|
كودك نياز دارد تا لحظاتي را با شما بگذراند، بدون آن كه شما از او خواستار انجام كاري باشيد و يا او را نصيحت كرده و گله و شكايت داشته باشيد. "لحظاتي كه فقط براي باهم بودن در نظر گرفته شود". خصوصادر 5سال اول زندگي به اين ارتباط نياز دارد و همين رابطه مستحكم است كه از طغيانهاي نابهنجار جواني جلوگيري خواهد نمود.
|
1.25 |
|
خيلي زياد ديده ميشود كه والدين از كودك ميپرسند:"مگر تو معني كلمه نه را نميفهمي، چرا هر چه ميگوييم، گوش نميدهي". در حقيقت كودك معني كلمه نه را ميفهمد ولي نظام مهار و كنترل او به اندازه كافي پرورش نيافته تا بتواند از رفتار غير اجتماعياش جلوگيري كند.
|
1.26 |
|
يكي از مسائل سنين پيش دبستاني، پرورش كودك جهت مهار كردن محركهاي دروني و هيجاني اوست. اگر شما وقت بيشتري را در اين جهت صرف كرده و كودك را ياري كنيد تا با تمركز حواس و هوشياري، طغيانهاي دروني را مهار و از ضربه زدن به كودكان ديگر خودداري نمايدبا مشكلات كمتري از نظر تربيتي و انظباط رو به رو خواهند بود |
1.27 |
|
در مورد كودكان پرخاشگر و خشن كه ساير كودكان را كتك ميزنند، نبايد با خشونت عكس العمل نشان داده و آنها را كتك زد بلكه به او بگوييد:"نبايد دوستت را كتك بزني، اگر از دست او عصباني هستي، به او بگو از دستش عصباني هستي ولي او را نزن ". در واقع از او بخواهيد احساساتش را بازبان و نه با مشت و لگد بيان نمايد. |
1.28 |
|
يكي از راههاي آرام نمودن غريزههاي ضد اجتماعي كودك اين است كه " عروسكهاي كتك خور" در اختيارش قرار دهيد. اين عروسكها را خودتان ميتوانيد در اندازه نسبتا بزرگي درست كنيد و آماده سازيد تا كودك بتواند غرايز اجتماع ستيز و احساسات آشفته خود را توسط آنها بيرون بريزد. |
1.29 |
|
يكي ديگر از راههاي آزاد سازي اين غرايز كه به سادگي قابل اجراست، بازي با عوض كردن نقشهاست. به اين ترتيب به كودكتان بگوئيد:"امروز يك بازي جديد ميكنيم. تو بابا يا مامان ميشوي و من جاي تو را ميگيرم و كودك ميشوم. هرچه بگويي من گوش كرده و اطاعت ميكنم."اين بازي جهت آزاد سازي احساسات آشفته بدون هيچ خطري ميباشد.
|
1.30 |
|
روش آخر، در مورد آزاد سازي اين غرايز، فرستادن كودك به مهدكودك از سن 3سالگي است.در آنجا هم محركات جديدي براي يادگيري بهتر در اختيار كودك قرار ميگيرد و با كمك يك مربي خوب، موقعيتهاي زيادي جهت آزادسازي احساسات آشفته خواهد داشت. |
1.31 |
|
اگر فرزندانتان متوجه شوند كه شما هميشه عالي و بيكم وكاست نيستيد، بلكه به هنگام ارتكاب به اشتباه عذر خواهي ميكنيد و در رفتارتان تجديد نظر مينمائيد، در زندگي خود موضع آرامتري ميگيرند. آنهانيز عذر خواهي كردن و اصلاح اشتباهات خود را ميآموزند.
|
1.32 |
|
توقعات خود را از كودك ، تدريجا اضافه كنيد. انتظارات زياده از حد، مشكلات جديدي را از قبيل: بهانهگيري در غذا خوردن، ترس از تاريكي و حيوانات، كندي در كارها، ناخن جويدن و ديدن خوابهاي ترسناك براي كودك به وجود ميآورد.
|
1.33 |
|
يك كودك داراي استعداد غريزي براي دوست داشتن، اطاعت و احترام گذاشتن به شما نيست. اين شما هستيد كه از بدو تولدش و با گذراندن زمان لازم، بايستي محبّت، اطمينان، احترام و دوست داشتن را در او به وجود آوريد.
|
1.34 |
|
به فرزندتان بياموزيد كه "درست "و "غلط"،"خوب "و "بد"،ربطي به احساسات ندارد. احساسات "خوب و بد" وجود ندارد، عمل "خوب و بد " وجود دارد. بعضي از والدين اجازه بيان احساسات منفي را به فرزندان خود نميدهند و با اين كار در مقابل بيان احساسات مثبت آنها نيز سدي ميبندند و نتيجه كلّي اين كار، سركوبي احساسات توسط كودكان خواهد شد.
|
1.35 |
|
در سنين پائينتر، بايستي كودكان را تشويق نمود تا تمام احساسات، چه خوشايند و چه ناخوشايند را براي والدين بيان نمايند، اما كودك از شش سالگي بايستي متوجّه شود كه ديگران نيز داراي احساسات هستند واو اجازه ندارد با بيان نظرات ناخوشايند خود، احساسات آنها را جريحهدار كند.
|
1.36 |
|
ممكن است رفتار نامناسب كودكي ما را عصباني كند. اما اگر بروز اين رفتارهاي نامناسب را نتيجه بي اطّلاعي و ناداني او بدانيم، در آن صورت شيوه سخن گفتن و برخورد ما با كودك در رويارويي با چنين موقعيتهايي تغيير خواهد كرد و در كودك نيز احساسهاي خوشايندتري برانگيخته خواهد شد.
|
1.37 |
|
هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد"اين جمله به گوش ما آشناست و منظور آن را درك ميكنيم. اما آيا كودكان نيز مانند ما معني و مفهوم آن را ميدانند؟ كودكان زمان و مكان مناسب براي رفتاري را نخواهند دانست مگر اينكه به آنها آموزش لازم در اين زمينه داده شود.
|
1.38 |
|
"قوانين مانند تارهاي عنكبوت است كه ممكن است مگسهاي كوچك را گير بياندازد، امّا زنبورهاي درشت را آزاد ميگذارد."
(جوناتان سونيت) |
1.39 |
|
گاهي كودكان به اين سبب ملامت ميشوند كه مقررات مربوط به بزرگسالان را رعايت نميكنند. اما بيشتر وقتها علت اين نافرماني اين است كه كودكان به درستي نميدانند كه بزرگسالان از آنان چه ميخواهند. روش ما در آموزش و پرورش نبايد چنان باشد كه اطلاعات را كوركورانه به كودكان ياد بدهد. كودكان بايد بتوانند علّت برقراري مقررات و علت لزوم اطاعت از آنها ياد بگيرند
|
|
|
صفحه اصلی روانشناسی() |
|
|
كودكان از نظر ميزان رشد و نمو تفاوتهاي زيادي با يكديگر دارند و نميتوان حكم كرد كه همه كودكان بايد فلان مهارت را در فلان سن ياد بگيرند. اگر ميبينيم كه كودكي در آموختن يك رفتار خاص نميتواند پيشرفت كند، شايد به اين سبب باشد كه هنوز آمادگي يادگيري آن مهارت را پيدا نكرده است
|
1.41 |
|
گاهي بعضي از كودكان از اين شكايت دارند كه بزرگترها حرف آنها را نميفهمند و اغلب هم حقّ با آنهاست. چه بسا ما نتوانيم به حرف كودكان گوش دهيم و به مسائل از ديدگاه آنها توجه كنيم. درك مسائل يك كودك تسليم شدن به خواسته او نيست. حتي گاهي درك بيش از نياز مسائل كودك سبب دردسر و گرفتاري است .
|
1.42 |
|
سعي كنيد اهميت ارتباط با دوستانش را درك كنيد و چنانچه مايل باشد در عوض ماندن در كنار شما، بادوستانش بازي كند،دلگير و ناراحت نشويد و در مواقعي كه نياز داردبا شما تنها باشد تا بتواند مشكلات خود را مطرح كند، به هر طريق ممكن او را پذيرا باشيد و زمان لازم را در اختيارش قرار دهيد.
|
1.43 |
|
"خلاقيّت يعني اينكه به خود اجازه دهيم كه اشتباه كنيم. هنر يعني دانستن اينكه كدام يك از اين اشتباهات را نبايد دور بياندازيم. از اشتباه نهراسيد، اجتنابناپذير است". (ماكسيم گوركي)
"اشتباه ،ذهن را تعليم ميدهد." (تولستوي) |
1.44 |
|
ترديدي نيست كه مهمترين نقشي كه والدين ميتوانند در تربيت كودكان خود ايفا كنند، پرورش توانايي خلاقيت آنهاست. زيرا خلاقيت به نحوي بلا منازع عامل كليه پيشرفتهاي بشري است و امكان بروز خلاقيت وقتي مهارتها و انگيزه خلاقيت در كودكي پرورش يابد، بسيار بيشتر است و بسياري از روان شناسان تاكيد دارند كه خلاقيت و سلامت روح و روان همراه و همگاماند.
|
1.45 |
|
به كودكانتان آزادي زياد بدهيد، به آنهابه عنوان يك فرد احترام بگذاريد، از نظر عاطفي در حد اعتدال به آنها نزديك شويد و بر روي ارزشهاي اخلاقي و نه قوانين خاص تأكيد نمائيد."قوانيني كه به جاي آگاه كردن كودك او را كنترل نمايد، خلاقيّت را ميكشد."منزل را به صورتي در بياوريد كه در آن اقتدار مورد سئوال قرار گيرد و فعاليت و بازي و خنده به مقدار زياد وجود داشته باشد.
|
1.46 |
|
والدين كودكان خلاق توجه زيادي به نيل به دستاوردها دارند. آنها كودكان خود را تشويق ميكنند كه منتهاي سعي خود را به عمل آورند و كارهاي جالب انجام دهند. در عين حال اين والدين دستاورد را به طور گسترده تعريف ميكنند و بر روي نمره زياد تأكيد نميكنند. والدين كودكان خلاق معتقدند: كه " به دست آوردن نمرات بالا و داشتن ضريب هوشي بالا، كم اهميتتر از نيروي تصوّر و صداقت است .
|
1.47 |
|
والدين كودكان خلاق در منزل قوانين زيادي وضع نميكنند(مثلا تعداد ساعات درس خواندن يا زمان رفتن به رختخواب)و اين به آن معني نيست كه والدين كودكان خلاق به آنها اجازه هر كاري را ميدهند. آنها به عوض تعيين قوانين خاص به مجموعه روشني از ارزشها درباره كارهاي صحيح و غلط ارائه ميدهند و آن ارزشها را با رفتار خود به عنوان الگويي براي كودكان به نمايش در ميآورند.
|
1.48 |
|
خلاقيت حوزه افراد "تيز هوش "و"با استعداد"نيست، اگر چه آنها استعداد بالقوه بيشتري دارند كه در راههاي خلاق به كار برند. خلاقيت ميتواند و بايد جزئي از زندگي همه افراد باشد. ليكن مهمترين در خلاقيت، انگيزه براي انجام كارهاي خلاق است. استعداد، ويژگيهاي شخصيتي و مهارت به والدين و مربيان نشان ميدهد كه كودك چه كاري ميتواند انجام دهد و انگيزه نشان ميدهد كه چه كاري انجام خواهد شد. |
1.49 |
|
براي اينكه رفتاري در كودك تقويت شود يا دوام يابد، ترتيبي بدهيد كه پس از انجام رفتار مورد نظر و پيشرفت به سوي رفتار نهايي، پاداشي به او داده شود. يعني هر رفتار مطلوب كودك نتيجه خوشايندي برايش به دنبال داشته باشد. پس از آنكه رفتار مورد نظر كامل آموخته شد براي ثبات و دوام آن، او را به صورت گاه گاهي تقويت نماييد
|
1.50 |
|
" تقويت " با " رشوه دادن " متفاوت است. " تقويت كردن " براي افزايش احتمال وقوع يك رفتار به كار ميرود، اما تقويت كردن رفتار نادرست و ناشايست را " رشوه دادن " ميگويند، همچنين " تقويت " با " تملق " و " چاپلوسي " نيز تفاوت دارد. تملّق عبارت است از عرضه تقويت در برابر خودداري از انجام دادن كاري نه ستايش پس از انجام دادن آن كار.
|
1.51 |
|
يكنواختي و تكراري بودن، به ويژه بچهها را زود خسته و دلسرد ميكند. زيرا ذهن كودك، توانايي آينده نگري در نظر گرفتن تأثير دراز مدت محركها را ندارد. براي همين استفاده از پاداشهاي يكنواخت ممكن است با از دست دادن سريع تأثير آن پاداشهإے؛ّّے؟ همراه باشد.
|
1.52 |
|
نمونه هايي از تقويت كنندههاي گوناگوني كه براي كودكان و نوجوانان به كار ميروند عبارتند از: تقويت كنندههاي مادّي نظير: انواع شيريني و خوراكي موردعلاقه آنها -پول -جايزههاي گوناگون. تقويت كنندههاي غير مادّي كلامي گفتن:بله، خوب، عالي، معركه است، به تو افتخار ميكنم، زنده باد.تقويت كنندههاي غير مادي غير كلامي: لبخند زدن، دست زدن روي شانه، لمس كردن و گرفتن چانه، قلقلك دادن، پذيرفتن تقاضا.
|
1.53 |
|
براي متوقّف كردن رفتاري نا مطلوب در كودك، به او اجازه بدهيد يا حتي اصرار كنيد كه آن رفتار را ادامه دهد(به شرطي كه خطرناك يا زيان بخش نباشد) تا از انجام دادن آن رفتار خسته شود و اگر پس از رفع خستگي دوباره آن را از سر گرفت، بهتر است اصرار كنيم تا كودك آن قدر ادامه دهد تا خستگي كامل و بيزاري از آن كار در او پيدا شود |
1.54 |
|
به خاطر داشته باشيد كه هرگز در حضور كودكان ديگر و همبازيهاي كودك، به ادامه رفتار نامطلوب اصرار نورزيد زيرا به احتمال زياد ديگران به عنوان تماشاچي رفتار نامطلوب كودك را مورد تقويت قرار ميدهند و سبب ثبات و دوام بيشتر رفتار خواهند شد. حضور نداشتن همبازيها خود موجب ميشود كودك زودتر خسته و اشباع شود. |
1.55 |
|
معمولا وقتي كه كودكان وظايف خود را فراموش ميكنند، بزرگسالان به آساني از كوره در ميروند يا حتّي تهديدهاي غير عملي ميكنند. به كار بردن تهديدهايي مانند:"اگر فلان كار را بكني، ميكشمت "و...جز گزافه گويي چيزي نيست زيرا عمل به وعده از نكتههاي مهمي است كه كودكان به آن خيلي دقت مينمايند. بهتر است با لحن ملايم و آرام راه را براي برقراري ارتباط و تفهيم و تفاهم بين خود و كودك باز گذاريد.
|
1.56 |
|
تهديد كردن كودك كه او را ترك ميكنيد و يا مجازاتهاي جسماني هرگز راه درست را به فرزندان شما آموزش نميدهد. البته ترديدي وجود ندارد در مواقعي كه به شدت عصباني هستيد اين كاملا طبيعي است اما عمل بر اساس اين احساس مسأله ديگر است. اگر ميترسيد كنترل خود را از دست بدهيد، از كودكي كه خطايي انجام داده فاصله بگيريد تا آرامش خود را به دست آوريد.اقدام در شرايط عصبانيت نتايج مطلوبي به همراه ندارد.
|
1.57 |
|
ما نميگوئيم كه هرگز فرزند خود را تصحيح و اصلاح نكنيد اما مراقب باشيد كه اقدام اصلاحي شما از اعتبار فرزندتان نكاهد. در ضمن به خاطر داشته باشيد كه انتقاد ناشي از كمالطلبي شما نباشد. وقتي فرزندان شما اشتباه ميكنند به آنهاصفت بد نبنديد. ممكن است لازم باشد اشتباه او را خاطر نشان كنيد، اما اين فرق ميكند.
|
1.58 |
|
شما مسئول عزت نفس فرزندان خود هستيد و اين عزت نفس را در تمام مدت عمر خود يدك خواهند كشيد. متوجه حرفهايي كه ميزنيد باشيد و تا حد امكان مثبت حرف بزنيد. به خاطر داشته باشيد كه احساس عزت نفس بچهها و برداشتي كه از خود دارند اغلب از پيامهاي روشن و دقيقي كه از بزرگترهاي مطرح در زندگي خود و از همه مهمتر پدر و مادرشان ميگيرند، شكل ميگيرد. |
1.59 |
|
هريك از مراحل رشد كودك به واكنش خاصي از سوي والدين نياز دارد. خوشبختانه وقتي بچههارشد ميكنند و بالغ ميشوند، پدر و مادر نيز بر تجارباشان افزوده ميشود. بچهها مطابق طبيعت خود رفتار ميكنند و اگر شمابا آنها همگام شويد، مشكلي پيش رو نخواهيد داشت؛ البته در سبك مراقبت از فرزندان و نيز واكنش فرزندان به اين طرز تربيتها همپوشيهايي وجود دارد.
|
|
|
روانشناسی )) |
|
|
ا والد بيش از اندازه منتقد: والدي با اين مشخصات به هر چيزي با ديده تحليلي و انتقادي نگاه ميكند. هميشه اشكالي پيدا ميكند، از كودك تعريف و تمجيد نميشود.واكنش كودك:كودك تلاش ميكند براي رسيدن به محبت پدر و مادر آنها را راضي كند. كودك خود را موجودي ناشايست و خطاكار ميبيند و وقتي بزرگ شود هرگز از كار خود يا ديگران راضي نخواهد شدو هميشه گرسنه تأئيد و مهر والدين است |
1.61 |
|
والد بيش از حد متوقع: انتظارات غير واقع بينانه دارد و از فرزندانش انتظار دارد در مدرسه و در خانه به موفقيتهاي بزرگ برسند و تن به كارهاي متعدد بدهند. واكنش كودك:با آن كه كودك احساس ميكند انتظاراتي كه از او دارند، غير منصفانه است، سعي ميكند خود را با آن تطبيق دهد و ارزشمند بودنش را ثابت كند. تمام وقت كودك صرف ارضاء خواستههاي والدينش شده و دست از كودكي خود ميكشد. |
1.62 |
|
والد مشروط: با دادن وعده و پاداش ميخواهد فرزندانش را مجبور كند كه خود را با او تطبيق دهند."اگر اين كار را بكني من فلان چيز را برايت ميخرم"كار انجام ميشود ولي والد پاي قولش باقي نميماند.واكنش كودك: كودك بر اين گمان است كه اگر مطابق خواسته پدر يا مادرش رفتار كند پاداش ميگيرد اما اگر از انجام خواسته آنها سرباز زند، احساس گناه ميكند. اين كودك وقتي بزرگ ميشود به كسي اعتماد نميكند و چيزي براي خود نميخواهد.
|
1.63 |
|
والد غايب يا غير مؤثّر:والد يا غايب است و مدتهاي مديدي بيرون از خانه است و يا وقتي در خانه است به دلايل مختلف نميتواند به جمع ساير اعضاء خانواده بپيوندد.واكنش كودك: كودك مسئوليت انجام كارهاي منزل را به عهده ميگيرد و در نقش والد ظاهر ميشود. وقتي بزرگ ميشود در نقش يك مراقب ظاهر ميشود و ممكن است نخواهد خود صاحب فرزند شود.
|
1.64 |
|
والد ديكتاتور يا بي تفاوت :به كودك اجازه ميدهد كه از خودش مراقبت كند و يا خواستهاش را به كودك ديكته ميكند و جايي براي گفت و گو باقي نميگذارد.واكنش كودك: احساس ناخواستني بودن ميكند. احساس ميكند كسي براي او احترامي قائل نيست. اگر به او اهميت ميدادند او را در تصميم گيري ها دخالت ميدادند. اين كودك وقتي بزرگ شود از ترك شدن ميترسد و به راحتي با ديگران ارتباط برقرار نميكند.
|
1.65 |
|
والد ناجي : به فرزندش اجازه نميدهد كه به سياه و سفيد دست بزند. به او امكان خطا نميدهد. كودك طفل باقي ميماند.
واكنش كودك:احساس وابستگي و ناشايستگي ميكند. از جدايي ايجاد وحشت ميكند. اين شرايط با آن كه پدر و مادر از ترسو بودن كودك شكايت ميكنند، ادامه مييابد. اين كودك وقتي بزرگ شود يا ديگران را پس ميزند و يا در رابطه خود با ديگران گم ميشود. |
1.66 |
|
توجه داشته باشيد كه اطاعت كردن و فرمانبرداري بچّهها نشانه تربيت خوب نيست. توانايي تشخيص درست از نادرست و انتخابهاي معقولانه نشانه تربيت صحيح است. فرمانبرداري توليد صلح و آرامش ميكند و كسي نيست كه از آرامش بدش بيايد. اما چه بهتر كه از انرژي فرزندانتان لذّت ببريد.
|
1.67 |
|
"كسي كه ميخواهد ارادهاش را رشد دهد، بايد فايق آمدن بر موانع را فرا بگيرد".(ايوان. پ. پاولوف )
"ما ابتدا گرد و خاك ميكنيم و بعد ادعا ميكنيم كه نميتوانيم ببينيم."(بركلي) |
1.68 |
|
براي اينكه بچهها بدانند چگونه همكاري كنند و حرف بزنند، لازم است آنها را در برنامه ريزيها و تصميمگيريهاي خانوادگي دخالت دهيد و به نظرات آنهاتوجه كنيد. توجه داشته باشيد كه بچهها از همان آغاز، مهارتي در اظهار نظر منطقي و تصميمگيري ندارند.ابتدا بايد آنهارا آموزش دهيد. |
1.69 |
|
ا در يك خانواده سالم، كودك هميشه دوست داشتني است، حتي اگر رفتار غير قابل قبول داشته باشد. در يك خانواده ناسالم، كودك خجالت زده است، خود او بارفتارش اشتباه گرفته ميشود. "كودك و رفتارش را جداي از يكديگر در نظر بگيريد". |
1.70 |
|
"اگر ميخواهيد ميتوانيد غلط فكر كنيد، اما در همه حال، استقلال فكري داشته باشيد".(لينينگ)
"ما بايد در تلاشهايمان جسور و در ادعاهايمان محتاط باشيم"(نيل ميلر)
"براي حكم راندن بر طبيعت، بايد بر (قانونمنديهاي) آن گردن نهاد."(فرانسيس بيكن) |
1.71 |
|
بچه ها حق دارند آن طور كه مايلند فكر كنند،"بچه ها در مراحل مختلف رشد خود، نقطه نظرهايي را مطرح ميكنند كه براي شما معنا و مفهومي ندارد، اما مطمئنا اين نقطه نظرات براي خودشان مطرح و ارزشمند است. بايد به حرفهايشان گوش دهيد و نظراتشان را محترم بداريد.اگر به نقطه نظر فرزندتان احترام بگذاريد، بهتر ميتوانيد نقطه نظر خود را به آنها بقبولانيد.
|
1.72 |
|
فرزندان شما حق دارند براي خود احساسات داشته باشند و حق دارند كه احساسات خود را ابراز كنند."تونبايد چنين احساسي داشته باشي"، يك واكنش نامعقول است. به جاي آن اگر بگوئيد"متأسّفم كه تو اين گونه برداشت ميكني، امّا من نظر ديگري دارم"،حرف بهتري زده ايد.
|
1.73 |
|
"بچه ها حق مالكيت دارند"،مهم است كه حق مالكيت فرزندتان را به اشياء متعلّق به خودش به رسميت بشناسيد. مهم است كه فرزند شما احساس كند كنترلي بر دنياي خود دارد. توجه داشته باشيد اگر بچه ها بخواهند متعلقات خود را دراختيار ديگران قرار دهند اين كار را به انتخاب و ميل خود انجام ميدهند. شرايطي فراهم سازيد كه آنها آزادي نه گفتن را داشته باشند. |
1.74 |
|
"بچه ها حق دارند كه به خلوت آنها احترام گذاشته شود"، احساس تعلّق و امنيت خاطر كودك به صورت نمادي با خلوت او ارتباط دارد. بچه ها دوست دارند كه زبان و مسايل اسرار آميز داشته باشند اينها بخشي از رشد كردن آنهاست. مشخصا خلوتي كه براي يك كودك 10ساله در نظر ميگيريد متفاوت از يك كودك 2ساله است، اما اصل در مورد هر دو يكسان است .
|
1.75 |
|
بسياري از والدين به دلايل مختلف فرزندان كم سالشان را در رختخواب خود ميخوابانند، كه اين اشتباه است. البته سال نخست زندگي ميتواند يك استثناء باشد. جدا خوابيدن به احساس تفرّد كودك كمك ميكند و اين براي رفاه و احساس عاطفي كودك لازم است. توجه داشته باشيد كه آوردن كودك به رختخواب خود نشانه آن است كه نيازهاي خودتان را به نيازهاي او ترجيح ميدهيد.
|
1.76 |
|
آموزش دادن فرهنگ و رسم و رسوم خانواد و احترام به سنّتهاي قومي به منبع اطلاعاتي كودك ميافزايد.بچهها بايد بادين و مذهب خانوادگي خود آشنا شوند. بايد ارزشهاي ديني خود را بشناسند. آشنايي كودك با باورهاي ديني خانواده به او احساسي از هويّت ميدهد.
|
1.77 |
|
پدر و مادر ميتوانند علاقه به ادبيات و هنر و موسيقي را به فرزندانشان آموزش دهند. آيا هرگز فرزند خود را به تماشاي موزهها، نمايشگاههاي هنري، كنسرت و... ميبريد، اينها فعاليتهايي كم هزينهاند كه به زندگي فرزند شما غني ميبخشد. بسياري از بچهها از ساعت درس موسيقي و... استقبال نميكنند اما وقتي اين بچهها بزرگ ميشوند از كاري كه كردهاند، لذت ميبرند.
|
1.78 |
|
آموزش مسائل جنسي به فرزندان براي بسياري از والدين كار دشواري است. براي آموزش مسائل جنسي، بهتر است نام علمي عضو جنسي را به كودك آموخت تا او اسامي تمام اعضاء بدنش را بداند. زماني كه او با عضو تناسلي اش بازي ميكند، اصلا توجهي نشان ندهيد، در غير اين صورت توجه او بيشتر جلب عضو تناسلياش خواهد شد. |
1.79 |
|
براي آموزش مسائل جنسي، بهترين راه جواب دادن به پرسشهاي كودك است. شما بايستي به سئوالات فرزندتان در اين باره با صداقت جواب دهيد. كودك اگر متوجه شود كه شما ميخواهيد از جواب دادن به اين نوع سئوالات شانه خالي كرده و يا اجازه ندهيد در اين باره از شما سئوال كند، فكر ميكند كه اين مسائل ممنوع هستند و مانند هر چيز ممنوع ديگري برايش جذابيت بيشتري پيدا ميكند. |
|
|
روانشناسی )) |
|
|
كودك در سه سالگي كشف ميكند كه پدر و مادر با يكديگر روابط خاصي دارند و رفتارشان با او متفاوت ميباشد. دراين سن پسر كوچك مادر را به نوعي ديگر دوست دارد و ميخواهد جانشين پدر شده و مادرش فقط متعلق به او باشد و اغلب ديده ميشود كه پسرك سه ساله ميگويد:"وقتي بزرگ شوم با مامان ازدواج خواهم كرد."حرفهاي او را زياد تمسخر نكنيد.
زيرا بدين وسيله طبيعت او ميخواهد، او را براي مرد شدن آماده سازد. ولي دير يازود پسرك متوجه ميشود كه نميتواند جانشين پدر شود و بنابراين تصميم ميگيرد كه شبيه او شود و در اين جاست كه فرايند همسانسازي با پدر شروع ميشود. در مورد دختران هم همين طور است . |
1.81 |
|
رشد بدني و شناخت آگاهيهاي جنسي نزد دختران و پسران متفاوت ميباشد. دخترها به دليل رشد سريعتري كه در اين سن دارند،نسبت به شناخت مسايل جنسي نيز كشش بيشتري پيدا ميكنند ولي خجالت ميكشند اين مسايل را از مادر سئوال كنند و ترجيح ميدهند پرسشهاي خود را در كتابهاي علمي جستجو نمايند.
|
1.82 |
|
فرزندتان مايل است كه ذوق و سليقه خود را در انتخاب لباس، كتاب، موسيقي و دكوراسيون اتاقش بيان كند و عقيده خود را درباره مسائلي كه به او مربوط ميشود اظهار نمايد. به او در اين زمينه كمك كنيد تا چشم انداز وسيعتري براي نگريستن به زندگي پيداكند. |
1.83 |
|
كتابهاي مورد علاقه فرزندتان را تهيه كرده و در اختيارش قرار دهيد و چنانچه او به مجلهاي علاقه خاصي دارد آن را برايش آبونه نمائيد. در همان حال برايش توضيح دهيد كه نحوه مطالعه كتاب هاي داستان و مجلات با كتابهاي درسي متفاوت است .
توصيه ديگر اين است كه بازيهاي فكري را در اختيارش قرار داده و يا اجازه دهيد برنامههاي آموزشي تلويزيون و يا راديو را ضبط كرده و به دلخواه مورد استفاده قرار دهد. اين امر باعث ميشود تا علاوه بر يادگيري لغات جديد، افكارش به صورت منطقيتر پرورش يابد. |
1.84 |
|
كودك شما بايد تكاليف مدرسهاش را همه روزه در زمان مشخص انجام دهد. با او درباره زمان انجام تكاليف مدرسه صحبت كنيد. مهم نيست بچهها چه ساعتي را انتخاب ميكنند، امّا هر ساعتي كه براي اين كار در نظر گرفته شود، بايد همه روزه تكرار گردد.
|
1.85 |
|
مكان انجام تكاليف مدرسه بايد ثابت باشد. بنابراين مكاني را براي فرزندتان در نظر بگيريد كه از روشنايي مناسب برخوردار باشد. كودك ميتواند در انتخاب اين مكان نظر بدهد. مجبور نيستيد او را از ديگران جداكنيد. مگر آنكه خود او به اين كار راغب باشد. توجه داشته باشيد كه انجام تكاليف مدرسه يك مجازات نيست و نبايد با آن اين گونه برخورد شود.
|
1.86 |
|
شرايطي فراهم سازيد كه بچه ها از آمدن به خانه خوشحال شوند. آيا فرزندان شما از ديدن شما استقبال ميكنند؟آيا در حضور شما احساس خوبي دارند؟ آيادوستان آنها مايلند كه به منزل شما بيايند؟ آيا منزل شما همان مكاني است كه خواهان آن هستيد؟ به استرسي كه بچهها طي روز تجربه ميكنند، توجه داشته باشيد و آن را دست كم نگيريد.مدرسه روي بچهها براي سازگار شدن، درس خواندن و مورد قبول واقع شدن فشار ميآورد.
|
1.87 |
|
توجه داشته باشيد فشار آوردن به كودك براي اينكه در مدرسه در حد كمال مطلوب ظاهر شود، در جهت خدمت به خود شماست و لزوما منافع فرزند شما را تأمين نميكند. دقت كنيد كه ميان اين دو حالت تفاوت قائل شويد. |
1.88 |
|
چشم و هم چشمي ميان خواهران و برادران طبيعي است و وجود دارد. فرزندان خانواده هميشه در ارتباط با يكديگر روابطي مبتني بر عشق و نفرت دارند. اگر خانواده شما از نوعي است كه افراد با يكديگر صميمي هستند و با هم ملاطفت و همدردي دارند، مطمئن باشيد كه اين ارتباط به فرزندان شما هم منتقل خواهد گرديد. |
1.89 |
|
ا با روي گشاده با فرزندان خود تبادل نظر كنيد و به حرفهايشان گوش فرا دهيد. نوجواني دوران سختي است. بچهها تحت تأثير هورمونهاي توليدي بدن خود، ناراحتيهايي را تحمل ميكنند. ميخواهند بالغ شود اما از بسياري جهات هنوز كودك اند. آنها ظاهرا قرص و محكم ظاهر ميشوند. اما بسيار آسيب پذيرند. بدون داوري با آنها حرف بزنيد و هميشه باب ارتباط را باز بگذاريد. |
1.90 |
|
"آنا فرويد" (روان شناس) در پژوهشهايي كه درباره كودكان و نوجوانان انجام داده مينويسد:"موقعيّتي در زندگي مشكلتر از اين نيست كه انسان، دختر يا پسر جواني داشته باشد كه بخواهند خود را از وابستگيهاي خانوادگي دوران كودكي رهانيده و مستقل شوند."
|
1.91 |
|
دوران بلوغ مانند يك جنگ داخلي است. يك قسمت از"من" نوجوان تمايل به آزاد شدن از وابستگي به والدين دارد در حالي كه قسمت ديگر"من"به جهت ماندن در رفاه و امنيت، تمايل به وابسته ماندن دارد. وقتي والدين اين مسأله را درك كنند، جواب بسياري از پريشانيهاي آشكار نوجوانان را خواهند يافت.
|
1.92 |
|
يكي از ويژگيهاي دوران بلوغ، طغيان نوجوان بر عليه والدين و انتقاد از نقاط ضعف آنها ميباشد. در اين زمان والدين از اين كه اقتدار و شخصيتاشان مورد حمله قرار ميگيرد، بسيار ناراضي و ناخشنود ميشوندو فكر ميكنند اين حملات بر عليه شخص آنهاست. در حالي كه اين طغيانگري نشان دهنده شدت علاقه و عاطفهاي است كه نوجوان نسبت به آنها دارد.
|
1.93 |
|
يكي از مهمترين روشها براي اين كه فرزندان شما در دوران بلوغ به كسي كه شما علاقه داريد تبديل شوند، تبديل شدن به كسي است كه ميخواهيد آنها، او بشوند. به عبارت ديگر بايد به طريقي رفتار كنيد كه مايليد فرزندانتان از او تقليد كنند. پس به نكات زير توجه داشته باشيد:
-1به غذايي كه ميخوريد، توجه داشته باشيد -2به طور مرتب ورزش كنيد -3به جنبه ذهني و معنوي خود توجه كنيد-4خوش خلق و خو باشيد -5به اشخاص مهم در زندگي خود بها بدهيد -6ذهن خود را زنده نگهداريد -7اگر بيرون از منزل كار ميكنيد، سعي كنيد كه انجام كارهاي منزل را به حداقل برسانيد -8در انتخاب مراقب و پرستار براي فرزندانتان دقت كافي به عمل آوريد. |
1.94 |
|
نوجوان در يك مبارزه بنيادي كه همانا شناخت هويت خويش است: -1براي آيندهاش تصميم گرفته و در راه آماده سازي آن ميكوشد -2روابط رضايت بخشي با جنس مخالف به وجود ميآورد -3و آخرين مرحله، خارج شدن از قيموميت پدر و مادر و خويشاوندان است .
|
1.95 |
|
در مورد ميزان هوش و استعداد فرزندانتان واقع بين باشيد و فكر نكنيد كه نوجوان شما هوش و استعداد جهت انجام هر كاري را دارد. ما بايد قبول كنيم كه هر يك از ما با ميزان هوش و استعداد متفاوتي متولد ميشويم و هر يك به فعاليت يا حرفهاي علاقمندي نشان ميدهيم . |
1.96 |
|
بسياري از والدين، جوانانشان را براي زندگي زناشويي و يا پدر و مادر شدن آماده نميكنند. آنها به فرزندانشان ميآموزند كه چگونه آموزگار، پزشك، لولهكش، برقكارو...باشند ولي به آنها ياد نميدهند كه چگونه فرزندانشان را تربيت كنند.
|
1.97 |
|
شيوهها و اعمال خاصي كه كودك ونوجوان شما را در مقابل اعتياد واكسينه ميكندعبارتند از: -1روابط گرم و دوستانه با فرزندتان داشته باشيد كه بهترين تضمين بر عليه مشكل اعتياد است . -2سعي كنيد در سالهاي قبل از نوجواني، گفتگوهاي صادقانه با او داشته باشيد و اجازه بيان احساساتش را به او بدهيد. -3با در اختيار قرار دادن اطلاعات كافي و دقيق در مورد عواقب شوم اعتياد در سنين قبل از نوجواني، او را كمك كنيد.
از مصرف بيش از اندازه داروها براي كوچكترين ناراحتي در زندگي خود پرهيز كنيد تا نوجوان شما با مصرف اين دارو خود را آماده پذيرش مواد مخدر ننمايد. -5والدين بايستي امكان فعاليتهاي سازنده و ارزشمند را براي نوجوان فراهم آورند. |
1.98 |
|
سعي نكنيد مانند پليس مخفي، دائما مواظب اعمال و رفتار فرزندتان باشيد. بسياري از والدين از ترس اين كه فرزندانشان به سوي مواد مخدر كشيده شود، هر كاري را انجام ميدهند، به مكالمات تلفني او گوش ميدهندو دائما در حال جستجو در اتاق اسباب و اثاثيه او هستند در حالي كه نوجوان نياز شديدي دارد تا به او احترام گذاشته و بي اجازه به وسايل شخصي او دست نزنند. اگر نوجوان در حالت بحراني باشد با ديدن اين رفتارها، كشش بيشتري به طرف مواد مخدر پيدا ميكند. |
1.99 |
|
فرزندتان را پي در پي نصيحت نكنيد و برايش كلاس درس اخلاق ترتيب ندهيد. اگر ما مسئله مواد مخدر را به صورت "تابو" در آوريم، جذابيت خاصي براي نوجوان كسب كرده و وي وسوسه ميشود آن را بيازمايد.
|
|