تبليغاتX
روانشناسی




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق



فالنامه حضرت حافظ



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





كمرويي شرايط ناتـوان كنـنده اي براي اغلب افراد پـديـد                                           مي آورد و مانع از ايفاي نقش در موقعيتهاي اجتماعـي                                           و بيان دلمشغوليها و درخواست ازدواج از شخص مــورد                                         علاقه خود ميگردد.

واقعيت اين است كه اغـلب انـسـانـهـا دقـيـقـا" از هـمـان                                        شخصيت دلخواه طـرف مقابلشان برخوردارند ولي بدليل                                          كمرويي و ترس، از بـيـان درخـواسـت ازدواج طفره ميروند                                         و اغلب توسط معشوقه اشان مورد شكوه و شكايت قرار                                          ميگيرند.اينگونه افراد فقط به ملاقات و قرارهاي عاشقانه                                         اكتفا كرده و گام بلندتري بر نميدارند . اگـر كمرويي شما                                         را از رسيدن بفرد مـورد علاقه تان بازميدارد به مـطـالـعـه                                          خود ادامه داده تا بياموزيد چگونه ميتوانيد بر آن چيره شويد.

 شماره 10 

با دوستان خود تمرين كنيد                                                                         عامل اصلي در كمرويي، ترس از عدم پذيرش (طرد شدن) اسـت. ايـن عـامـل را تـوسط نزديك شدن و برگزيدن فردي بـراي دوسـت و يـا بـرادر خـود از ميان برداريد. از آنجايي كه غرور خودتان در معرض خطر نمي بـاشـد كـمتـر از نـزديك شـدن حـذر خواهيد كرد. شما خـواهيد ديد كه مسئله شاقي نيست و خواهيد خواست در فرصـت بـعد بـراي خـودتـان نامزدي را انتخاب كنيد.

شماره 9

مراحل را آهسته طي كنيد                                                                          انتخاب همسر را همچون برنامه اي 12مـرحله اي در نظر بگيريد. بـا يـك لـبـخـنـد شـروع كنيد، به تمام افراد نشان دهيد (نه تنها به دختران جذاب و زيـبا) كه شـمـا صـميـمـي و قابل نزديك شدن مي باشيد. در روزهاي بعد با گفتن سلام جلو برويد. چـنـد روز بـعـد از آن در گـفـتـگويي كوتاه شركت كنيد. به كار خود ادامه دهيد تا بتدريج با ديگران صميمي گرديد و خواهـيـد ديـد كه بـه آن دشـواري كـه ميـانديـشـيد نيست. هرگاه اشتباه بزرگي مرتكب شديد آن را فراموش كنيد. اغـلب افـراد بخشنده تر از آن چه شما تصور ميـكنـيـد هستند.

اگر شخص موردعلاقه شما زيبا است و اين باعث وحشت و دست پاچگي شما ميشود مراحل "ميزان زيبايي" را بتدريج طي كنيد: با نزديك شدن به فردي با زيبايي معمولي و متوسط كه نسبت به آنها اعتماد بنـفس داريد شروع كنيد. هنگامي كه با آنها احساس راحتي كرديد بسراغ فرد زيبا تري برويد و به همين منوال ادامه دهيد.توجه داشته باشيد كه نزديك شدن بفردي لزوما" نبايد جنبه عاطفي داشته باشد مثلا"ميتوانيد در مباحثات علمي و يا موضوعات كاري با او شريك شويد.

شماره 8

به افراد به ديد ابزارهاي جنسي ننگريد                                                        هنگامي كه با يك فرد صحبت ميكنيد به وي به چشم يك نشـان پـيـروزي جـنـسي نگاه نكنيد بلكه به عنوان يك انسان همانند خودتان وي را تصور كنيد. در نـظـر گرفتن مـحـض مسائل جنسي در نزديك شدنتان نمايان خواهد گشت و خانم ها قادر هستند آقـاياني را كه تنها با انگيزه جنسي قدم برميدارند را تشخصي دهند.

شماره 7

اشخاص را زياد بزرگ نكنيد                                                                            همانند نكته فوق، اهميت ويژه اي را بفردي كه با وي صحبت ميكنيد قائل نشويد. هرگاه اينگونه جلوه دهيد كه او براي شما بي اندازه ممتاز ميباشد، او نيز شروع خواهد كرد به همين منوال فكر كردن. به وي بعنوان يك انسان با تـمـام مـعايـب و خـصـوصـيـات يك فـرد عادي نـگاه كنيد. گفتگو كردن در حالت برابر، بسيار دلپذيرتر از صـحبت كردن با تـكبر و يا با چشم حقارت خواهد بود.

 

شماره 6

توقعات خود را كاهش دهيد                                                                          هنگاميكه با فردي صحبت ميكنيد انتظار هدف غـايي خود را در سر نداشته باشيد. تنها با جريان كار همسو گرديد. شـگفت زده خواهيد شد كه به چه سادگي همه چيز هموار مي شود. اگر شما در اين انديشه نباشيد كه حتما" بايد در انتها به چـيـزي دسـت پيدا كنيد و خونسردي خود را حفظ كنيـد، در پـايـان به نـتـيجه دلخواهتان خواهيد رسيد.

شماره 5

همه چيز را بخود نگيريد                                                                               اگر مي خواهيد در گزينش همسر كامياب شويد، لزومي ندارد شما هر اظهار عقيده اي مانند شوخي و طعنه هايي كه طرف مقابل احتمال دارد بسوي شما روانه كند را بعنوان يك توهين بخود تلقي كنيد. مردم اغلب چيزهايي را ميگويند كه هيچ مقصود و منظوري از آن ندارند. وقـتـي كـه آنها آزاري به شما نمي رسانند، برخـوردن لـزومي ندارد. هرچند گاهي اوقات مردم نـظـرات نـابـجا و بي موردي مي دهند كه در اين حالت شما مي بايد قاطعانه از خودتان دفاع كنيد.

شماره 4

گوش دادن را بياموزيد                                                                                    همواره شما صحبت نكنيد اجازه دهيد ديگران هم در مـورد خـودشـان مـدتـي پـرحــرفي كنند. چيزي بخصوص خانم ها بسيار دوست دارند. سـوالات سـرگشـاده اي بـپرسيد كه احتياج به پاسخ طولاني دارند و خودتان بنشينيد و تنها گوش دهيد. هـرگـاه گـفـتـگو در حال از آب و تاب افتادن بود موضوع جديدي را آماده داشته باشيد.و براي كاهش سختي باز كردن سرصحبت همواره موضوعات آغاز گر در اختـيـار داشـتـه باشـيـد تا گفتگو از آب تاب نيافتد.

شماره 3

با افراد بسياري صحبت كنيد                                                                          از گپ زدن با هرشخصي كه ملاقات مي كنيد ابا نداشته باشيد. از پير زن سالخورده اي كه براي خريد به بقالي آمده تا تحويلدار بانك. بقول معروف كار نيكوكردن ازپركردن است. اغلب مردم از عدم وجود ارتباط بين افراد ابراز تاسف ميكنند. بـنـابراين صميميت شما با اسقبال مواجه خواهد شد و اگر هـم چنـين نشد به آن اعتنا نكنيد. افرادي كه با شما با تكبر رفتار مي كـنـند احـتـمالا انـسـانـهاي كـمـرويـي هسـتـند كه هيچگاه جسارت غلبه بر كمروييشان را نداشته اند.

شماره 2

از طرد شدن نهراسيد                                                                                   قهرمانان برجسته مشت زني درحالي پا بميدان ميگذارند كه احتمال شكست برايشان وجود دارد. به همين ترتيب شما نبايد انتظار داشته باشيد هميشه موفق باشيـد. هيچ چيز 100% نيست. بنابراين رويـارويي با يك فرد را بعنوان يك تجربه آموزنده درنظر بگيريد. ترفند كار در اين است كه خودآگاه (تمركز حواس بخود) نباشيد. كمرويي، تـرديد و دودلي هنگامي رخ ميدهد كه شما به عيوب و نقايص خود فكر مي كنيد. در عوض افـكـارتـان را سراسر به شخصي كه در حال گفتگو هستيد متمركز گردانيد. هم شما اضطراب خود را از خاطر خواهيدبرد و هم اينكه طرف مقابل از توجه شما خرسند و مشعوف خواهد شد.

شماره 1

از خانه خارج شده و معاشرت كنيد                                                              به فعاليتهايي ملحق گرديد كـه هـمواره در ارتـبـاط بـا ديـگـران بـاشـيـد. مانـنـد بـاشگاه، كلاسهاي ورزشي، كليسا، انجمنهاي دانشجويي و كلوب هاي تفريحي. دراين محيطها همواره بايد اجتماعي بـوده و با مردم معاشرت كنيد. پس از مـدتي خـواهـيد ديد برايتان عادي و راحت مي گردد. از آن گذشته مـلاقات شما با افراد دلخواه و جذاب عملا تضمين خواهد شد. و ميتوانيد مطمئن باشيد با همسر مورد علاقه خود ديدار خواهيد كرد.

از شما شروع ميشود

هــنگامي كه كمرويي خـود را كـه مـستلزم پايـداري و گـذشـت زمـان اسـت پـشـت سـر گذاشـتيد خواهيد ديد به چه اندازه زندگي شما دچار تحول ميشود. در اين زمان با ترس كمتري به سراغ چيزهايي كه مي خواهيد خــواهيد رفت. در اينجا رازي نهفته اسـت: تا بحال اتفاق افتاده كه داخل اطاقي شويد و آن احساس دستپاچگي و اضطراب به شـمـا دسـت بـدهد. به خاطر داشـتـه باشـيـد كـه اغلب افرادي كه ملاقات مي كنيد خود آنقدر سرگرم و دل واپس اين ميباشند كه ديگران در موردشان چگونه مي انـديـشـند كـه ديگر متوجه شما نخواهند شد تا بتوانند درمورد شما قضاوت كنند.

 بهرام باهنر


[+] نوشته شده توسط بهرام در 18:1 | |







پیشنهاد ازدواج دادن

پيشنهاد ازدواج دادن بي شك يكي از مهمترين و بزرگترين
گامهايي ميباشد كه تا به حال برداشته ايد. شما خواهان
آن هـستـيد كه در آن لحظه همه چيز عالي و بـه بـهتـريـن
نحو پيش رود و از آن مهمتر كه ميخواهيد پاسخ وي مثبت
بـاشـد! ايـن نكـات را هــنگام دادن پيشنهاد ازدواج مد نظر
قرار دهيد تا شانس موفقيت شما افزايش يابد:

 

1- مطمئن گرديد كه فرد مناسبي را برگزيده ايد: واضح است نه! امــا حـقـيقت امر آن است كه ازدواج چيزي نيست كه بخواهيد بـخاطـر انــگيــزه هــاي آنــي وارد آن گرديد. ممكن است شما ديوانه وار همديگر را دوست داشته باشيد اما اگر هــمسرتان خواهان فرزند باشد اما شما نه، ازدواج شما قطعا زياد دوام نخواهد آورد و يا آنكه ارزشهاي شما با ارزشهاي همسرتان متفاوت باشد. اگر در مورد  فردي كه ميخواهيد با وي ازدواج كنيد ترديد داريد، بهتر است بيشتر درباره آن بيانديشيد.

2- مطمئن شويد هر دوي شما آمادگي داريد: پيـش از آنـكه پيـشنهاد ازدواج دهيد درباره آن كه در زندگي بدنبال چه اهدافي ميباشيد، حتــي اهداف 50 سال آينده خود با يكديگر صحبت كنيد. هر چه بيشتر بــا يـكديگر در مــورد آن چـه بــراي شـما حائز اهميت ميباشد گفتگو كنيد بيشتر متوجه آن ميگرديد كه آيا با يكديگر تفاهم و سازگــاري داريـد يــا خير. همچنين بايد از لحاظ مالي آمادگي داشته باشيد. اگر شما قادر نيستــيـد كــه مخارج خود را تامين كنيد، بهتر است نامزدي خود را به تعويق بياندازيد.

3- از پدر و مادر وي اجازه بگيريـد: شـما ابـتـدا بايد بدانيد كه آيا اگر پـيش از ازدواج با پدر و مادر وي مشورت كرده و اجازه بخواهيد، آنها را خوشنود ميسازد يا خير. ايـن نـكته شـايـد عـجيـب بـــنظر آيد اما شما كه نمي خـواهيد پـدر زن و مادر همسر آيـنـده خود را برنجانيد؟ اين عمل براي آنكه دلشان را بدست بياوريد بسيار موثر خواهد بود.

4- بطريقي پيشنهاد بدهيد كه خوشايند وي باشد: به پيـشنهاد ازدواج هـمچون يك هديه به بانوي زندگي خود بنگريد. آن را بـطريقـي طـرح ريزي كنيد كه باب ميل و سليقه وي بوده و مطابق با شخصيتش باشد. آيا وي رومـانتـيـك اسـت و يـا اهـل تـفريح و شوخ طبعي؟ آيا ميل دارد بطور محرمانه از وي خواستـگـاري كنـيـد و يا روي ديــوار درخـواست خود را بنوسيد؟

5- در باره هديه دادن به وي تصميم بگيريد: بـراي دختـرهـا و زنـان هيچ چيز مبهوت كننده تر از يك هديه غير منتظره و غافلگير كننده حلقه برليان نمي بـاشد. امـا اگـر تـوان مالي شما اجازه اين كار را به شما نميدهد، براي يك حلقه مناسب بودجه شما كفايت ميكند. اما حتما پيش از آنكه حلقه را خريداري كنيد از نوع سليـقه وي اطلاع يابـيد. ايـن كار را ميتوانيد با سوال كردن از دوستان و يا خانواده وي و يـا مشـاهـده نوع جواهرآلاتي كه وي استفاده مي كند انجام دهيد. اما بسياري از دختران تـمايـل دارند هنگام انتخاب حلقه خودشان حضور داشته باشند. بهرحال بايد به خواسته هاي وي احترام بگذاريد.

 - مطمئن گرديد پاسخ وي مثبت ميباشد: هنگاميكه پيشنهاد ازدواج ميدهيد، بـايد مطمئن باشيد كه پاسخ وي "بله" خواهد بود. شما ميباست از قبـل در مــورد ازدواج بـه انــدازه كافي صحبت كرده و كــامـــلا از آن چه طرف مقابل از يك شريك زندگي بلند مدت انتظار دارد، آگاهي يافته باشيد. درست است كه ميخواهيد پيشنهاد ازدواج شــما براي او سورپريز باشد اما نبايد بي مقدمه دست به اين كار بزنيد.

7- افراد زيادي را از قصد و تصميم خود آگاه نسازيد: شـما مـمكن اسـت وسوسه شويد كه قصد خود را با دوستان و خانواده خود در ميان بگذاريد. امـا عـاقلانه تر آن است كه اين خبر را تنها با يكي دو تا ازدوستان و يا نزديكان صميـمــي خود در ميان گذاشته و به آنها اطمينان داشته باشيد كه رازدار و محرم اسرار شما ميباشند.

8- پيشنهاد خود را از حفظ نكنيد: صرفنـظر از آنـكه كـجـا و چــگـونــه پــيشنهاد ازدواج مي دهــيد، بايد آن با نهايت صداقت و ابراز عشق حقيقي شما نسبـت بـه وي هـمــراه باشد. از قبل در مورد حرفهايي كه ميخواهيد به او بـزنــيد يادداشت برداريد اما دقيقا آنها را از بر نكنيد. در آن لحظه به وي بگوييد كه چرا وي يـك فرد استـثـنايي بـوده و چـرا شما خواهان آن ميباشيد كه باقي عمر خود را با وي سپري كنيد. بـايـد جملات شما از دلتان برآيد او ميخواهد با يك مرد ازدواج كند و نه يك ربات!

9- مكان و زمان مناسب را بيابيد: مكاني كـه پيـشـنهاد ازدواج مـي دهـيد مي تواند: رسـتوران، پارك، سينما و يا لب دريا باشد.اما بهتر است مكاني انتخاب گردد كــه بــراي هر دوي شما خاطره انگيز بوده و شما را به ياد خاطرات گذشته بيندازد. فـاكتور زمان نيز بسيار مهم مي بـاشــد اگر وي شرايط سختي را سپري مي كند، اگر خسته و يا گرفتار دغدغه هاي شخصي و شغلي خود ميباشد و يا آنكه از دست كسي عصبـانـي اسـت، زمان مناسبي براي اين كار نميباشد.

10- او را دستپاچه نكنيد: شما ممكن است بخواهيـد پيـشنـهاد خود را براي جهانيان فرياد بزنيد و يا حداقل براي همسايگان مجاور خود! امـا مـراقب باشيـد اشـتـياق بـي حد شما كار دستتان ندهد. اگر وي شخص درونگرا بوده و از آن كه مـركز تـوجـه ديـگـران واقع گرديد بيزار ميباشد، بهتر است اين كار را بطور خصوصي با وي در ميان بگذاريد.

11- انتظار همه نوع پيشامدي را داشته باشيد: صـرفنـظر از هـمـه نقشه ها و طرح ريزي ها، امكان دارد امور دقيقا آن طوري كه شما و يا وي تصور ميكرديد پيـش نرود. خود را براي واكنشهاي احتمالي آماده كنيد.او مـمكن است دستپـاچـه شـده و يا هيجان زده گـردد و يـا آن كه كاملا آرام و بي تفاوت باقي بماند. وي ممكن است بگويد: "بله-خيـر" و يــا "شايد". شمـا مـمكن است تصور كنيد وي را كاملا مي شناسيد امـا از پـيـش داوري و آنكه پاسخ وي چگونه خواهد بود پرهيز كنيد چون ممكن است مايوس گرديد.

12- اگر پاسخ وي منفي بود مايوس نشويد: هـمـواره احـتـمال آن كـه وي "نه"بگويد وجود دارد. اما دلسرد نشويد با او صحبت كنيد و علت عــدم آمـادگـي وي را جـويا گرديد. وي ممكن است تـنـها بـه زمـان بـيشتـري نـيـاز داشتـه بـاشـد و يا آن كـه اصلا وي دختر مناسبي براي شما نباشد. اگر اين طور باشد بهتر است همين حالا پي بـه آن بـبـريد تا آنكه پس از ازدواج.

13- خيلي زود و يا خيلي دير پيشنهاد ندهيد: زمـان معـيـنـي براي پيشنـهاد ازدواج وجود ندارد اما بهتر است پس از تنها گذشت 2 هفته از آشنايي خـود بـا وي پـيشـنــهاد ازدواج ندهيد! زمان پيشنـهاد ازدواج هنـگامي اسـت كـه شـمـا بـــراي مــدتــي كافي به يكديگر متعهد شده باشيد. همچنين زياد وقت را تلف نكنيد شجاع باشيد و حـرف دلتان را بزنيد. اگر هم خيلي هم كمرو مي باشيد، مي تـوانـيد پيــشنهاد خود را در قالب نامه براي دختر مورد علاقه خود ارسال كنيد.

شاد و خرم باشید منتظر نظرات شما عزیزان هستم

بهرام باهنر


[+] نوشته شده توسط بهرام در 17:55 | |







راههای برقراری ارتباط

یکی از ماهرترین متخصصین در زمینه ی ارتباطات، دکتر جان گرِی نویسنده ی کتاب مردان مریخی، زنان ونوسی است. او از طریق کتاب ها و سمینارهایش پیامی را منتشر می کند، او می خواهد بگوید که مردان و زنان کاملاً از هم متفاوتند و یک ارتباط طولانی و بادوام با درک کردن، قبول کردن و احترام گذاشن به جنس مخالف به دست می آید. در اینجا او به پرسشهاي زير پاسخ ميدهد: 

جان گرِی و گروهش چطور با یک رابطه ی مشکل دار برخورد می کنند؟

چرا ازدواج های زیادی به طلاق ختم می شود؟

مردان و زنان از یک رابطه چه انتظاری دارند؟

آیا تک همسری در یک ارتباط مهم است؟

چطور می توانید رابطه تان را با همسر سابقتان بهبود بخشید؟

چه کسی به خاطر اشتباهاتی که در یک رابطه پیش می آید مقصر است؟

مردان چطور می توانند بدون اینکه ناراحت شوند، گوش دهند؟

توصیه های جان گرِی برای افرادی که در پی قرار ملاقات گذاشتن هستند چیست؟

چطور می توان با تلخی و سختی طلاق کنار آمد؟

حتی اگر باز با فردی مشابه ازدواج کنیم، آیا می توانیم برای بار دوم موفق شویم؟   


سوال:  آیا می توانیددرمورد کلاس های جدیدتان برای افراد مجرد یا آنهایی که بعد از طلاق دوباره مجرد شده اند توضیح دهید؟

گرِی:  اولین چیزی که در این دوره ها به آن توجه می کنیم، و اولین چیزی که افراد مطلقه قبل از شروع رابطه ای جدید باید به آن توجه کنند، این است که ببینند که اشکال کار در رابطه ی قبلی چه بوده استبدون اینکه خیلی منتقدانه درمورد خود یا همسر سابقشان قضاوت کنند. این پیام من است: وقتی ما تفاوت های بین زنان و مردان را درک نکنیم، مشکلات کوچک برایمان تبدیل به مشکلاتی لاینحل خواهند شد.

برای مثال، مردی کم کم نسبت به همسرش علاقه اش را از دست می دهد، و این باعث جدایی آنها می شود. اگر شما به روند ارتباطات آنها در طی ازدواج نگاه کنید، زمان هایی بوده است که زن می خواسته درمورد چیزهایی صحبت کند، اما مرد سعی در حل مشکلات او داشته است، و هر دو بحث را بی نتیجه رها کرده اند. آن مرد متوجه نبوده است که زن ها گاهی دوست دارند فقط در مورد مشکلاتشان صحبت کنند، و همان موقع قصد حل کردن آن را ندارند. وقتی مردی سعی در حل مشکل می کند و موفق نمی شود، خیلی زود دست از گوش کردن به حرف های همسرش برمی دارد، درحالیکه زن هنوز دوست دارد درمورد مشکلش صحبت کند. این طریقه ی ارتباطی کاملاً بیهوده و بی نتیجه است و به هیچ وجه باعث صمیمیت نمی شود.

هر دو آنها باید مسائل و مشکلاتشان را ارزیابی کنند تا ببینند که چطور می توانند این مشکلات را حل کنند. بعضی افراد عادت دارند که از رابطه ای به رابطه ی دیگری بروند و همسران سابقشان را برای مشکلات و سختی ها مقصر بدانند و خود هیچ مسئولیتی قبول نکنند.

بعضی کارها هست که با انجام آنها شما بدترین احساس را در جنس مخالفتان ایجاد می کنید. تا زمانی که وقت نگذارید و کشف نکنید که چه چیز و چه کاری باعث خوشحالی جنس مخالفتان می شود، هنوز برای برقراری یک ارتباط آمادگی ندارید.


سوال:
  همه دوست دارند بدانند که چرا امروزه تعداد زیادی از ازدواج ها به طلاق ختم می شود. آیا این واقعاً به دلیل ارتباط غلط است؟

گرِی:  البته این می تواند یکی از دلایل باشد، اما بگذارید مسئله را کمی عمیق تر بررسی کنیم. دلیل اینکه امروزه اینقدر طلاق زیاد شده است این است که مردان و زنان امروزه توقعات متفاوتی از یک ارتباط دارند که سابقاً اینطور نبود. ما هر روز بیشتر و بیشتر می خواهیم، اما چیزی دریافت نمی کنیم، همین باعث نارضایتی می شود. در زمان پدران ما، مادران ما آن چیزهایی که امروزه زن های ما از ما می خواهند را از پدرانمان نمی خواستند. مادران ما فقط یک حمایت کننده ی خوب می خواستند.

امروزه هر چه زنان احساس استقلال و آزادی بیشتری بکنند، بسیار کمتر نیاز به مردی پیدا می کنند که یک حامی خوب باشد. به همین ترتیب نیازهای دیگری روی کار می آیند: نیاز به عشق، صمیمیت و ارتباط. در طول تاریخ، مردان هیچوقت به درستی یاد نگرفته اند که چطور این چیزها را برآورده کنند. اگر چند نسل به عقب بروید، می بینید که هیچ صمیمیتی بین زن و مرد نبود. کار مرد این بود که از خانه بیرون برود و به خاطر خانواده اش بجنگد. او حاضر بود حتی از جانش نیز برای خانواده اش بگذرد، خانواده نیز به این نیاز داشت و آن را تقدیر می کرد. اما این چیزی نیست که زن های امروزی از همسرانشان توقع دارند. آنها می خواهند امیدها، آرزوها و دنیای درونیشان را با آنها تقسیم کنند. می خواهند که کارهایشان را با هم و درکنار هم انجام دهند. برای این توقعات، سطح بالاتری از صمیمیت مورد نیاز است که هنوز یاد نگرفته ایم که چطور آن را به دست آوریم.

ما صداقت و صمیمیت بیشتری در زندگی هایمان نیاز داریم. برای برآورده کردن آن مهارتهای جدید نیاز است، مهارتهایی که هیچوقت والدینمان یادمان ندادند. بعضی ها در فیلم ها می بینند که چقدر یک زن و شوهر صمیمی و بامحبت با هم زندگی خوشبختی را می گذرانند و وقتی به زندگی خودشان نگاه می کنند، چنین چیزی را نمی بینند. بعد فکر می کنند که چنین زندگی فقط در فیلم ها امکان دارد. اما اشتباه می کنند. این زندگی اصلاً هم غیرواقعی نیست. فقط راه رسیدن به این زندگی را بلد نیستیم.

در گذشته عشق نوعی وظیفه و الزام بود. اما این روزها عشق چیزی در قلب است، یک شور و شوق و میل به فرد مقابل است. احساسی جادویی است.


سوال:  آیا واقعاً مردها و زن ها چیز متفاوتی از یک رابطه می خواهند؟ شما گفتید که زن ها عشق، ارتباط و صمیمیت می خواهند، آیا مردها هم همین چیزها را می خواهند؟

گرِی:  مردها هم هرچه سنشان بالاتر می رود، 40 سال به بالاتر، همین چیزها را از یک رابطه توقع دارند. اما مردهای جوان تر دوست دارند احساس کنند که در فراهم آوردن خوشبختی همسرشان موفق بوده اند.

اگر دقت کنید که مردها بعد از ترک یک زن یا نارضایتی در یک رابطه چه احساسی دارند، ممکن است ببینید که ظاهراً بگویند "اَه خیلی غر می زد" یا اینکه "دیگر نمیتوانستم با او سکس داشته باشم" اما احساس قلبیشان این بوده است که "دیگر نمی توانستم خوشبختش کنم."

 

سوال:  آیا تک همسری در یک رابطه مسئله ی مهمی به حساب می آید؟

گرِی:  تک همسری، ریشه و اساس این توقعات جدید است که ما از رابطه مان داریم. اگر بخواهیم عشقمان پردوام باشد،  حتماً باید این مسئله را رعایت کنیم. بعضی مردها طالب رابطه ی آزاد هستند تا بتوانند با هر کسی که می خواهند در کنار همسرشان رابطه داشته باشند، اما همچنان عاشق همسرانشان هستند. اما سوال اینجاست که شما که عاشق همسرتان هستید، چه نیازی به برقراری ارتباط با افراد دیگر دارید. جواب این افراد خیلی ساده است. آنها می گویند، عشق ما به همسرمان چیزی است که با هیچ فرد دیگر تجربه نخواهیم کرد. اما حقیقت نشان می دهد که آنها واقعاً همسرانشان را دوست ندارند.

اینجا پاسخ دیگری برای این سوال است: اگر شما می خواهید رابطه ای بادوام داشته باشید، باید زن زندگیتان از نظر جنسی خوب ارضا شود. چون اگر اینطور نباشد و فقط مرد ارضا شود، زن از سکس با همسر خود راضی نخواهد بود و کشش مرد به زن کمتر خواهد شد. اما اگر زن هم از رابطه ی جنسی ارضا شود، علاقه و کشش مرد به او بیشتر خواهد شد.

برای ارضا شدن زن از رابطه ی جنسی با همسرش سه ضرورت وجود دارد: اولین آن داشتن رابطه ای خوب است. دومین ضرورت تک همسری است و سومین آن داشتن عشق و علاق فرای مسئله ی جنسی است.

اگر مرد وفادار نباشد، حتی اگر زن اطلاع نداشته باشد، به این معنی است که همه ی انرژی جنسی خود را از همسرش دریغ کرده و به زن دیگری می دهد. زن نیاز دارد که توجه و محبت شوهر را لحظه به لحظه احساس کند. تک همسری این نیاز را برآورده می کند: باعث می شود که زن احساس کند پراهمیت ترین فرد در زندگی شوهرش است. همین مسئله باعث شکوفایی زن شده و جذابیت او را نزد همسرش روز به روز بیشتر می کند.

ضرورت دیگر رمانتیک و احساسی بودن استحتی اگر دوست نداشته باشید. مردها فکر می کنند که این کارها فقط برای دوران نامزدی است، پس از ازدواج مردها اکثراً دست از این کارها می کشند. اما باید به یاد داشته باشند که همین چیزها است که عشق می آورد. اگر می خواهند که رابطه شان دوام داشته باشد و روز به روز بهتر شود، باید همان کارهایی را که در دوران نامزدی می کردید پس از ازدواج هم ادامه دهید.

البته همه ی تقصیرها گردن مردها نیست. خانم ها با شنیدن این چیزها حق را به خود می دهند اما باید بدانند که رفتار آنها هم دیگر مثل گذشته نیست. اگر همسرشان دیگر بعد از ازدواج برایشان گل نمی خرد به این دلیل است که آنها هم دیگر شوهرشان را حتی برای انجام کارهای خیلی کوچک تعریف و تحسین نمی کنند. و به جای تمجید کردن آنها شروع به گوشزد کردن خطاها و کمبودها و شکست هایشان می کنند. همین باعث می شود که عشق در رابطه از بین برود. توصیه من به خانم ها این است که کوچکترین موفقیت های همسرانشان را جشن بگیرند، پیوسته آنها را تشویق و ترغیب کنند و شکست هایشان را به رخ آنها نکشند.

 

سوال:  یکی از ناراحت کننده ترین مسائل در ارتباطات، به خصوص آنها که به جدایی و طلاق ختم می شوند، این است که ارتباط زوج ها با هم روز به روز بدتر می شود. و وقتی پای بچه وسط می آید، بعضی مجبور به ادامه ی زندگی به خاطر بچه ها می شوند. چطور می توان از پس رفتِ ارتباط جلوگیری کرد؟

گرِی:  تغییر دیدگاه بسیار در این رابطه کمک کننده است. فکر می کنید چرا پس از ازدواج مشکلات به وجود می آید؟ به این دلیل که همه ی ما بعد از ازدواج انجام کارهای قبل ازدواج را متوقف می کنیم. ما نیاز به مهارت های ارتباطی جدید هستیم. اولین قدم در یادگیری این مهارت ها این است:  زن صحبت می کند، مرد گوش می دهد، زن از مرد به خاطر گوش دادنش تشکر می کند. زن احساس می کند که به نگرانی ها و دغدغه هایش توجه می شود. و مرد فقط قصد حل کردن مشکلاتش یا بحث کردن با او را ندارد. و وقتی از مرد برای گوش کردنش تشکر می کند، مرد یک مهارت مهم یاد میگیرد، اینکه به حرف ها و احساسات زن گوش دهد به جای اینکه سعی در حل مشکلات او داشته باشد.

قدم دوم از طریق گفتگو و بحث جدی است. زن صحبت می کند، مرد هم صحبت میکند و پس از بحث به نتیجه می رسند. اما قبل از داشتن این نوع گفتگو و بحث، لازم است نیاز زن (شنیده شدن حرف هایش) و نیاز مرد (تحسین شدن) برآورده شود.

 

سوال:  فقط گوش دادن برای مرد می تواند بسیار دشوار باشد، به خصوص درمورد مسائل مربوط به طلاق، چون خیلی چیزهایی که از زبان همسرش می شنود ممکن است ناراحت کننده باشد. چطور می تواند بدون ناراحت شدن به گوش دادن ادامه دهد؟

گرِی:  کاری که زن می تواند در این موقعیت انجام دهد این است که بگوید: "می دانم که شنیدن این حرف ممکن است برایت ناراحت کننده باشد و اینطور به نظر می رسد که می خواهم سرزنشت کنم، اما فقط می خواهم احساساتم را بیان کنم. چون بعد از آن احساس بهتری خواهم داشت." این حرف ها همیشه کمک کننده خواهد بود. یا میتواند بگوید: "لازم نیست کاری درمورد این مسئله انجام دهی، من فقط می خواهم حرف ها و احساساتم را با تو درمیان بگذارم."

 

سوال:  برای آن افرادی که می خواهند دوباره به دنبال رابطه ای جدید بگردند چه توصیه ای دارید؟

گرِی:  این افراد  نباید به دنبال افراد کاملی باشند. "شما باید تجربه ی بودن با افراد مختلف را کسب کنید. انتظار نداشته باشید که اولین کسی که ملاقات کردید، همانی باشد که با او ازدواج کنید. اصلاً عجله نکنید."

همچنین توصیه می کنم یکی از دوره های برقراری ارتباط را بگذرانند. اگر ازدواج سابقتان به تلخی تمام شده است، سخت است که بلافاصله سراغ ارتباط جدیدی بروید. باید دوره های آموزشی را بگذرانید. دور و بر خود را با افرادی پر کنید که روابط اجتماعی و ازدواج های موفقی داشته اند. این به شما کمک خواهد کرد که کمی مثبت بیندیشید.


سوال:  به نظر می رسد که بعضی افراد هیچوقت نمی توانند با طلاقشان کنار بیایند. نامه هایی از افرادی برایمان می آید که 30 سال است طلاق گرفته اند، ما هنوز همان بدخویی، عصبانیت ها و تلخی های دوران طلاق را ا خود دور نکرده اند. این افراد چه کار باید بکنند؟

گرِِِی:  تلخی ها و احساسات منفی پس از طلاق را می توان با درمان های احساسی-عاطفی از بین برد. به این افراد توصیه می کنم که یک فهرست احساسی تنظیم کنند. اول لیستی از کارهای همسرشان هنگام جدایی را در آن بنويسند. همه آن چیزهای که از آن عصبانی و ناراحت هستند. بعد نامه ای به خودتان بنویسید و از احساسات و حال و هوای کنونیتان در آن بنویسید. بعد زمانش رسیده است که به مسئولیت خودتان در قبال طلاق فکر کنید. من کتابی نوشته ام که در آن به افرادی که در رابطه های قبلی خود شکست خورده اند بسیار کمک می کند. به آنها کمک میکند تا همسرانشان و خودشان را به این خاطر ببحشند تا بتوانند به زندگیشان ادامه دهند.

باید رابطه هایتان را بدون قضاوت ناعادلانه دوباره بررسی کنید. این همان بخشیدن است. بخشیدن راه رفتن به سمت ارتباطات تازه است. بعضی افراد با مشاوره و صحبت کردن با دیگران بهبود می یابند. هرکاری که می کنید، اما نباید بگذارید این دردها درونتان باقی بماند، باید به صورتی آنها را بیرون بریزید.

 

سوال:  متخصصین بسیاری گفته اند که افراد مطلقه برای بار دوم با فردی شبیه به همان فرد سابق، اما با جسمی متفاوت ازدواج کنند. آیا ممکن است با فردی مشابه همسر سابق ازدواج کنند اما اینبار رابطه شان جواب دهد، به این دلیل که طریقه ی رفتار و برخورد را یاد گرفته اند؟

گرِی:  بارها و بار ها دیده ام که ازدواج دوم یا سوم بسیار موفق بوده است. ما با افرادی مشابه همسر اولمان دوباره و دوباره ازدواج می کنیم، اما با بالاتر رفتن سن و یاد گرفتن آموزش ها ویژه و کسب تجربه های بیشتر موفق خواهیم شد. کاری که این افراد یاد می گیرند این است که از بدترین موقعیت همیشه بهترین را بسازند

با تشکر بهرام باهنر


[+] نوشته شده توسط بهرام در 17:52 | |







پاسخ این هفته را اختصاص دادیم به نامه خانمی که رابطه دو ساله او با نامزدش در حال بر هم خوردن است. او تصور می کند که راه دست یابی به قلب خانم ها از گوششان می گذرد و متاسفانه هیچ گاه نامزدش حرف هایی که را که او انتظار شنیدنش را دارد، نمی زند.

سوال خواننده:

مشاور عزیز،

من و همسرم الان تقریبا نزدیک به دو سال است که با هم نامزد کرده ایم. او بسیار دوست داشتنی، مودب، مهربان، خونگرم و بامزه است. او همچنین همواره از یک "سیستم منسجم ارزشی" که مورد تایید شما نیز هست، برای دوست داشتن استفاده می کند و مشکلی در این رابطه ندارد. من کاملا با نظریات شما موافق هستم اما در میان آنها به نکته ای برخوردم که کمی برایم ابهام ایجاد کرده.

به نظر می رسد که عبارت " خانم ها عاشق چالش هستند"  مبنای نصایح شما در امر دوست داشتن می باشد. با در نظر گرفتن این جمله، شما همیشه به آقایون گوشزد می کنید که در آغاز ارتباط حرف های عاشقانه نزده و بیش از اندازه از خانم ها تعریف و تمجید نکنند. من تا حد بسیار زیادی با این مقوله موافقم. اگر مردی که من به تازگی با او آشنا شده ام شروع کند به سرودن شعرهای حماسی در مورد زیبایی هایم و اظهار کند که من عشق حقیقی گمشده او بوده ام، من احساس می کنم که با این کارها به نوعی قصد گمراه کردنم را دارد. او به اندازه کافی با خصوصیات من آشنا نیست که از من تعریف کند و عاشق من بشود.

و حالا مشکل من:

اما زمانی که رابطه جدی تر شده و مدت زمان زیادی از آن گذشت، من فکر می کنم که طرز صحبت کردن آقایون باید نسبت به خانم ها تغییر کند. این معمایی است که من می خواهم هم برای خودم و هم برای سایر خوانندگان آقا که به تازگی از خانمی خوششان آمده روشن شود.

باور کنید که ما خانم ها هم مواقعی برایمان پیش می آید که به اندازه آقایون در مورد احساسات و نیازهایمان گیج و آشفته می شویم. برای خود من که سال ها طول کشید تا متوجه شدم نیازهای واقعی ام را چگونه می توانم در مقابل یک مرد بروز دهم.

یک حقیقت بسیار ساده که من در مورد خانم ها کشف کردم این است که خانم ها نسبت به کلمات شفاهی عاشقانه و صادقانه پاسخ مثبت از خودشان نشان میدهند و اگر بر روی این مطلب تمرین شود می توان فضای رمانتیک و عاشقانه را برای مدت زمان طولانی برقرار نگه داشت. چرا؟ زیرا بازتاب فکری خانم ها نشات گرفته از اطرافیانشان می باشد. شما ذهن خود را بر روی هر چه که متمرکز کنید و هر احساساسی که نسبت به او بروز دهید، او مستقیما همان ها را نسبت به شما بازتاب می دهد.

به عنوان مثال اگر بر روی زیبایی های خاص او دست بگذارید و مدام از آنها تعریف کنید او نه تنها سعی می کند آن زیبایی خاص را نگه دارد بلکه تلاش می کند تا از همه نظر زیباتر شده و مطابق میل شما شود. هر چقدر شما بیشتر بگویید که جذاب و خواستنی تر است او خیلی پر حرارت تر و مطلوب تر در نظر شما ظاهر می شود. هر چه بیشتر از توانایی های خاصش قدردانی کنید، آنها بزرگ تر شده و زندگی مبارکی را برایتان به ارمغان می آورد.

تعریف کردن کار خود را انجام می دهد
زمانی که شما درجه سپاس و قدردانی خود را به طور شفاهی به زبان می آورید برای خانم ملموس تر جلوه کرده و در نظرش حقیقی تر می شود. راه دست یابی به قلب خانم ها مستقیما از گوش هایشان می گذرد! و همچنین از پوستشان؛ بهتر است زمان صحبت کردن همسرتان را لمس کنید. به جای اینکه زمان خروج از در با بیمیلی یک "دوستت دارم" تحویلش بدهید، بهتر است او را در آغوش بگیرید، مستقیما در چشم هایش نگاه کنید و با قاطعیت بگویید "دوستت دارم." این عبارت را باید به طور خاص بیان کنید. به او بگویید که چقدر پیچ و خم های لب هایش را دوست دارید، وقتی کمرش را لمس می کنید چه احساسی دارید و اینکه تا چه حد لباس های آبی به او می آید.

و نکته آخر اینکه: دست نوشته های عاشقانه برای خانم ها، مقدس هستند. تعداد بسیار زیادی از خانم هایی که من می شناسم ترجیح می دهند از همسرانشان یک دست نوشته عاشقانه  و یا یک کارت تبریک که در آن دست خط آقا وجود داشته باشد را به جای یک گردنبند جواهر به عنوان هدیه از او دریافت کنند.

خلاصه اینکه بهتر است تا جایی که می توانید احساسات خود را به زبان بیاورید (به علاوه ی تمام راههای شگفت انگیزی که شما برای عشق ورزی به کار می گیرید) البته با صدق و صفا، صمیمیت، و به طور اختصاصی و شما یک ملکه پر حرارت و بخشنده دارید که در سراسر زندگی برایتان طنازی کند.

رومينا – کسی که عاشق پوچی شیرینش است


پاسخ مشاور

سلام رومينا

نامه ات بسیار عالی بود و باید به تو تبریک بگویم چرا که با مردی هستی که برای دوست داشتن خود از یک "سیستم ارزشی" خاص پیروی می کند. مردی که با اعتماد به نفس و مسئولیت پذیر است، به تو اهمیت می دهد و می تواند خوشحات کند. یک مرد واقعی که نه زن ذلیل است و نه به طور افراطی مرد سالار.

بیشتر خانم ها زمانی که برای خود یک شریک انتخاب می کنند باید به نحوی با او به مصالحه بپردازند. آنها باید از بین یک مرد قوی که هیچ گونه احساسی ندارد و یک مرد پر احساس که با کمبود تستسترون مواجه است، یکی را انتخاب کنند. اما به این دلیل که تو در رابطه خود با یکی از پسرهایی هستی که من سیستم او را قبول دارم، میتوانم به جرات بگویم یکی از بهترین ها را انتخاب کرده ای. خوشا به حالت!

اما تو یک مشکل داری

از اونجایی که تو این همه وقت گذاشتی و در مورد نیاز خانم ها به تعریف و تمجید شفاهی، برای من نوشتی، معلوم می شود که این مطلب جزء مشکلات خودت هم هست. من تصور می کنم که نامزد تو صرفا می خواهد همواره تو را در چالش نگه دارد چراکه یکی از راههای عملی نفوذ به قلب خانم ها همین مورد است. برای من کاملا قابل درک است که او با خودش می گوید: "برای چه زمانی که می توانم او را با به چالش انداختن دوستدار خود نگه دارم چرا بیش از اندازه احساساتی شوم؟ همین چالش ها بوده که امروز مرا به این جایی که الان در آن هستم رسانده: یعنی برقراری رابطه با یک خانم رویایی و فوق العاده."

اما به عنوان یکی از پیروان "سیستم ارزش" او همچنین باید در ذهن داشته باشد که اگر بخواهد شما را برای مدت زمان زیاد در کنار خود نگه دارد باید به تو احترام بگذارد، توجه خودش را معطوف تو کند و با این کارها یک فضای رمانتیک ایجاد نماید. تا اونجایی که من متوجه شدم تو به اندازه کافی احترام و توجه را از او میگیری اما چیزی که تو را آزرده ساخته، نبودن آن فضای رمانتیک دلخواهت است تا بتوانی خوشحال باشی.

همسر تو باید متوجه شود که عشق واقعی در نظر تو چه معنایی دارد. آنطور که من متوجه شده ام او اغلب عشق خودش را به طور عملی به تو ثابت می کند اما از نظر گفتاری کمی ناکافی برخورد می کند. او باید بر اساس یک قاعده منظم به طور کلامی از تو تعریف کند، اما به خاطر داشته باش که تو هم باید این کار را در قبال او انجام دهی.

تو تقریبا درست می گی

او باید هر چند وقت یکبار با یادداشت های روشنفکرانه و عاشقانه ای که برای تو مینویسد سورپرایزت کند (البته باید بدانی که دفعات انجام این کار از طرف او باید کمتر از دفعات انجام آن از طرف تو باشد، برای اینکه اگر او بیشتر از تو این کار را انجام دهد آنوقت چالش ها از بین می رود و تو علاقه کمتری را نسبت به او از خودت بروز میدهی. از سوی دیگر اگر او هیچ گاه چنین کاری را برایت نکرده او به طور کامل از "سیستم ارزش" دنباله روی نمی کند.)

و از اونجایی که من خودم هم "دوستت دارم ها" را دوست می دارم، هر چند وقت یکبار باید این جمله را به تو بگوید. یک خانم نیاز دارد که چنین حرف هایی را از طرف همسرش بشنود. می توان گفت که این قسمت یکی از ضروری ترین بخش های هر رابطه عاشقانه ای است. اما یکبار دیگر باید بگویم که او این عبارت را باید کمتر از شما به زبان بیاورد. و نکته دیگر این است که هر موقع که شما به او می گویید دوستت دارم برای رفع بدهی نباید این جمله را به خودتان برگرداند. این کار اصلا رمانتیک نیست.

برآوردن مقداری از خواست ها
بعد از همه این حرف ها باید به خاطر داشته باشی که مرد زندگی تو نباید تمام چیزهایی را که از او می خواهی برایت برآورده کند چرا که در این حالت هیچ چیزی برای او باقی نمی ماند تا بتواند آنها را تعقیب و کشف کند و این یعنی یکنواختی. اگر تو حرف مرا قبول نمی کنی خیلی راحت می توانی بروی از مردهایی که از همسر خود جدا شده اند دلیل اصلی جدایی شان را جویا شوی. من مطمئن هستم که آنها جوابی جز این به تو نخواهند داد: "من اصلا خودم هم نفهمیدم که چی شد، تمام چیزهایی که می خواست رو بهش داده بودم!"

همانطور که دیدی خیلی خوبه که تا حدودی در میزان کمی نا امیدی به سر ببری. کاری که همسر تو انجام می دهد این است که یک تعادل بین دادن و نگه داشتن خواست های تو برقرار کند تا در این صورت تو هم دوست داشته شدن و احترام را احساس کنی هم اینکه تمام نیازهایت به طور کامل ارضا نشوند. شاید این امر برای تو چندان قابل درک نباشد (چون خودت نوشته بودی که خانم ها در شناختن خودشان هم با مشکل مواجهند) این تنها کاری است که می تواند توجه تو را برای مدت زمان طولانی نسبت به او در یک حد بالا نگه دارد.

حرف ها خیلی تاثیر گذار هستند و می توانند فضای رمانتیک ایجاد کنند و اگر با قاطعیت و در زمان مناسب مورد استفاده قرار بگیرند به طور حتم میزان صمیمیت موجود را تا حد زیادی افزایش می دهند. نکته این جاست که آقایون هیچ گاه نباید از الفاظ پر زرق و برق و شهوت برانگیز برای جلب توجه خانم ها استفاده کنند و زمانی باید آنها را به کار بگیرند که علاقه خانم در حال نابود شدن باشد. کلام بیشتر باید در راه ارائه عشق بیان شود تا تلاش برای کسب تایید.

و آقایون باید به خاطر داشته باشند که این دلیل آن است که چرا خانم ها برای مردهای " محکم و آرام" غش و ضعف می کنند.


با تشکر باهنر


[+] نوشته شده توسط بهرام در 17:49 | |







تفاوت بین مرده و زنها

 

تعداد مردهای چپ دست خیلی بیشتر از خانم های چپ دست می باشد، خانم ها معمولا با هر دو گوش خود می شنوند، اما آقایون ترجیح می دهند این کار را با گوش راستشان انجام دهند.

مشاهده و درک خانم ها و آقایون از جهان اطرافشان کاملا متفاوت است. آقایون به راحتی می توانند مسائل چند محوری را در ذهن خود تجزیه و تحلیل نمایند. خانم ها استعداد خوبی در شناسایی احساسات افراد در عکس هایشان دارند. البته شاید در برخی موارد زیاده روی نیز به خرج دهند.

کروموزوم های خانم ها "XX" است، اما آقایون یک "X " و یک "Y"  دارند. و باید اذعان داشت که آقایون به طور طبیعی در دوران جنینی تحت تاثیر تسترون بیشتری نسبت به خانم ها قرار می گیرند.

هیپوتالاموس ( عضو کوچکی در قسمت ساقه مغز) آقایون از اکثر خانم ها بزرگتر است. زمانی که آنها برانگیخته می شوند، هیپوتالاموس باعث می شود که میزان کلیه احساساتشان از جمله تشنگی، گرسنگی، و خواست های جنسی خیلی بیشتر از همنوعان خانمشان افزایش پیدا کند؛ همین امر نکته قابل توجهی برای اثبات خوی پرخاشگرانه و غیر قابل کنترل مردهاست.

در بیشتر خانمها میزان کلسیم قشری، بالاتر از مردان است. این امر آنها را قادر میسازد تا بتوانند به راحتی بین نیم کره راست و نیم کره چپ مغزشان ارتباط برقرار کنند. به همین دلیل است که می توانند به راحتی احساسات و عواطف طرف مقابل را ارزیابی نمایند. در بسیاری موارد دیگر نیز مشاهده شده است که ذهن خانم ها نسبت به ذهن آقایون، ارتباط تنگاتنگ و پیچیده بیشتری برقرار می کند.

ارتباط نیم کره های مغزی گاهی اوقات باعث به وجود آوردن اختلال در عملکر مغز نیز می شود. به عنوان مثال در هنگام خواندن نقشه یک مرد خیلی راحت تر می تواند نقاط مختلف را در ذهن خود بالا و پایین کند، اما یک خانم حتما باید نقشه را این طرف و آنطرف کند تا از آن سر در بیاورد.

برای هر دو جنس، نقطه ای که مربوط به انجام عملیات های زبانی و گفتاری است در یک مرکز معین: یعنی در نیمکره چپ مغز واقع شده است. با توجه به عملکرد مرتبط دو نیمکره مغز، خانم ها به دلیل استفاده از داده هایی که از نقاط مختلف ذهن به هم میپیوندند، (شامل دید و احساس) قادرند به طور متوسط خیلی بیشتر از آقایون صحبت کنند. به همین دلیل است که دختر بچه ها خیلی سریعتر از پسر بچه ها به حرف می افتند و کلمات را خیلی صریح تر و واضح تر از پسر بچه ها تلفظ می کنند، همچنین دامنه لغاتشان نیز گسترده تر است.

مردها به طور اخص از خیانتهای جنسی آسیب بیشتری می بینند : فقط کافی است تصور کنند که شریک زندگی شان با شخص دیگری غیر از خودشان هم آغوش شده است! آنگاه ضربان قلبشان 5 برابر شود. اما همین امر اگر برای خانم ها اتفاق بیفتد، به اندازه آقایون درد آور نیست و راحت تر می توانند آنرا بپیذیرند.

در عوض خانم ها در قبال خیانت ها احساسی از خود عکس العمل های شدید نشان می دهند. تنها چیزی که خانم ها از آن وحشت دارند، این است که سرسپردگی و پشتیبانی دراز مدت همسر خود را از دست بدهند.

مردها خود را به عنوان افراد مستقلی می شناسند که در پی بدست آوردن چیزی هستند؛ خانم ها اغلب احساس وابستگی بیشتری دارند و تصور می کنند که تنها در سایه یک ارتباط است که می توانند هویت حقیقی خودشان را پیدا کنند.

"موفقیت های شخصی به جای وابستگی، یکی از مولفه های شخصیتی مردان در راه بدست آورون تفکر و تخیل مردانه است"

مهمترین ایده های یک مرد عبارت است از: استقلال، رسیدن، وارد شدن

مهترین ایده خانم ها چیزی نیست جز: وابستگی، قرار گرفتن در رابطه و دعوت از سوی دیگران. این امر به خوبی در روابط جنسی قابل مشاهده می باشد. "در حین معاشقه مردها کاملا احساس کمال می کنند، و خانم ها از اینکه کسی آنها را دعوت به این کار کرده، نهایت لذت را می برند."

مردانگی زمانی به حد کمال خود می رسد که : "مردها در کمال قدرت و در نهایت فروتنی تقاضای برقراری این نوع ارتباط را دارند و در ذهن خود قصد دارند تا بهترین نحو این کار را انجام دهند. زنانگی نیز در جایی خودش را نشان می دهد که یک خانم: "مرد مورد نظر را به دنیای خودش راه می دهد تا با کسب تجربیات جدید، از زندگی نهایت لذت را ببرد."

تنها تلاش خانم ها در روابط خود با جنس مخالف این است که: سعی می کنند وابستگی ها را افزایش داده، ارتباط را عمیق تر کنند و دیگران را نیز به انجام این کار تشویق می نمایند.   

5 نیاز اساسی آقایون از زندگی مشترک

1- ارضای جنسی

2- مصاحبت لذت بخش

3- داشتن یک همسر جذاب

4- پشتیبانی خانوادگی

5- تقدیر و تشکر

5 نیاز اساسی خانم ها از زندگی مشترک

1- مهربانی و محبت

2- گفتگو

3- صداقت و درستی

4- حمایت مالی

5- سرسپردگی همسر

در ارتباط با روابط جنسی می توان گفت: آقایون خیلی راحت به حالت برانگیختگی و اوج لذت دست پیدا می کنند؛ اما برای خانم ها دقیقا مخالف این امر اتفاق می افتد.

یک مرد غیر قابل اجتناب

1- او از طریق در آغوش کشیدن ها و بوسیدن های مکرر، مهر و محبتی را که خانم به آن نیاز دارد، جبران می کند.

2- او نیاز خانم به گفتگو را از طریق ترتیب دادن یک بحث عاشقانه مرتفع می سازد.

3- صداقت و درستی خود را با نگاه کردن به طور مستقیم در چشم های خانم و بیان احساسات و افکار حقیقی اش به معرض نمایش می گذارد.

4-  او را از نظر مالی حمایت کرده و هزینه مسکن، خوراک، و پوشاک را به عهده میگیرد.

5- او سر سپردگی خود را به خانواده با قرار دادن مسائل مربوط به خانواده در راس همه کارها، اعلام می کند. وقت و انرژی خود را صرف تعلیم و تربیت فرزندانش می کند.

خانم غیرقابل اجتناب

1- نیازهای جنسی آقا را برآورده کرده و شریک جنسی خوبی برای او می شود.

2- مصاحبت و سرگرمی را از طریق جذاب بودن برای همسرش برآورده می کند.

3- او باید جذابیتی که در اولین قرارها برای آقا داشته همچنان حفظ کند. با انجام ورزش و رعایت رژیم غذایی مناسب خود را از نظر فیزیکی متناسب نگه می دارد. موها و آرایش خود را همانطور که همسرش دوست دارد نگه می دارد.

4- فضای آرام و ساکتی را در خانه فراهم کرده تا نیاز آقا به حمایت خانوادگی مرتفع گردد.

5- ارزش و اعتبار آقا را به خوبی درک می کند و به خاطر موفقیت های که بدست می آورد از او تشکر و قدردانی به عمل می اورد.

مردها بیشتر برای قدرت، لیاقت، شایستگی، صلاحیت و پیشرفت ارزش قائل هستند؛ معمولا تلاش می کنند تا ارزش های شخصی خودشان را اثبات کنند. "خود محوری مردان از طریق پیشرفت هایی که بدست می آورند تطمیع می شود. آنها به "اموال" و "اشیا" اهمیت بیشتری می دهند تا به افراد و احساساتشان. رسیدن به اهداف برایشان از اهمیت ویژه ای برخوردار است، چراکه به منزله اثبات توانایی رسیدن به پیشرفت محسوب می شود. کمتر در مورد مشکلاتشان صحبت می کنند مگر اینکه نیاز به راهنمایی و کارشناسی های تخصصی داشته باشند. زمانی که خانم ها به مشکلی برمی خورند، آنها آماده هستند تا همسرشان را نصیحت کرده، راه حل های مختلف را پیش رویشان قرار دهند و اقدام به حل مشکل نمایند.

خانم ها برای عشق، سرسپردگی، زیبایی، و برقراری ارتباط ارزش قائل می شوند. آنها دوست دارند وقت خود را صرف حمایت و پرورش کودکانشان کنند. خود محوری در آنها تنها از طریق احساسات و توانایی برقراری رابطه توضیح داده می شود و کار و تکنولوژی برای آنها از جایگاه ویژه ای برخوردار نمی باشد. مستقیما و به راحتی می توانند نیازهای دیگران را پیش بینی کنند. برای خانم ها بزرگترین نشانه عشق این است که همسرانشان کاری را بدون درخواست آنها انجام دهند.

زمانی که آقایون در حال انجام کاری هستند، اگر به آنها پیشنهاد کمک شود، تصور میکنند که به اندازه کافی لایق و شایسته نبوده اند و خانم به او اعتماد نداشته که یک چنین پیشنهادی را مطرح نموده. اما برعکس "پیشنهاد کمک و مساعدت به خانم ها به عنوان نشانی از عشق به شمار می رود."

آقایون دوست دارند مشکلات را حل نمایند، خانم ها ترجیح می دهند در مورد مشکلات صحبت کنند.

زمانی که آقایون تحت فشار قرار می گیرند، ترجیح می دهند تا تنها باشند و راه حلی برای از بین بردن مشکل پیدا کنند. زمانی که یک خانم تحت فشار باشد، فقط میخواهد با کسی در آن مورد صحبت کند. حرف زدن در مورد مشکلات باعث می شود که او احساس بهتری پیدا کند.

زمانی که یک خانم با همسر خود در مورد مشکلاتش صحبت می کند، آقا احساس مسئولیت پذیری می کند. زمانی که یک مرد در مورد مشکلاتش با همسرش حرف نمی زد، خانم تصور می کند که نسبت به او بی توجهی شده است.

مردها باید احساس کنند که به وجودشان نیاز است و خانم ها نیز باید احساس آرامش از همسرانشان بگیرند.

خانم ها احساساتشان را بیان می کنند، آقایون اطلاعات مفید در اختیارشان قرار میدهند.

آقایون نیازمند اعتماد، مقبولیت، تمجید، تایید، و تشویق و دلگرمی هستند.

خانم ها نیازمند اهمیت، فهمیده شدن، احترام، صمیمیت، تایید و اطمینان هستند.

آقایون در بحث و مشاجره یا "مبارزه" می کنند یا "کناره گیری" به این معنا که یا تهدید و ارعاب را تا حد نهایی ادامه می دهند و یا اینکه ساکت می شوند و هیچ حرفی به زبان نمی آورند. در این مواقع خانم ها یا "جا می زنند" و یا "اعتراف" می کنند، یعنی طوری وانمود می کنند که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده و یا مسئولیت همه چیز را به عهده میگیرند.

مردها تصور می کنند که برای رویدادهای بزرگ باید هدیه های بزرگ خریداری کنند، خانم ها به تمام کادوها یک امتیاز میدهند.

خانم ها به طور ذاتی احساسات و نیازهای طرف مقابل را درک می کنند به همین دلیل از آقایون هم انتظار دارند که اینچنین باشند.


باتشکر باهنر


[+] نوشته شده توسط بهرام در 17:43 | |







خوشبختی

_در هر مرحله از زندگی که هستید فقط یک قدم به جلو بردارید ، قدم به قدم می توان به هدف رسید ولی با شتاب و جهش هرگز . برای یک بار هم که شده جدی عمل کنید و سستی و تنبلی را کنار بگذارید و نگویید

 

 " دیگر از ما گذشته "  گذر عمر را جدی بگیرید .

 

 

 

2_به سلامت خودتان توجه کامل داشته باشید ، ناراحتی هایی را که قابل معالجه است رفع کنید .از آنچه به سلامت شما لطمه می زند دوری کنید .از استراحت کردن لذت ببرید .

 

 

 

3_به خود قول دهید:( نیرومند باشید و هیچ عاملی آرامش فکری شما را بر هم نزند )

 

 

 

4_قبل از هر چیز برای خود یک هدف داشته باشید ، هدف مفید و آنگاه با تعقل و روشن بینی ، نسبت به این مسئله آگاهی کامل پیدا کنید .هرگز نگذارید چیزی شما را از مسیرتان به انحراف بکشاند .انتخاب هدف ، به دست آوردن و به کار انداختن وسیله برای رسیدن به هدف مهم ترین وظیفه ی ما در زندگی است .

 

 

 

5_صبح ها با دعای خیر و آرزوی سعادت برای تمام انسانها سر از بالین بردارید و به خود بگویید :( سلامت سعادت موفقیت و مفید بودن به من تعلق دارد ) .

 

 

 

6_این هفته کاری را که سالهاست میخواستید انجام بدهید ،انجام دهید و هر ماه این کار را تکرار کنید .

 

 

 

7-آیا خد اوند هدایای گرانبهای خود را در بسته های زیبای آماده به شما اعطا میکند ؟ هرگز! خداوند بعضی از نعمتها را درون بسته ای از مشکلات اعطا میکند  تا بندگانش  با حل آن مسائل شایستگی خود را برای دستیابی به آن نعمت  ثابت کنند .

 

 

 

8-حقایق را بپذیرید و در مواردی که ممکن است حقیقت برایتان ناخوشایند باشد از آن نگریزید .

 

 به زنده رود ، سایت بزرگ ایرانیان خوش آمدید.


[+] نوشته شده توسط بهرام در 19:0 | |







نکات کلیدی برای نوجوانان

نکات کلیدی برای نوجوانان

نکات کلیدی برای نوجوانان

1- وقتی که والدین‌تان غیرمنطقی هستند. با آنها بحث استدلالی نکنید، لبخند زده و موافقت کنید. این کار باعث می‌شود تا آنها متوجه كار خود شوند. هنگامی که آنها سرگرم صحبت با شما هستند، به کار دیگری مشغول نشوید زیرا این کار آنها را عصبانی می‌کند.

 

2- هنگامی که والدین منطقی هستند (یعنی درباره ی انتظارات خود و با یک تصمیم با شما صحبت می‌کنند) به آنها گوش دهید تا سخن خود را به پایان برسانند، سپس دلایل و انتقادات خودتان را مطرح کنید. آنها انتظار ندارند که شما سخن‌شان را قطع کنید لذا از این کار عصبانی می‌شوند و دیگر به شما احترام نخواهند گذاشت.

 

3- اگر والدین‌تان درخواست شما را رد کردند یا اجازه ی انجام کاری را به شما ندادند یا آزادی شما را محدود کردند، نپرسید «چرا؟» زیرا با «نه» دیگری مواجه می‌شوید. به جای آن بگویید «چه کاری می‌توانم انجام دهم تا به درخواستم پاسخ دهید یا به آزادی من احترام بگذارید؟» سوال «چه باید بکنم؟» به شما نشان خواهد داد که برای جلب رضایت والدین خود چه کاری باید انجام دهید.

 

4- اگر والدین شما عصبانی شدند بر اعصاب خود مسلط باشید و آن را کنترل کنید. بسیاری از مواقع، عواملی چون رئیس، همسایه و مغازه‌دار باعث ناراحتی آنها شده‌اند . شما با آنها آرام باشید و اگر فایده‌ای نداشت کاری به کارشان نداشته باشید تا به حالت عادی بازگردند.

 

5- والدین گاهی بی‌انصاف هستند و این کار آنها شما را عصبانی می‌کند. هنگامی که یکی از شما عصبانی هستید، هیچ‌گاه به بی‌انصافی آنها انتقاد و اشاره نکنید و صبور باشید.

6- وقتی که عقاید، خواسته‌ها و یا شکایات خود را مطرح می‌سازید، صدایتان را بلند نکنید و آرام باشید. اگر فریاد بزنید، آنها فقط صدایتان را می‌شنوند ولی اگر آرام باشید سخنان شما را نیز می‌فهمند.

7- هیچ‌گاه خود را در موقعیتی قرار ندهید که برنده یا بازنده باشید. شما یک بچه هستید، لذا شکست خواهید خورد  و یا تبیه خواهید شد. سعی کنید مصالحه و تفاهم کنید تا موقعیتی ایجاد شود که هر دوی شما در آن پیروز باشید.

 

8- اگر نمی‌توانید با والدین خود صبحت کنید یا آنها از صحبت کردن شما عصبانی می‌شوند، سخنان خود را بنویسید و به آنها بدهید.

 

9- گاهی اوقات با پدر یا مادر خود به تنهایی بیرون بروید. به آنها بگویید دوست دارید گاهی با آنها تنها باشید. آنها ابتدا از شنیدن این موضوع نگران می‌شوند و گمان می‌کنند که می‌خواهید خبر ناگواری به آنها بدهید، حتی ممکن است از شنیدن سخنان شما احساساتی شده و شما را در آغوش بگیرند. تحمل داشته باشید.

 

10- وقتی‌که والدین شما مشغول مطالعه و یا تماشای تلویزیون هستند، گاهی آنها را همراهی کنید. درباره موضوعاتی چون مدرسه، دوستان و دیگر مسائل مورد علاقه‌شان صحبت کنید. آنها ممکن است در آغاز تصور کنند که تغییر رفتار شما دلیل خاصی دارد ولی این احساس را به تدریج از دست داده و شخصیت جدید شما را خواهند پذیرفت.

 

11- بدیهی است شما حاضر نیستید به افرادی که با شما مشاجره می‌کنند یا همکاری ندارند کمک کنید. اگر شما نیز با والدین خود چنین برخوردی داشته باشید آنها به شما کمک نکرده و با درخواست‌های‌تان موافقت نخواهند کرد. سعی کنید با آنها درگیر نشوید و روحیه همکاری داشته باشید؛ مطمئن باشید نتیجه این رفتار به سود شما خواهد بود.

 

12- هر روز از والدین خود بپرسید : «چه کمکی می‌توانم به شما بکنم؟» بیشتر اوقات آنها از شما تشکر کرده و کاری به شما واگذار نخواهند کرد یا گاهی انجام کارهایی را از شما خواهند خواست که ممکن است فقط چند دقیقه وقت شما را به خود اختصاص دهد. والدین از این رفتار شما خشنود شده و آنها نیز با شما همکاری خواهند کرد. شما می‌توانید با انجام برخی کارها به‌طور داوطلبانه و بدون این‌که آنها ازشما بخواهند ،موجب شگفتی آنها شوید . آنها به همه خواهند گفت که شما بهترین فرزندی هستید که یک پدر و مادر می‌توانند داشته باشند.

 

13- اگر پدر و مادر شما با هم به مشاجره پرداختند، آنها را تنها بگذارید زیرا اگر شاهد بگومگوی آنها باشید، با شما نیز برخورد خواهند کرد.

 

14- گاهی اوقات، انجام دادن کارهایی ساده و ناچیز مثل خاموش کردن لامپ‌ها، تمیز کردن اتاق خواب و یا آویزان کردن حوله پس از حمام گرفتن، موجب می‌شود شما بتوانید امتیازات مهمی از آنها بگیرید مثل رفتن به منزل دوستان، استفاده از اتومبیل آنها یا استفاده بیشتر از تلفن.

 

15- با والدین خود صبور باشید. به یاد داشته باشید که دوران نوجوانی شما مرحله‌ای سخت برای آنهاست، بنابراین به آنها کمک کنید تا با آرامش و روحیه همکاری با این مرحله از زندگی شما برخورد کنند. آنها یک روز از شما تشکر خواهند کرد.

 

منبع : منبع: کلیدهای رفتار با نوجونان

دکتر دن فونتنل – با تغییر و تلخیص

 


[+] نوشته شده توسط بهرام در 18:57 | |







خوشبختی

زندگی صحنه تلاش و بالندگی و لحظه های آن چون رودی در گذر است ، رودی مواج كه در تلاطمش ، انسانها ساخته می شوند؛پس تا دمی باقی است از لحظات و سخنان دیگران عبرت بگیریم :

- خوشبخت و سعادتمند كسی است كه از دیگران پند پذیرد و خود را به پاكی پرورش دهد . ( حضرت علی علیه السلام )

- حفظ موازنه و تعادل جسم و جان ، بزرگترین عامل پیروزی و سعادت است .( امام محمد باقر علیه السلام )

- آرمیدن در آغوش تنبلی و بطالت ، دوری جستن از خوشبختی و سعادت است . (امام محمد باقر علیه السلام )

- خوشبختی پروانه است . اگر او را دنبال كنید ، از شما می گریزد ؛ ولی اگر آرام بنشینید ، روی سر شما خواهد نشست . (هیوم)

- خوشی های كوچكند كه خوشبختی را می سازند . (كار)

- خوشبختی بر سه ستون استوار است ؛ فراموش كردن گذشته ، غنیمت شمردن حال ، امیدوار بودن به آینده . ( مترلینگ )

- خوشبختی خانوادگی طولانی ترین ، محكم ترین و شیرین ترین سعادتها است . ( ولتر )

- كمی عقل سلیم ، اندكی اغماض و قدری خوش خلقی داشته باشید . آن وقت خواهید دید ، در این دنیا چقدر آسوده و خوشبخت اید . ( سامرست موام )

- قلب های پاك ، هیچگاه راحتی  و خوشی را به خود نخواهند دید . زیرا خوشی و راحتی ِ خود را در راه اعتلا ء و ترقی دیگران فدا كرده اند . ( لابرویر )

- سعادت دیگران ، بخش مهمی از خوشبختی ما است . ( رنان )

- ما همیشه دیگران را بیش از حدی كه خوشبخت اند ، خوشبخت تصور می كنیم . ( مونتسكیو )

- هیچ خوشبختی بزرگتر از آرامش فكری نیست . ( بودا )

- یكی از راه های خوشبختی ، این است كه شخص نسبت به كوچكترین نعمت ها شكرگزار باشد . ( هرشل )

- برای خوشبختی ، یك راه بیشتر وجود  ندارد و آن كاستن از نگرانی درباره چیزهایی است كه مافوق قدرت ما قرار گرفته اند .    ( اپیكتت )

- باید برای خوشبخت زیستن ، موقعیت های مناسب ایجاد كنیم ، نه این كه در انتظار آن بنشینیم  . ( بیكن )

- خوشبخت كسی است كه به اموری كه اهمیت ندارند ، اهمیت ندهد . ( ؟ )

- سعادت را باید در بین راه پیدا كرد ، نه انتهای جاده . چون در آنجا سفر به پایان رسیده و دیگر دیر شده است . زمان سعادتمند بودن امروز است نه فردا . ( ؟ )

خوشبختی را باید دنبالش رفت تا بدست بیاید . باهنر


[+] نوشته شده توسط بهرام در 18:46 | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Ghaleb New & Music Cod & Best Roman & Hafez Fall