|
بنام خدا چگونه مقاوم شويم
در مقاله ( آينده نگري – مقاوم سازي) گفته شد – براي رهايي از رنج و حرمان و رسيدن به موفقيت
بايد خود را از قبل در مقابل همه رخدادها مقاوم سازيم ، تا دربرابر سيلابهاي خروشان ، همانند سدهاي
بتن آرمه ، محكم پايداري كنيم و در پيچ و خمهاي سخت و جانفرسا، همچنان به حركت خود ادامه دهيم .
اما به راستي ( چگونه مقاوم شويم)؟
در اين نوشتار، به اختصاربدون در نظر گرفتن اولويتي در تقدم وتاخربه 12 فراز مي پردازيم ،باشد تا
با بكار گيري و تبعيت منطقي و عقلايي از آنها ، به خود سازي هاي لازم براي مقاوم شدن دست يابيم.
1- پيگيري و مداومت در كار
حتما حادثه تاريخي عبرت آموزآن سردار شكست خورده فراري را بياد داريد كه بعد از شكست سخت او
در جنگ و مضمحل شدن همه نيروهايش به خرابه اي پناه مي برد و در آنجا مورچه اي را مـي بيند كه
بعد از 99 بار تلاش بالا خره از ديواري د ر صدمين حركت خود ، پيروز صعود كرده ودانه خود را به
سرمنزل مقصود مي رساند، بعد ازاين حادثه سردار نااميد ومايوس قبلي،ازحركت آن مورچه درس مقاومت
مي آموزد و پيروز مي گردد ، به طوريكه نيروهاي پراكنده خود را جمع آوري وبازسازي مي كند و بعد از
چندين بـار تلا ش، بالاخره در نبرد با دشمنانش، آنان را شكست مي دهد و سربلند و پيروز به حركت خود
ادامه مي دهد.
اكثرروانشناسان و روانكاوان، بعد ازتحقيقات مفصل درمورد افراد موفق و شاخص درجامعه به اين نتيجه
رسيده اند، كه آنان فقط به علت پيگيري و مداومت در كار به آن درجه از رشد رسيده اند ،چه بسااين گروه از
لحاظ ضريب هوشي دررده متوسطي قرارداشته اند. ديده شده است درمواردي، افرادي با ضريب هوشي بسيار
عالي در اثر عدم كار و تلاش بجائي نرسيده اند . بنـابراين بــراي رسيدن به نقطه مطلوب در كار، بايد حركت
راآنقدر تكرار و تكرار كرد تا به نقطه مورد نظر دست يافت، و سپس بعد ازگرفتن نتيجه حركت ديگري را با
جديت بيشتري آغاز نمود .
2- ورزش
براستي چند درصد خطا كاران اجتماعي را ورزشكاران تشكيل مي دهند؟ واين ورزش چه معجوني است كه
آدمي را در مقابل همه خطا ها و نقاط تاريك بيمه و مصون مي سازد ؟ اما اين ورزش از حركات بسيار ساده
شروع مي گردد و مي تواند تا آنجا پيش برود كه فرد را به قهرماني برساند ، ممكن است حركت عمومي آن از
يك پياده روي ساده صبح يا عصرگاهي شروع شده و به ورزشهاي حرفه اي سنگين فوتبال و يا فتح قلل بزرگ
جهان ختم مي شود ، هنگاميكه فرد در كمركش كوهي نفس تازه مي كند ، و بعد از تلاشي به نقطه با لاتري
دست مي يابد ، به اعتماد به نفسي مي رسد كه حد و اندازه اي ندارد. و يا زمانيكه فـرد خود را به آب دريا
مي زند و يا بر موجي عظيم سوار مي شود، چه لذتي را مي توان با ان مقايسه نمود؟ شعف ناشي از صيد يك
ماهي در ورزش ماهيگيري را چگونه مي توان اندازه گيري كرد؟ ويا در يك راه پيمائي بدون هزينه،ما سموم
ته نشين در رگ و ريشه بدن را بدور مي ريزيم، و بحالي ديگر مي رسيم . آنجاست كه فــرد ورزشكار با
پيكاربا نامراديها مي رود، وبا آگاهي از اينكه با باز شدن هر ورزشگاهي ، زنداني بسته مي شود، با سوق
دادن هرانساني به سمت ورزش ،به يكي از پايه هاي عظيم مقاوم سازي آدمي نزديك مي شويم .
3- مبارزه با نفس
مراد از مبارزه با نفس ، در بند كردن خواسته ها و نيازهاي اساسي آدمي نيست، بلكه دوري گزيدن ازپستيها
و پليديها ست كه آدمي با نزديكي به مواد افيوني ، شرب خمر و قرص هاي توهم زا دچار آن مي شود. وگرنه
هر آدمي بايد به صورت طبيعي خواسته ها و نيازهاي خود را به موقع بر طرف سازد . يكي از نيازهاي
اساسي هر انسان ،نياز جنسي است ، كه اگر قبل يا بعد از زمان نيازفرد بدان دست يابد، دچارمشكلات عديده
اي خواهد شد و سالمترين رفع نياز در ازدواجهاي به موقع نهفته است . و زمان ازدواج وقتي است كه طرفين
از لحاظ جسمي ،عقلي، اقتصادي به نقطه اتكائي رسيده باشند . جالب اينكه انسانهاي مقاوم و ريشه دار حتما به
كمك همسر به نقاط تعالي دست پيدا مي كنند و با حمايت و همدلي يكديگرمي توانند مشكلات را يكي پس از
ديگري مشتركا از پيش پاي خود بردارند .
4- نظم زندگاني
در دل آسمانها ، رمز پايداري حركات ميلياردها ستاره ، در كهكشانهارا چگونه مي توان تبيين كرد ؟ كه در
گردش مدارها، با كوچكترين انحراف در حد 1 ميليمتر، تمام نظم آسماني بهم مي ريزد،و در روي كره خاكي
آيا تا بحال به زمزمه چشمه ساران در دل كوهساران و يا صداي دلنواز پرندگان گوش فرا داده ايد؟ نواي
روحبخش اذان ويا نغمه هاي دلنشين و يا صوت بر خاسته از چنگ و عود و ني و تار و سورنا را چطور؟
براستي چقدر دچار وجد و شادماني شده ايد ؟ آيا مي دانيد چرا ؟ آري ،چون همه از يك هارموني منظم تبعيت
مي كنند، و نظم سرلوحه همه حركات آنان است . ، نظم به ما مي آموزد كه درانجام كــار، در
تحصيل ، در ورزش از قانونمنديهاي مخصوص پيروي كرده و كــاررا به سرمنزل مقصــود رسانده و سپس
كارديگري را شروع نمائيم . وگرنه با انجام چندين كار با هم،و نا منظم امكان موفقيت به سمت صفر ميل
مـي كند، و همه زحمات انجام شده بر باد مي رود و آدمي ا ز ريشه دار شدن دور مي گردد.
5- قناعت طبع
فراز مهم در ريشه دار شدن، داشتن قناعت طبع است . وآن بدان معني نيست كه زندگي مادي را رها كرده ،
بسان افراد تارك الدنيا خواسته باشيم با بادامي خود را قانع سازيم، ويا زير انداز خود را زمين و رو انداز خود
را آسمان بپنداريم، و نه بدين معني است كه اگر همه دنيا را نيز به ما بدهند، بازحريص تر، بدنبال جمع آوري
اموال از ديگر كرات باشيم . براي به حالت اعتدال رسيدن و از افراط و تفريط دوري گــزيدن و بقول خواجه
عبدا... انصاري ( اندك مالي كه محتاج خلق نباشيم) وداشتن بطور كلي براي رفع نيازها، بايد ثروت دراختيار
داشت. طبعا اين نيازها نيزرو به فزوني است. بطوريكه با برآورده شدن نيازي، نيازهاي ديگر خود به خود
فرامي رسند و آدم تلاشگربايدبا كوشش آنها را نيز برآورده و به مكان با لاتري دست يابد .
6- مثبت انگاري ذهني
پرورش ذهن به سمت مثبت گرائي از ويژگيهاي مهم دست يازيدن به زندگي بهتر است. و باور و اعتقاد
به اينكه، زمان در حال گذر است، و هر چه امروز بكاري ، فردا آنرا درو خواهي كرد. وبايد دانست فكر
مثبت تن آدمي را نيز بسمت سلامت بيشتر رهنمون مي سازد، و افكار پوچ و منفي خود به خود بيماري زا
هستند . اثر ذهن مثبت بقدري تعيين كننده است كه حتي ميزان طول عمرآدمي تا حدودي به آن بستگي دارد ،
تحقيقات به عمل آمده از مردم قبيله ايكه با ديگران رابطه اي نداشتند، وداراي عمر طولانــي بيش از صد سال
بوده اند نشان داده است، زمانيكه با قبايل ديگركه متوسط عمر هفتاد ساله داشته اند ، رابطه برقرار مي كنند،
آنها نيز به اين باور مي رسند كه عمرمتوسط حدود 70 سال است، و بدون اينكه هيچ پارامتري در زندگي آنها
تغيير يابد، در اثراين باور و ذهنيت، به عمر متوسط 70 ساله ميرسند، شروع به مردن مي كنند. و باز طــي
آزمايشاتي كه در سراي سالمندان، بر روي دو گروه الف و ب سالمند انجام شده است ، گروه الف را ازنظــر
باور ذهني ورزش بدني داده اند و بعد از مدتي بطور نسبي متوجه شدند كه ماهيچه هاي گروه الف قوي تر از
گروه ب شده است، بدون اينكه از نظر سن وغذا،دو گروه با يكديگر تفاوت مي داشتند.
بنابراين تقويت ذهن به سمت مثبت نگريستن همه امور آدمي را وا ميدارد كه اعتماد به نفس بيشتري پيدا كند
و خود را قويتر احساس نمايد و همين مسئله باعث پيروزي بر ناكامي هاي روز مره مي گردد.
7- تغذيه مناسب
غذائي كه آدمي براي بقاء بدان نياز دارد هر چه طبيعي تر باشد راحت تر هضم و جذب مي گردد، و هر چه
بيشتر به سمت غير طبيعي و شيميائي ميل نمايد اثرات سوئي بر روي بدن مــي گذارد ، تغذيه مناسب بر
روي جسم اثر مناسب و روح را نيز شاداب تر مي كند ، بطوريكه گفتــه مي شود اگر آدمـــي بداند ازچه نوع
خوراكي استفاده نمايد عمر طولاني همراه با جواني طولاني پيدا خواهـد كرد ، و با توجه به شعــار واقـــعي
(عقل سالم در بدن سالم) ، پي به تغذيه مناسب مي بريم افراط درخــوردن و آشاميدن ،علاوه بــر ايجـــاد
فربه اي و امراض مختلف،آدمي را از تحرك باز مي دارد. واورا به سمت خواب وراحت طلبي بيشتري سوق
مي دهد، و خود اين راحت طلبي عوارض منفي زيادي را حادث مي گردد، و هر چه از زمان تشخيص آن
بگذرد ،فرد ديرتر مي تواند خود را بيابد و تا آنجا پيش مي رود كه برگشت آن امكان پذير نمي باشد در اين
مورد اعتدال نقش تعيين كننده اي دارد .
8- داشتن روابط عمومي مناسب
در زندگي اجتماعي داشتن رابطه فيمابين انسانها از اولويت هاي اساسي است . واضحتر آنكه چون انسانها
اجتماعي زندگي مي كنند، بنابراين بايد با يكديگر رابطه داشته باشند. واين ايجاد رابطه به تعبيري راهگشاي
ترقي آدميان است. در كشورهاي پيشرفته احزاب وديگر تشكلهاي غير حزبي را افرادي تشكيل مي دهند كه
داراي روابط عمومي عالي ومناسبي هستند .
در كشورها ي فاقد احزاب به هر جهت تشكلهاي غير رسمي ، انجمن ها، نهاد تشكلهاي مذهبي و سايرهيئتها
كار احزاب را انجام مي دهند. و آدمهائي در راس ويا در نقــــاط حساس تاثير گذار قــرارمـــي گيرند كه، از
روابط عمومي خوب بر خوردار باشند. بهر صورت داشتن چنين روحيه اي نقاط قوت ومثبت فرد را واضحتر
به نمايش مي گذارد، وچه بسا فردي كه داراي خصلتهاي رهبري و مديريتي خوبـــي نيزهست به علت فقــدان
خون گرمي وعدم ايجاد رابطه هرگز نتواند پتانسيلهاي خود را به منصه ظهور برساند. ولي افراديكه از چنين
ويژگيهائي بصورت قوي برخوردار باشندوحتي داراي يك مديريـت متوسط اما رابطه قــــوي باشند، بسرعت
رشـد و پيشرفت مي كنند. بنابراين ايجاد روابط عمومي مناسب يكي از شـــرايط ريشــه دواندن و مقاوم شدن
آدميان را تشكيل مي دهد.
9 - فراگيري تخصص
در همه اعصار گذشته نيز افراد متخصص همواره مورد احترام و تكريم همه بوده اند . حــال اين تخصص
مي توانست درامركشاورزي و ساختن شمشير، و درنجوم ويا درعلم پزشكي باشد.بنابراين وقتي در صدها سال
پيش اينگونه تخصص ها به آدميان وجهه اي بخشيده است، اكنون كه درقرن 21 هستيم آدمهاي فاقد تخصص،
راهي جز بردگي در انتظارشان نيست. البته تخصص فقط درداشتن مـدارك علمي خلاصه نمــي شود.و چه بسا
صنعتگران فاقد مدارك كلاسيك در حرفه وفن خود استاد هستند ، هــــزاران نقاش ، مـــوسيقـي دان ،هنرمند ،
نويسنده و سايرين مي توانند از همين ويژگي برخوردار باشند . البته فرا گيري هر تخصص به زحمت و كار
وتلاش شبانه روزي احتياج دارد،و بررسي زندگي انسانهاي مخترع و مكتشف، نويسندگان ماندگار تاريخ و يا
شجاعان صحنه هاي نبرد ،همه و همه در اثر كار و تلاش پيگير به نقاط برجسته اي دست يافته اند .وتبديل به
آدمهاي قوي و كاردان شده اند، و سايرانسانها همواره به آنان تاسي مي كنند و در جامعه ازيك احترام موقعيتي
خاص برخوردار گرديده اند.
10- فراگيري زبان خارجي
گفته مي شود جهان به دهكده اي كوچك و مرتبط تبديل شده است . دراين دهكده براي ايجاد ارتباط و فراگيري
علوم و فنون و ساير دست آوردهاي ديگر، ناگزير از دانستن يك زبان بين المللي هستيم . مي طلبد كه افراد بر
اين مهم نيز فائق آيند كه راهي است براي رهائي . چون دراين جهان چند ميلياردي بايد از اين خوان گسترده
علمي، هركس به فرا خوراستعداد خود توشه اي بر چيند وتنها براي جذب دست آوردهاو تجارب ديگر ملل،
دانستن زبانهاي بين المللي لازم است ، بنابراين راه ريشه داري و مقاومت در مقابل هجوم نيز از منظري به
فراگيري زبان و احاطه بر آن مي گذرد .
11 – كامپيوتر و اينترنت
در دهكده جهاني كامپيوتر توانسته است ارتباطا ت را نزديك و نزديكتر سازد. وازطريق اينترنت تمام سلولهاي
دهكده به اين شبكه ارتباطي جهاني وصل شده اند و مانند رشته هاي اعصاب كه در سراسر بدن وظيفه انتقال
را بعهده دارند، در جهان بيرون از بدن، اين اينترنت است كه رشته اعصاب جهان بشمارميرود وگستردگي آن
واقعا به سرعت باد در همه نقاط پراكنده مي شود . وقتي تمام نشريات جهان ،تمام كتب منتشر شده ،تمام نقاط
ديدني، تمام اطلاعات تجاري ، سياسي ، نظامي ، اقتصادي ، فرهنگي را با يك كليك زدن مي يابي،عظمت آنرا
در مي يابي. و بيجانيست كه سالها پيش سازمان ملل اعلام كرده كه از سال 2000 به بعدافراديكه نمي توانند با
كامپيوتركار كنند بيسواد هستند. و زبان ارتباطي كامپيوترجهان اينترنت است كه بايد به اين رشته اساسي چنگ
زده بر آن سوار شد ،هر چند در آن انحرافاتي نيز باشد. ولي نمي توان بعلت سوء استفاده از شمشير آنرا بدست
نگرفت .
12- فرايض مذهبي
ايجادو برقراري يك رابطه روحاني با خالق از طريق انجام فرايض ديني با عث خرسندي وآرامش آدمي
مي گردد . بطوريكه خوددعا نه تنها انسان را تقويت مي كند ، بلكه روحيه ياس و نااميدي را از دل آدمي
بدورمي سازد ، وقتي در تنهائي او را مي خواهيم و از او مددمي طلبيم نيرو و انرژي نهفته اي درما زنده
مي شود و همه كائنات به سمت ما انرژي مي فرستند و اين انرژي هاي مثبت ، زندگي آدمــي را دگرگون
مي سازند . از طــريق نزديكي با آفريدگار دل آدمي قرص مي شود، مرگ هم ترسي بجا نمي گذارد.ازمرگ
هم چيزي بالاترنيست . وقتي با او شدي ، همه جا با او هستي، مي داني كه او تو را رها نمي كند ، چون تو را
آفريــده كه از زندگي لذت ببري و همواره تو را نگهبان و حامي است. درهمه لحظات، درهمه مكانها و زمانها
، اين نيروي عظيم كه هر كس تجسمي از آن دارد ، منبع كل انرژي كائنات است. از منفي بـــينهايت تا مثبت
بينهايت، همه كهكشانها ، همه هستي نور و ظلمت – بيجان و جاندار ، همه از اوست و همه به سوي او است.
پس اين نيروي عظيم را دريابيم و خود را از آن تهي نسازيم . با او باشيم ، همدل بر مبناي فطــــرت آدميـــان
زندگـــي كنيم تا بارور و ريشه دار شويم . در پايان به صورت خلاصه مي توان نوشت كه آدمي براي مقاومت
در جهان سخت وبيرحم بايد مسلح شود و سلاح انسان شامل موارد زيادي است كه مي توان گفت اين 12 مورد
در راس همه امور جا گرفته است و بايد آدمي براي رهائي و نجات بر آنها فائق آيد .
باهنر بهرام
|