد کردن، و مسخره کردن ديگران اين حس خجالت و شرم را از بين مي برند. عصبانيت آنها به آنها کمک مي کند از هر کسي که باعث شده آنها احساس شرم و خجالت کنند، انتقام بگيرند. اما اين شيوه عصبانيت خيلي خوب عمل نمي کند. چون باعث مي شود کساني را که دوست دارند ناراحت کنند. عصبانيت و از دست دادن کنترل فقط باعث مي شود که احساس بدتري نسبت به خودشان پيدا کنند.

عصبانيت تعمدي: اين عصبانيت برنامه ريزي شده است. کساني که از اين نوع عصبانيت استفاده مي کنند معمولاً از کار خود آگاهند. واقعاً احساس عصبانيت نمي کنند، حداقل در ابتداي کار. دوست دارند ديگران را کنترل کنند و به نظرشان بهترين راه براي آن عصبانيت است و حتي گاهي اوقات خشونت. قدرت و کنترل چيزي است که از اين عصبانيت به دنبال آن هستند. هدف آنها اين است که به تهديد و ارعاب ديگران، به آنچه که مي خواهند برسند. اين روش تا وقتي موثر است اما در طولاني مدت بي اثر مي شود. مردم بالاخره راهي براي خلاصي و فرار از اين عصبانيت ها پيدا مي کنند.

عصبانيت اعتيادي: برخي افراد به آن احساسات قوي که همراه باعصبانيت مي آيد نياز دارند. حتي اگر مشکلاتي که عصبانيتشان به وجودمي آورد را دوست نداشته باشند، شدت آنرا دوست دارند. عصبانيت آنها بيشتر نوعي عادت بد است که اشتياق احساسي ايجاد ميکند. جالب و سرگرم کننده نيست، اما قوي است. اين افراد وقتي از عصبانيت منفجر مي شوند، قدرت بسيار بالايي احساس مي کنند. احساس مي کنند زنده اند و سرشار از انرژي هستند. اما همه اعتيادها به نوعي مخرب است. اين اعتياد هم از قاعده مستثني نيست. آنها نمي توانند راه هاي ديگري براي شاد شدن پيدا کنند و به خاطر همين به عصبانيت تکيه مي کنند.

 عصبانيت عادتي: عصبانيت مي تواند به يک عادت بد تبديل شود. آنهايي که عادتاً افرادي عصباني هستند، هميشه دچار عصبانيت مي شوند که بيشتر مواقع سر مسائل بسيار کوچک و پيش پا افتاده است.. در همه چيز و همه کس دنبال بدنترين نکته هستند. هميشه با احساس عصبانيت از چيزي به رختخواب مي روند و حتي خواب هايي که مي بينند هم با اين عصبانيت دمخور است. افکار عصباني آنها باعث مي شود دعواها و مشاجرات بيشتر و بيشتري داشته باشند. حتي بااينکه خوشان هم از اين وضعيت ناراضي هستند، اما نمي توانند دست از اين عصبانيت ها بردارند. آنها نمي توانند به کساني که دوستشان دارند نزديک شوند چون عصبانيتشان بين آنها فاصله مي اندازد.

عصبانيت اخلاقي: بعضي افراد فکر مي کنند حق دارند عصباني شوند چون يکي قانونشکني کرده است. اين باعث مي شود فردي که قانونشکن، بد، شرير، گناهکار و بدجنس است تنبيه شود. اين افراد معمولاً به خاطر اشتباهات و کارهاينها کم بدي که ديگران انجام مي دهند، عصباني مي شوند. مي گويند که حق دارند از باورها و اعتقاداتشان دفاع کنند. حس برتري اخلاقي به آنها دست مي دهد.. وقتي به خاطر اين دلايل عصباني مي شوند به هيچ وجه احساس گناه نمي کنند. حتي در عصبانيتشان هم خودشان را از ديگران برتر و والاتر مي دانند. طرز فکر اين افراد سياه و سفيد است و دنيا را خيلي ساده مي بينند. نمي توانند کساني را که با آنها تفاوت دارند را درک کنند. تفکرات آنها خشک و سختگيرانه است.

نفرت: نفرت نوعي سخت از عصبانيت است. يک نوع زننده و بد از عصبانيت است که زماني اتفاق مي افتد که فرد به اين نتيجه مي رسد که آن فرد مقابل کاملاً بد است. بخشيدن آن فرد به نظر غيرممکن مي آيد و درعوض ترجيح مي دهند که او را تحقير کرده و از او متنفر شوند. نفرت با عصبانيتي شروع مي شود که برطرف نمي شود. بعد به خشم و کينه مبدل مي شود و بعد يک نفرت واقعي که ت ابديت ادامه مي يابد. اين افراد معمولاً دنبال اين هستند که چطور آن فردرا تنبيه کنند و معمولاً به آن فکرمي کنند. آنها تصور مي کنند که خودشان قرباني هايي معصوم هستند. و دنيايي دشمن براي خودشان مي سازند که بايد با آنها جنگ کنند و با نفرت و کينه با آنها مقابله مي کنند. اما اين تنفر به مرور زمان آسيب ها و تخريب هاي زيادي ايجاد ميکند. افراد متنفر نمي توانند با زندگي کنار بيايند.

عصبانيت يک حس نيرنگ آميز است که وقتي ندانيد چطور بايد از آن استفاده کنيد، استفاده از آن برايتان دشوار خواهد بود. خيلي وقت ها مي تواند کمک خوبي به شمار برسد البته به شرط اينکه در دام هيچکدام از عصبانيت هايي که توضيح داديم نيفتيد. آنهايي که خوب از عصبانيت استفاده مي کنند روابط نرمال و سالمي با عصبانيت خود دارند. عصبانيت به نظر آنها اين است:

· عصبانيت بخشي عادي از زندگي است.

· نشانه خوبي براي وجود مشکل در زندگي فرد مي باشد.

· اعمال توام با عصبانيت بايد با دقت کنترل شوند. لزومي ندارد چون مي توانيد حتماً بايد عصباني شويد.

· عصبانيت اگر در حد اعتدال باشد هيچوقت کنترل فرد از دست نمي رود.

· هدف حل مشکل است نه فقط ابراز عصبانيت.

· عصبانيت به طريقي نشان داده مي شود که ديگران قادر به درک آن باشند.

· عصبانيت موقتي و زودگذر است. وقتي مشکل حل شد، از بين مي رود.

وقتي مهارت هاي درست و صحيح براي عصباني شدن را ياد بگيريد و تمرين کنيد، هيچوقت از عصبانيتتان بعنوان يک بهانه استفاده نخواهيد کرد. مسئوليت حرفهايي که مي زنيد و کارهايي که مي کنيد را گردن مي گيريد حتي اگر از عصبانيت جنون پيدا کنيد.

هرچه بيشتر درمورد طريقه عصبانيت شخصي خود بدانيد، کنترل بيشتري روي زندگيتان خواهيد داشت. آنوقت مي توانيد عصبانيت و خشم اضافي و بيهوده را ناديده بگيريد.

نظر يادتون نره


[+] نوشته شده توسط بهرام در 20:57 | |







یک روش خوب و بهتر خرجی نداره

مدیتیشن راهی برای زدودن دردهای روحی-جسمی

 

درمدیتیشنهای پزشکی از دسته ای حرکات ویژه استفاده می کنند که شامل خواص منحصر به فرد زیر است:

1- تنفس های مخصوص
2- حـرکات و ژست های ویژه که دست ها و انگشتان باید
وضعیت مشخصی داشته باشند.

3- سرودهای مخصوصی که از صداهایی واضح و ارتعاشی
تشکیل شده است.

4-
  تمرکز فکری



این خصوصیات متفاوت فکر و جسم فرد را کاملاً درگیر می کند. مجموعه کامل این خصوصیات با همکاری همدیگر بر فرد تاثیر می گذارند و بسیار با مدیتیشن های معمولی که فقط برای آسوده کردن و استراحت فکر هستند متفاوت است.

به علت وجود انواع مختلفی از متغیر در هر مدیتیشن پزشکی، با توجه به وضعیت ها و بیماری های مختلف انواع متفاوتی از این مدیتیشن ها وجود دارد. هر مدیتیشن پزشکی، با انرژی دادن به اعضاء، سیستم ها و همچنین قسمت های مختلف بدن، مشکل بخصوص و مشخصی را برطرف می کند.

حرکت ساده که یکی از متداول ترین ژست ها در مدیتیشن پزشکی است را یاد بگیرید تا با آن:

 

  • عادت ماهیانه تان تنظیم شود.
  • سیستم دفاعی بدنتان ایمن شود.
  • از افسردگی رها شوید.

سه نوع مختلف از ساده ترین و متداول ترین انواع حرکات در مدیتیشن پزشکی، بصورت زیر است:

1-چهار زانو نشسته، و هر پا را زیر زانوی مخالفش
جـمع کنـیـد. سـتون فــقراتتان را صاف نگه داشتـه و2_1

مهره های پائینیتان را کمی بـسمت جلو خم کنید.

2-  نشـسته و پـاها را صاف به سمت بیرون بگذاریـد.
یعنی یک پا را زیر ران مخالفش گذاشته و پای دیـگـر
را روی قوزک پای اول قرار دهید. با این کار پا درحالت
استراحت قرار میگیرد. ستون فقراتتان را صاف کنید.
این نیمی از حرکت لوتوس است.
 

3-  این نوع هم شبیه بنوع اول است اما پای بالایی
روی ماهیچه ساق پای دیگر قرار
می گیرد بــه جای
اینکه زیر ران گذاشته شود. حتماً دراین حرکت مهره
های پائینیتان را به جلو متمایل کنید.
 

انواع حرکت ساده بسیار ساده تر از حرکت لوتوس هستند و به انعطاف پذیری کمتری نیاز دارند. تنها قسمت سخت آن متمایل کردن مهره های پائینی به سمت جلو است تا مهره های بالایی بتواند کاملاً صاف بماند. اگر نمی توانید چارزانو روی زمین بنشینید، مستقیم روی صندلی بنشینید.

این مدیتیشن پزشکی کمک می کند که بعد از قطع استفاده از قرص های ضد بارداری عادت ماهیانه تان تنظیم شود. تعادل فکری نیز به شما می دهد.

سعـی کنید با سه مرتبه تکرار سرود هایی مثل "اُنگ نامو، گورو دِو نامو" که به معـنـی "من در برابر روح بلند خود زانو می زنم" است فکرتان را متمرکز کنید.

 

ژست: به سـبک حرکت سـاده یـا روی صنــدلـــی4
طوری که ستون فقراتتان صاف باشد قـرار گـیـریـد.
دست هایتان را راحت روی زانوهایتان بگذارید.

تمرکز: بـه ایـن حالت مدیتیشن L شکل میـگویند.
با خواندن هر کلمه، جریان انرژی را دربالای سرتان
تجسم کنید. چشمانتان را ببندید.

تنفس: در حیـن خـوانـدن آواز، تنـفسی غیر ارادی

خواهید داشت.

 

سرود:  " سا تا نا ما "
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ


مفهوم سرود:   این سرود نمایانگر چرخه آفرینش
است. "سا" به معنای ازل، "تا" به معنای زنـدگـی،5
"نا" به معنای مرگ و  "ما" به معنای تجدید حـیــات
است.




مودرا ( حرکت دست و انگشتان ):   در حین گفتن "سا" با انگشت اشاره تان روی شستتان را لمس کنید. با گفتن "تا" با انگشت وسطی شست را لمس کنید. در حین ادای "نا"  با انگشت انگشتری شست را لمس کنید. با گفتن "ما" با انگشت کوچک شست را لمس  کنید. هر مرتبه فشار کمی روی شست بیاورید. این حرکات را در طی تمرین حتی موقع سکوت هم تکرار کنید.

زمان:  زمان کل 30 دقیقه است. با صدایی عادی به مدت 5 دقیقه بخوانید، بعد به مدت 5 دقیقه زمزمه کنید و بعد از آن در دل خودتان به مدت 10 دقیقه به خواندن ادامه دهید. دوباره 5 دقیقه به حالت زمزمه برگردید و در آخر 5 دقیقه با صدایی عادی بخوانید.

خاتمه:  نفس را کاملاً به داخل ریه ها کشیده و بعد همه آن را بیرون دهید. دستهایتان را تا آنجا که می توانید بالا برده و چند نفس عمیق بکشید.


سیستم دفاعی بدن با سلسله اعصاب، غدد و حواس  در ارتباط است. برای مقابله با مشکلات زندگی به ما قدرت داده شده است. ما قدرت های معنوی، فکری، احساسی و جسمی داریم. همه این توانایی ها با هم در ارتباط اند. زمانی که با احساساتی مثل عصبانیت و شکست مواجه می شویم، سعی می کنیم که جلوی آن را بگیریم. برای بالا بردن سیستم دفاعی بدن باید بر این موانع غلبه کنیم.

نیمکره راست مغزمان مقدار زیادی احساسات منفی در خود دارد که ما را به سمت افسردگی می کشاند و سیستم دفاعی بدنمان را ضعیف تر می کند. این مدیتیشن پزشکی به تنظیم عصب سمپاتیک و نیمکره راست مغز کمک می کند.

با سه مرتبه خواندن " اُنگ نامو، گورو نامو " متمرکز شوید.

ژست:در حالت حرکت ساده یا روی صندلی بنشینید و ستون فقراتتان را صاف نگه دارید.

تمرکز:  چشم ها را ببندید.
6
تنفس:  نفسی محکم و قوی بکشید.

مــودرا ( حرکت دسـت و انگشـتـان ):   دسـت
چـپتان روی شانه قرار گیرد. بـازوی چپ خم شده و
ساعد چپ بـصـورت عمودی رو به پائین باشد. نوک
انـگشت انگشتری را با نوک انگشت شست لمس
کـنیـد. دسـت راستتان را مشت کنید در حالتی که
فقـط انگشت اشاره تان بـاز بـاشـد. سـوراخ بـیـنی
سمت راستتان را با انگشت اشاره راست ببـندید.

زمان: 3 دقیقه


خاتمه:  نفس را داخل کشیده و نگه دارید. در آن حالت دست ها را به هم گره کرده و کف دست هایتان را جلوی غده تیموس کمی پائین تر از گلو بگیرید. سعی کنید که انگشتانتان را از هم جدا کنید. در برابر آن مقاومت کنید و آن را کشش دهید. وقتی دیگر نتوانستید نفستان را نگه دارید، آن را بیرون دهید. دوباره نفس عمیقی کشیده، آن را نگه داشته و این اعمال را 3 مرتبه تکرار کنید.

این مدیتیشن پزشکی می تواند به شما کمک کند که بفهمید چه اندازه مثبت یا منفی هستید. شما را شادتر و سرزنده تر هم خواهد کرد. حالت تنفس شما بسیار مهم است. در ضمیر ناخودآگاه شما، تنفس و زندگی یکسان است.



با 3 مرتبه خواندن " اُنگ نامو، گورو دِو نامو "  متمرکز شوید.

ژست:در حالت حرکت ساده یا روی صندلی بنشینید و ستون فقراتتان را صاف نگه دارید.

تمرکز: چشمانتان را باز کرده و به افق خیره شوید. سعی کنید چشمانتان در طی تمرین ثابت باقی بمانند.

تنفس:  تنفستان را با حرکات و سرود هماهنگ کنید. تنفس کاملاً از طریق بینی انجام می شود.




سـرود:  همان طـور کـه با داخـل کشیـدن نـفـس
دسـتـانتان هم  خارج میـشـود، در فکرتان "سا" را7
ادا کنیـد. وقتی دسـتـها بـه حالت اولیه بر میگردند
"تا" را در ذهنـتـان ادا کنید. برای تـکرار دوم هـمـین
حرکت، دوباره نفس را داخل کرده و در ذهنتان "نا"
را ادا کنید، نفس را بیرون داده و "ما" را در ذهنتان
ادا کنید.


مفهوم سرود:    این سرود نمایانگر چرخه  آفرینش است. "سا" به معنای ازل، "تا" به معنای زندگی، "نا" به معنای مرگ و  "ما" به معنای تجدید حیات است.



مودرا ( حرکت دست و انگشتان ):   

1-   با انگشت اشاره انگشت شست را لمس کنید. دست ها را تا جلوی چشم ها بالا آورده طوری که انگشت سبابه و شست یکدیگر را لمس کنند. سایر انگشتان صاف و در حالت استراحت هستند. بازوهایتان با زمین موازی است.

2-  نفس را داخل کشیده و دست ها را به اندازه ی 36 تا 45 اینچ از هم جدا کنید. نفس را خارج کرده و به حالت اولیه برگردید. ممکن است آرنجتان کمی حرکت کند اما باید در حالت آرام باشند.

زمان:  با حرکتی آرام شروع کنید که هر چرخه تنفس حدود 4 ثانیه وقت بگیرد. بعد از 2 یا 3 دقیقه سرعت را بالاتر برده و به هر چرخه 1 ثانیه وقت بدهید که برای هر دفعه تکرار سرود زمان کل 4 ثانیه شود. این کار را برای 3 دقیقه دیگر ادامه دهید.

خاتمه:  در حالت خوابیده به پشت با دست هایتان در کنار بدن نفس را به داخل کشیده و رها کنید. دست ها و شانه هایتان باید کاملاً آزاد باشند. همه انرژی خود را برای 15 دقیقه صرف استراحت کنید.

توجه:  با انجام چنین مدیتیشنی افسردگی شما به کلی از بین خواهد رفت. اگر این کارها را به درستی انجام دهید، فشار زیادی روی غدد لنفاوی در زیر بغلتان احساس خواهید کرد.

[+] نوشته شده توسط بهرام در 20:3 | |







بخوان از این مجمل

نقل قولهای از روانشناسان بزرگ !!!!!  ]


--------------------------------------------------------------------------------

بسیاری از مردم فکر می‌کنند در حال فکر کردن هستند در حالی که مشغول بازآرایی و تنظیم پیشداوری‌ها و تعصباتشان هستند.

- پذیرش آنچه اتفاق افتاده است، نخستین گام در غلبه بر پیامدهای هر بدشانسی است.

- فلسفه، والاترین و بدیهی‌ترین خواسته بشر است.

-عقل سلیم و شوخ‌طبعی، هر دو یک چیزند که با سرعت‌های متفاوت حرکت می‌کنند. شوخ‌طبعی، همان عقل سلیم با دور تند است!

- هر کس باید برای تمرین، هر روز حداقل دو کاری که از آنها نفرت دارد را انجام دهد.

- انگیزه نهانی تمام کارهایی که اغلب مردم می‌کنند این است که چگونه شادی به دست آورند، چگونه آن را نگه دارند و چگونه آن را بهبود بخشند.

- هنر «عاقل بودن» عبارت است از هنر آگاهی از این که از چه چیزهایی چشم‌پوشی کنید.

- تنها یک دلیل برای شکست انسان وجود دارد و آن کمبود ایمان فرد به خودِ واقعی‌اش است.

- همه ما آمادگی داریم تا به دلایلی کارهای وحشیانه و غیرمتمدنانه انجام دهیم. فرق بین یک آدم خوب و یک آدم بد در انتخاب آن دلیل است.

عمیق‌ترین اصل طبیعت انسان، اشتیاق و میل شدید او به قدردانی شدن است.
__________________

[+] نوشته شده توسط بهرام در 18:52 | |







روانشناسی رقص [ ولی زیاده روی نکنی ]




--------------------------------------------------------------------------------

روانشناسی رقص

رقص یکی از قدیمی ترین شیوه های بیان احساسات آدمی است كه هنوز هم جای خاصی را در زندگی انسان دارد. رقص در زمان های گذشته نیز در میان اقوام مختلف و در مناطق گوناگون ایران و جهان به عنوان روش درمانی مورد استفاده قرارمی گرفته و بنا بر شواهد باقی مانده، آگاهی زیادی در مورد قدرت جادویی آن وجود داشته است. استفاده از شیوه رقص درمانی، به معنی امروزین آن، از سال های چهل میلادی در آمریکا رایج شده است. در اين روش از هنر رقص و پایه آن یعنی حرکت، برای کمک به استقرار تعادل در وضعیت روحی و جسمی فرد و ایجاد اعتماد به نفس در وی بهره جویی می شود.
امروزه با توجه به شرایط و محدودیت های فراوان خانوادگی و اجتماعی که بویژه در مورد دختران و زنان جوان وجود دارد، تعداد کسانی که از بیماری های روحی و روانی و بخصوص افسردگی رنج می برند بطور مرتب افزایش می یابد. شیوه های مختلفی برای مقابله با این بیماری ها وجود دارد که رقص درمانی یکی از آنهاست.
از اواخر سال های هشتاد استفاده از امكان درمانى رقص در آلمان مرسوم شد و در ۱۹۹۵ ميلادى اتحادیه رقص درمانی آلمان تأسیس گردید كه كار خود را بر مبناى فلسفه وحدت انسان با جسم خودپايه ريزى كرده است. در آلمان امروزه درمانگران از طریق رقص با گروه های مختلف سنی از کودکان گرفته تا بزرگسالان و افراد مسن، و در موارد گوناگون، برای نمونه در درمان مبتلایان به اعتیاد و یا بیماران مختلف روحی، این روش را بکار می گیرند.

در همین ارتباط گفتگویی داشته ایم با خانم بهار نادری که تحصیلات خود را در رشته جامعه شناسی به پایان رسانده و پس از کسب تجارب گوناگون در زمینه هایاجتماعی و امور زنان و گذراندن دوره های درمان از طریق حرکت و ریتم و بهره گیری ازروش رقص درمانی، به کار در شهر کلن آلمان مشغول است:

دویچه وله: خانم نادری، عبارت رقص درمانی که این روزها درباره آن زیاد گفتگو می شود، اصولا به چه معناست؟
نادری:رقص درمانی، یعنی درمان از طریق رقص و حرکت، که ترجمه ی Tanztherapie است، یعنی رقص، اما نه به آن معنا که یک طراحی رقص وجود داشته باشد، بلکه هر حرکتی که با ریتم انجام بشود، در این مجموعه می گنجد. یعنی کسی ممکن است فقط نشسته باشد و با پایش روی زمین ریتم بگیرد یا صحبت کند و چشمهایش را بهم زند، همه این نوع حرکات با ریتم دراین مجموعه می گنجند. یعنی همه ی این حرکات معنی دارند و به همین دلیل رقصنده هایی که اوایل قرن گذشته رقص هایی را بوجود آوردند که خارج از ساختار رقص های کلاسیک مثل باله و رقص های فولکلور بودند، و بر روی صحنه رقص هایی نشان دادند که فقط حرکتی را بازتاب می داد که در آن گفتار در واقع درون رقصنده بود و بیشتر به تئاتر شباهت داشت، از آنجا دریافتند که می شود از طریق حرکات و منتقل کردن احساسات و اتفاقهایی که در درون انسان می افتد به بیرون، یک طریقه ی درمان پیدا کرد.
رقص درمانی البته سنت بسیار قدیمی دارد، در میان اقوام پیشین، مردمی که خیلی طبیعی زندگی می کردند، مثلا رقص «زار» در ایران و یا رقص هایی که هنوز در میان برخی قبایل آفریقایی وجود دارند. این سنت همیشه وجود داشته که از طریق حرکت و ریتم می شود درمان کرد. همانطور که می دانید زمانی که یکنفر از لحاظ روحی یا جسمی مشکلی پیدا می کند، حرکات و میمیک چهره اش تغییر می کند. بنابراین سلامتی با حرکات و فرم بدن و ریتمی که ما در آن زندگی می کنیم در ارتباط بسیار مستقیم است.

دویچه وله: رقص درمانی بشکل فردی انجام می گیرد و یا به صورت گروهی؟
نادری:این موضوع به عوامل زیادی بستگی دارد. یعنی شاید افراد خانواده ای به یک درمانگر مراجعه کنند و مشکلی داشته باشند که درمانگر با آن ها بصورت جمعی کار می کند، در واقع در یک گروه. یا اینکه افراد متفاوتی هستند که مشکل مشترکی دارند، آنها می توانند در یک گروه رقص درمانی بشوند. ولی ممکن است کسی هم باشد که بخواهد به شکل انفرادی معالجه شود. می توان در مجموع گفت استفاده از روش رقص درمانی مانند انواع روشهای درمانی دیگر، هم بصورت جمعی و هم بصورت فردی امکان پذیر است.

دویچه وله: خانم نادری، می شود گفت که رقص درمانی برای گروه خاصی موثر است؟
نادری:برای هیچ گروه خاصی نیست، یعنی می توان واقعا در تمام موارد از این روش استفاده کرد. البته در موارد خیلی جدی بیماری های روانی که بیمار تحت درمان دارویی ست، باید این نوع از معالجه را در تکمیل معالجه ای که بیمار تحت درمان آن است بکار گرفت. یعنی این نوع درمان فقط می تواند بصورت تکمیلی کمک هایی بکند. در موارد دیگر شرایط فرق می کند، یعنی وقتی که فرد مراجعه کننده به آنصورت اختلالات روانی ندارد که تحت درمان دارویی باشد، او با هر مشکلی می تواند از شیوه رقص درمانی برای معالجه اش مدد جوید. برای نمونه فردی که به افسردگی دچار است.
البته افسردگی هم در یک حالتش بیماری ست که درمان آن در بخش روانپزشکی، به اصطلاح دارو ـ درمانی امکان پذیر است. ولی نوعی از آن وجود دارد که خیلی ها در زندگی روزمره می توانند گرفتارش شوند. در هر صورت کسانی که در موارد گفته شده مشکلی دارند، می توانند به درمانگر مراجعه بکنند. رقص درمان ها هم البته بخاطر اینکه بتوانند محدوده کارشان را مشخص کرده و بطور تخصصی کار کنند، هر کدام در حیطه معینی عمل می کنند. فرض کنید کسی که بیشتر با بچه ها و نوجوانان کار می کند و در زمینه درمان آنان تجربه کسب کرده، دیگری در بیمارستانهای روانی تخصص اش را گرفته و او باز با بخش بیمارهای دیگر سروکار پیدا می کند و همینطور به نسبت زیر مجموعه هایی که در مسایل روانی وجود دارد، درمانگر هم حوزه کار خودش را تعیین کرده و در آن تجربه کسبمی کند.

دویچه وله: بسیاری از دختران جوان بدلایل گوناگون از جمله بخاطر کمبود امکانات و فشارها و محدودیت های خانوادگی و اجتماعی و ندیدن دورنمای معینی برایآینده ی شان و غیره دچار شکل های مختلف افسردگی شده اند. آیا حرکت و رقص می تواندکمکی برای محدود کردن عوارض این بیماری باشد؟

نادری:اصلا رقص درمانی در واقع برمی گردد به اولین حرکاتی که در انسان بوجود آمده، یعنی از شکل گرفتن سلول تا تکامل جنین و تولد و حرکات اولیه ی نوزاد، همه ی اینها یعنی جریان یک انرژی در طبیعت. حرکات روزمره ی ما هم از این جدا نیست، یعنی فرض کنید قلب حرکات و ریتم خاصی باید انجام بدهد، این حرکات اگر منظم باشند شما احساس خوبی دارید و اگر منظم نباشند، آن را حس می کنید و به یک پزشک مراجعه می کنید. حالات روحی هم بی ارتباط با این جریان انرژی نیستند. در جایی که از انرژی درون جسم استفاده ی درستی نشود، مشکل ایجاد می شود.
برای نمونه فرض کنید دهقانی که در مزرعه کار می کند و مرتب در فعالیت است. یعنی با طلوع آفتاب بیدار می شود و با غروب آفتاب به منزلش برمی گردد و زندگیش ریتم خاصی را دارد و تمام ارگانهای بدنش هم با این ریتم در ارتباط است و روحیه اش هم در ارتباط با همان ریتمی است که خواب و نظم غذا خوردنش ونظم حرکاتش در کار دارند. حالا فرض کنید انسانی که اینهمه انرژی دارد و این انرژی باید در گردش باشد، بشکلی محدودیت برایش ایجاد شود. مثلا کودکی که اجازه ی بازی ندارد، یا اجازه ی هر نوع بازی را ندارد، مثلا نمی گذارند بدود یا جایی برای دویدن ندارد و یا فرض کنید اصلا از او نمی خواهند که آن انرژیی را که دارد در جریان بیندازد. این انرژی در بدن محدود شده و در آنجا ایجاد سد می کند. مسلم است که این سد در روحیه نیز تاثیر می گذارد. زمانی که از طریقی این سدها را برداریم، فرض کنیم از طریق حرکات خاصی یا آموزش موسیقی، و جریان این انرژی را دوباره تحریک کنیم، در آن شخص احساس زندگی ایجاد می شود و باعث می شود این احساس در کار روزمره اش، در درسش، در زندگی اش با افراد دیگر، با محیط اطرافش نقش بازی کند و کیفیت زندگی اش را بالاتر ببرد.

دویچه وله: یعنی می توانیم بگوییم که رقص و یا کلا حرکت جسمی به دلیل به جریان انداختن این انرژی، باعث علاقمندی به زندگی می شود؟
نادری:صددرصد، برای اینکه زندگی یعنی حرکت و این حرکت باید در مسیری باشد که ذهن من، بدن من، اندازه ی بدن، فعالیت مغز من آنرا در خواست و طلب می کند. در حالیکه اینها ارتباط شان با یکدیگر قطع شود، یعنی اگر آن فعالیتی که فرضا از بدن من برمی آید انجام ندهم، مثلا اگر فرض کنیم یک آدم سالم تمام روز پای کامپیوتر بنشیند، همین نشستن پای کامپیوتر و یک جنبه ای نوع حرکت، یعنی در حالی که انسان فقط نگاهش و دستهایش کار می کنند و تمام بدنش بی حرکت است، هم در روح و هم در جسم ایجاد اختلال می کند. برعکس آن، یعنی وقتی انجام حرکات به بدن نیرومند و سالم برگردد، آنوقت این حرکات می توانند فرد را به زندگی علاقمند کنند ، نشاط به او بدهند و به انجام کارهای مختلف وادارش کنند، کمااینکه دیگر او نتواند در روز هشت یا نه ساعت را فقط روی صندلی بسربرد.

دویچه وله: خانم نادری،‌ شما توصیه می کنید یک زن یا یک دختر جوان در گروه این حرکات را انجام دهد یا می تواند بطور انفرادی در خانه هم با موسیقی شروعبه رقصیدن کند؟
نادری:البته رقص درمانی احتیاج به یک مربی دارد، یعنی کسی که به او درمانگر و هدایت کننده ی آن حرکات می گویند. من به این سوال دو جواب می دهم. یکی اینکه رقص در هرصورت خوب است. فرض کنید شما صبح که از خواب بیدار می شوید، نواری بگذارید و شروع کنید به رقصیدن. اصلا خود این عمل در همان روز، در تمام طول ساعات روزتان کلی نشاط می آورد. ولی اگر شما بخواهید به مشکل خاصی بپردازید، مثلا شما از افسردگی اسم بردید، در اینموارد حتما نیاز به یک هدایت کننده وجود دارد. بخاطر اینکه کسی که افسرده است اگر شما صدتا نوار خیلی زیبا هم برایش پخش کنید و موسیقی خیلی عالی ای هم برایش اجرا کنید، ممکن است تاثیر کمی روی او بگذارد، ولی نمی تواند آن اتفاقی را که در درونش می افتد، به بیرون منتقل کند.
این جنبه ای است که رقص درمانی خیلی روی آن تاکید دارد، یعنی اینکه شما این احساس را از درون به بیرون منتقل کنید، یعنی ارتباط با بیرون را دوباره برقرار کنید. برقرار کردن این ارتباط با بیرون از یک آدم افسرده خودبخود برنمی آید. درمانگر در واقع باید خیلی با احساس همدلی با کسی که حرکات و ریتم بدنش به دلایلی محدود شده و به بیرون منتقل نمی شود، برخورد کند. اگر دیده باشید افرادی که افسردگی دارند خیلی بی حرکت می شوند و حتا در موارد شدید آن افسردگی می تواند انسان را نیمه فلج کند. انسان افسرده میمیک صورتش به کلی تغییر می کند و تبدیل به نوعی ماسک می شود.‌ شما نمی توانید با موسیقی خاصی یکمرتبه این شخص را به فعالیت وادارید. این شخص باید به مرور زمان از درون حرکت را حس کند، خودش را لمس کند و خودش را احساس کند و این یک پروسه ی طولانی مدت است.
__________________و اما حکم رقصیدن اگر برای درمان باشد از لحاظ شرع هیچگونه اشکالی نداره
خانمهائی که مذهبی هستند این فتوا را بخوانند و زیاد ایراد نیاورن
حکم رقص در مجالس عروسی [ September 19, 2008 10:29 PM ]


سایت مقام معظم رهبری -آيا رقص محلى در عروسى‏ها جايز است؟ شركت در اين مجالس چه حكمى دارد؟
اگر رقص بگونه‏اى باشد كه باعث تحريك شهوت شده ويا مستلزم فعل حرام يا ترتّب مفسده‏اى باشد، جايز نيست و شركت در مجالس رقص هم اگر به عنوان تأييد كار حرام ديگران محسوب شود و يا مستلزم كار حرامى‏باشد جايز نيست و در غير اين صورت اشكال ندارد.

با تشکر باهنر


[+] نوشته شده توسط بهرام در 18:42 | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Ghaleb New & Music Cod & Best Roman & Hafez Fall